پیامدهای خواسته و ناخواسته بحران اوکراین بر مذاکرات اتمی وین

علی حیدری
علی حیدری
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
7 دقيقه خواندن

پس از رفت و برگشت اخیر علی باقری‌کنی، مذاکره‌کننده ارشد جمهوری اسلامی به وین برخی منابع دیپلماتیک اعلام کردند که او با طرح و افزایش خواسته‌های تهران به‌ویژه خروج نام «سپاه پاسداران» از لیست گروه‌های تروریستی، مذاکرات اتمی وین را به بن‌بست کشانده است.

پیش از این سرگئی لاوروف در اظهاراتی غافلگیرکننده خواستار کسب تضمین از سوی آمریکا شد تا روابط اقتصادی، تجاری و نظامی مسکو و تهران تحت تاثیر تحریم‌های گسترده جامعه جهانی علیه روسیه به‌دلیل تهاجم به اوکراین قرار نگیرد.

متعاقب آن میخائیل اولیانوف، مذاکره‌کننده روسیه در مذاکرات وین و لوان جاگاریان، سفیر مسکو در تهران هم خواستار انتفاع کشورشان از مذاکرات اتمی وین شدند و در راستای سخنان لاوروف علنا بحران اوکراین را به مذاکرات اتمی وین گره زدند.

در همین رابطه علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و دیگر مقامات ایرانی بدون مخالفت با چنین پیوندی، آمریکا را همزمان عامل بحران اوکراین و «بن‌بست» مذاکرات اتمی اعلام کرده و به‌روشنی از تهاجم روسیه به اوکراین اعلام حمایت کردند.

افزایش سطح خواسته‌های تهران و طرح مسئله تضمین و گره‌زدن مذاکرات به بحران اوکراین توسط مسکو بدون شک با هماهنگی دو طرف صورت گرفته است. چنین رویکردی نشان از تلاش تهران برای بهره‌برداری از بحران اوکراین دارد که خود را در موضوعات ذیل نشان داده است:

۱- ایران با بهره‌برداری از شرایط جدید جهانی در پی بحران اوکراین، با تعلل و مقصر جلوه‌دادن دیگر طرف‌ها به‌ویژه آمریکا، تعیین ضرب‌الاجل ‌‌و سقف زمانی برای اتمام مذاکرات را رد کرد و کوشید تا حد ممکن مذاکرات را طولانی کرده و آن را به مسئله‌ای ثانوی در مقایسه با بحران اوکراین تبدیل کند.

تهران همچنین اعلام کرد که مسائل مهمی چون «لغو همه تحریم‌ها» و مسئله دادن «تضمین» از سوی آمریکا کماکان حل نشده باقی مانده است تا در شرایط جدید بین‌المللی، فشارها را از خود برداشته و در صورت شکست مذاکرات، واشینگتن و طرف‌های غربی را مسئول ناکامی گفت‌وگوها نشان دهد.

این رویکرد و خواسته‌های جدید ایران باعث شد تا آمریکا و تروئیکای اروپایی به مقامات جمهوری اسلامی هشدار دهند و اعلام کنند که ایران در حال بازی با آتش بوده و با اتکا به راهبرد «حرکت بر لبه پرتگاه» ممکن است کل فرایند مذاکرات را به شکست بکشاند.

۲- پس از آغاز و گسترده‌تر شدن بحران اوکراین، مقامات جمهوری اسلامی بر ادامه غنی‌سازی 60 درصدی اورانیوم تاکید کرده و ابراز داشتند که چنین روندی ضامن پایبندی غرب به توافق احتمالی جدید خواهد بود و در صورت نقض توافق از طرف آنها، زمان دستیابی ایران به «بمب اتم» را کاهش خواهد داد.

در همین رابطه خامنه‌ای، «کوتاه آمدن» از توان هسته‌ای برای رفع تحریم‌های آمریکا را خطایی بزرگ و ضربه به قدرت سیاسی ایران توصیف کرد. او با تاکید بر ضرورت دستیابی نظامش به «محصول انرژی هسته‌ای»، آن را «بازوی سیاسی و ابزار چانه‌زنی» دانست.

افزون بر این، ایران کماکان هیچ توضیح قانع کننده‌ای به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره کشف مواد رادیواکتیو با درصد بالا در چهار مکان مشکوک ارائه نداده است. چنین امری خود از مهمترین عوامل بازدارنده در دستیابی به توافق در مذاکرات وین به‌شمار می‌رود.

۳- توسعه برنامه موشکی ایران نیز در ادامه افزایش فشارهای تهران بر غرب قابل تفسیر است. ایران می‌کوشد با تاکید غرب درباره رسیدن مذاکرات وین به مراحل پایانی، به آزمایش‌های موشکی و موشک‌پرانی اقدام کند. در همین رابطه خبرهایی در مورد شکست آزمایش موشک ماهواره‌بر «ذوالجناح» با سوخت ترکیبی جامد و مایع منتشر شد.

