این جنگ نتانیاهو است

زید بن کمی
زید بن کمی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
6 دقيقه خواندن

دیگر سوال این نیست که اسرائیل یا اسرائیلی‌ها از این جنگ چه می‌خواهند؟ بلکه سوال این شده است: بنیامین نتانیاهو از این جنگ چه می‌خواهد؟ این جنگ هر چه بیشتر ادامه یابد، بیشتر مشخص می‌شود که آنچه در حال وقوع است، نبرد یک کشور نیست بلکه پروژه فردی مردی است که با بن‌بست داخلی، سیاسی و قضایی روبروست، کسی که خون فلسطینی‌ها و ویرانی منطقه را به سپری برای حفظ بقای خود تبدیل کرده است.

جنگی که نزدیک به دو سال است در جریان است، دیگر صرفاً جنگ اسرائیل نیست، بلکه «جنگ نتانیاهو» است. از لفاظی‌های تحریک‌آمیز گرفته تا تصمیمات ترور، از صحنه‌های بمب‌گذاری در غزه گرفته تا تلاش برای ترور رهبران حماس در قلب دوحه در 9 سپتامبر، رد پای این مرد به وضوح آشکار است و تصمیمات او بیش از آنکه از به اصطلاح امنیت ملی اسرائیل محافظت کند، در خدمت نبردهای سیاسی اوست.

در ماه اوت گذشته، یاکوف بردگو، مفسر راست افراطی و یکی از نزدیک‌ترین افراد مورد اعتماد نتانیاهو، علناً خواستار کشتن رهبران حماس در قطر شد. او پا را فراتر گذاشت و گفت: «ما نباید از آسیب رساندن به قطر بترسیم.» تنها چند هفته بعد، این سخنان به عمل تبدیل شد و دوحه، پایتخت میا‌نجی‌گری، به جبهه جدید نتانیاهو تبدیل شد.

شاید گفته شود که اسرائیل بارها از مرزهای فلسطین عبور کرده و به لبنان، سوریه، ایران و یمن حمله کرده است، اما این‌ها عملیات‌هایی بودند که به عنوان درگیری‌های منطقه‌ای یا نبردهای پیشگیرانه توجیه می‌شدند. نکته جدید این است که نتانیاهو در حال انتقال درگیری به یک سرزمین میانجی، به کشوری است که طرف جنگ نبوده است. پیام واضح بود: هیچ کس مصونیت ندارد و هیچ کشوری سعی در گشودن دریچه‌ای برای گفتگو ندارد. این جنگی بدون مرز است که منعکس کننده ذهنیت مردی محاصره شده است که به دنبال نجات سیاسی خود در خون است.

جامعه بین‌المللی دیگر آنچه را که اتفاق می‌افتد صرفاً به عنوان یک جنگ نظامی نمی‌بیند. صحنه‌هایی که از غزه پدیدار می‌شود: قحطی، ویرانی و کشتار جمعی... به پرونده‌های حقوقی در دیوان کیفری بین‌المللی تبدیل شده‌اند. اصطلاح "نسل‌کشی" دیگر یک شعار سیاسی نیست؛ بلکه به بخشی از گزارش‌های آژانس‌های سازمان ملل و سازمان‌های حقوق بشر تبدیل شده است. در قلب این تصویر، نتانیاهو نه تنها به عنوان نخست وزیر، بلکه به عنوان یک متهم بالقوه متهم به جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت قرار دارد.

حتی در داخل اسرائیل، حمایت مردمی از او دیگر منسجم نیست. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که اعتماد به او رو به کاهش است، خیابان‌ها پر از اعتراضات شده و چهره‌های برجسته دولت او را ترک کرده‌اند. بنی گانتز پس از ناامیدی از فقدان یک برنامه سیاسی از کابینه جنگ استعفا داد؛ یوآو گالانت، وزیر دفاع، پس از اختلاف عمومی بر سر مدیریت جنگ و گروگان‌ها برکنار شد؛ هرتسی هالوی، رئیس ستاد، استعفا داد و خود را مسئول شکست‌های ۷ اکتبر ۲۰۲۳ دانست؛ حزب بن گویر قبل از بازگشت با شرایط جدید به توافق آتش‌بس اعتراض کرد؛ و رونن بار، رئیس شین بت، استعفا داد. این اختلافات و استعفاها نشان می‌دهد که این جنگ دیگر جنگ اسرائیل نیست، بلکه جنگ تنهای نتانیاهو است و پروژه شخصی او حتی به خود اسرائیل نیز ضرر هنگفتی می‌رساند.

کشته شدن بیش از ۴۱ زندانی اسرائیلی توسط بمباران ارتش اسرائیل در غزه ثابت می‌کند که نتانیاهو کمتر به جان اسرا و شهروندان خود اهمیت می‌دهد تا به تحکیم روایت شخصی خود. هر کسی که زمان‌بندی عملیات‌های او، مانند حمله به دوحه یا حمله به غزه را دنبال کند، متوجه خواهد شد که این عملیات‌ها اغلب با جلسات دادگاه برای بررسی چهار پرونده فساد و خیانت علیه او همزمان می‌شوند، گویی جنگ پوششی برای ساکت کردن نگرانی‌های داخلی و به تعویق انداختن لحظه حساب پس دادن است.

نتانیاهو خود اعتراف کرد که اسرائیل با ادامه جنگ، با انزوای اقتصادی فزاینده‌ای روبرو است، و این پس از اعلام دیروز اتحادیه اروپا مبنی بر تحریم‌های جدید علیه اسرائیل به دلیل جنگ علیه غزه بود. این اعتراف، سیاست‌های نتانیاهو را که تنها رکود و انزوا را برای اسرائیل به ارمغان آورده است، افشا می‌کند. یائیر لاپید، رهبر مخالفان، این اظهارات را "دیوانه‌وار" توصیف کرد و تأکید کرد که انزوا سرنوشت محتوم نیست، بلکه نتیجه سیاست‌های ناقص و شکست‌خورده نتانیاهو است.

پس چرا این جنگ نتانیاهو است؟ زیرا این جنگ ویران‌کننده‌ای است که با ذهنیت مردی ادامه می‌یابد که به دنبال راه حل شخصی برای بحران‌های خود است، نه آینده‌ای برای مردمش. این جنگی است که ترور را با مذاکره و گلوله را با دیپلماسی جایگزین می‌کند. این جنگی است که اسرائیل را در آستانه دادگاه‌های بین‌المللی قرار می‌دهد و نتانیاهو را به یک جنایتکار جنگی تبدیل می‌کند که جایگاه طبیعی او نه پشت میز حکمرانی، بلکه در برابر قضات عدالت است. بنابراین، ثبت آن به عنوان "جنگ نتانیاهو" مساله مهمی است. پس این نه جنگ اسرائیل، نه بحران غزه و نه بحران کل است. تاریخ ثبت خواهد کرد که آنچه اتفاق می‌افتد، نه تنها جنگ اسرائیل یا جنگ فلسطینی‌ها نیست، بلکه جنگ مردی به نام بنیامین نتانیاهو بوده است. جنگ‌های شخصی تا زمانی که عاملان آنها به دست عدالت سپرده نشوند، پایان نمی‌یابند.

منبع: روزنامه الشرق الاوسط

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size