این آزمایش ناموفق برای جبران شکست آزمایش موشک «سیمرغ» انجام گرفت که در دسامبر سال گذشته میلادی انجام شده بود.

واشینگتن پیوسته تاکید کرده که آزمایش این موشک‌ها در راستای توسعه توان موشکی جمهوری اسلامی با هدف تولید و دستیابی به موشک‌های حامل کلاهک هسته‌ای بوده و اطلاق عنوان ماهواره‌بر به این موشک‌ها پوششی برای مخفی‌کردن برنامه موشک‌های اتمی ایران است.

۴- فرصت درگیر شدن روسیه در اوکراین امکان افزایش نفوذ منطقه‌ای ایران برای جبران کاهش حضور نیروهای روسی به‌ویژه در سوریه را مهیا کرده است.

روسیه حضور ایران در سوریه را هم از لحاظ اقتصادی بواسطه ممانعت توسعه روابط تجاری تهران و دمشق و هم از لحاظ نظامی از طریق همکاری پیدا و پنهان با اسرائیل با محدودیت مواجه کرده بود.

سفر اواخر فوریه گذشته علی مملوک، دبیر شورای عالی امنیت ملی سوریه به تهران و دیدار با علی شمخانی همتای ایرانی خود نشان از گسترش حضور نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در سوریه در پی بحران اوکراین و تمرکز روسیه بر آن بحران دارد.

این تغییرات، پیامدهایی بر مذاکرات اتمی وین خواهد داشت که می‌تواند به سه گزینه شکست مذاکرات، امضای توافقی موقت و یا طولانی‌شدن مذاکرات وین منجر شود.

شکست مذاکرات

افزایش خواسته‌ها و طرح مطالبات جدید از سوی تهران که سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت خارجه ایران از آنها به عنوان «خطوط قرمز» نام برده است، می‌تواند به پیچیده‌تر شدن و در نهایت به شکست مذاکرات منتهی شود.

در همین رابطه روزنامه «کیهان»، نزدیک به بیت رهبر جمهوری اسلامی نوشت که «عدم توافق بهتر از توافق بد است» و روزنامه «وطن امروز»، نزدیک به سپاه اعلام داشت که «کشور منتظر امضای توافق در وین نخواهد ماند».

این مواضع به خوبی تاثیر بحران اوکراین و تصور مقامات جمهوری اسلامی از چگونگی بهره‌برداری از این بحران را نشان می‌دهد.

نباید از یاد برد که بحرانی‌شدن روابط میان واشینگتن و مسکو‌ به علت جنگ اوکراین می‌تواند تنش و تشنج در روابط دو کشور را افزایش داده و همزمان پرونده‌های مورد اختلاف میان دو طرف را هر چه بیشتر به یکدیگر مرتبط و وابسته سازد.

توافق موقت

اصرار ایران بر مواضع تندروانه به بهانه خطوط قرمز نظام و افزایش ابعاد بحران اوکراین، ممکن است دیگر طرف‌های مذاکرات اتمی را به‌سوی امضای توافق موقت با ایران با هدف تمرکز هر چه بیشتر بر پرونده جنگ اوکراین متمایل کند.

ادامه بحران اوکراین و افزایش قیمت جهانی نفت و گاز نیز می‌تواند فرصت فروش قاچاقی نفت ایران برای جبران کاهش قیمت‌ها را افزایش داده و غرب به‌ویژه آمریکا با اغماض، به این اقدام ایران واکنشی نشان ندهند. در چنین شرایطی، ایران دلیلی برای تسریع در امضای توافق دائمی در صورت عدم پذیرش خواسته‌های حداکثری خود نمی‌بیند.

طولانی‌شدن مذاکرات

پیامدهای نامعلوم بحران اوکراین و احتمال طولانی‌شدن این بحران، ممکن است باعث کاهش فوریت و عدم اهمیت سقف زمانی برای امضای توافق اتمی از سوی ایالات متحده شود.

در وضعیت کنونی، آمریکا به دلیل هراس از احتمال فروپاشی توافق هسته‌ای و فقدان طرحی جایگزین از سوی دولت بایدن مایل به افزایش فشار بر تهران نیست.

مقامات ایران نیز با آگاهی از شرایط جدید بین‌المللی، از طولانی‌شدن مذاکرات و کاهش تعهدات برجامی و توسعه همزمان برنامه اتمی استقبال خواهند کرد، هر چند که در اعلام مواضع رسمی خواستار حل‌وفصل سریع این مذاکرات شوند.

از چنین چشم‌اندازی، بحران اوکراین می‌تواند فرصتی برای بهره‌برداری تهران از شرایط جدید فراهم کند.

اما نتایج نامعلوم بحران مذکور، نحوه تعامل غرب، رفتارهای کاملا انتفاعانه روسیه و سابقه مسکو در قربانی‌کردن کشورهای اقماری خود می‌تواند معادله را به ضرر نظام حاکم در تهران تغییر داده و جمهوری اسلامی را با عواقب ناخواسته و محاسبه نشده مواجه کند.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size