ترامپ و محمد بن سلمان؛ مسئولیت رهبری سعودی در جهان عرب

رفیق خوری
رفیق خوری
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
6 دقيقه خواندن

هنگامی که ساعت آمریکا به وقت سعودی زنگ زد، رهبری ایالات متحده به ریاست پرزیدنت دونالد ترامپ، در ریاض حضور یافت. تمامی رهبران کشورهای عربی خلیج نیز در ریاض گرد آمدند تا در نشست آمریکایی‌ـ‌خلیجی شرکت کنند که محورش، مسائل منطقه بود. تمامیت جهان عرب چشم امید به ریاض دوخته بود، و همه جهان، در رأس آن قدرت‌های بزرگ، تعامل باز در قبال ریاض داشته و این پایتخت را کانونی برای حل مشکلات از مسیر گفت‌وگو می‌یابند. بخشی از این جایگاه سعودی، حاصلِ رخدادها و بخشی دیگر، نتیجه‌ی هنر مدیریت آن‌ها است.

این رویداد بزرگ، تنها فصل برداشت تریلیون‌ها دلار در سفر ترامپ به سعودی، قطر و امارات نبود، بلکه بیشتر تصویری از وضعیت آینده جهان عرب ارائه می‌دهد که با به‌کارگیری ارقام نجومی در ساختن فردا نقش‌آفرینی می‌کند.

نکته چشمگیر، تنها در این نیست که رئیس‌جمهوری ایالات متحده نخستین سفر خارجی خود در آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش را به سعودی، قطر و امارات متحده عربی اختصاص داد، بلکه در آن است که این انتخاب، بازتاب انتقال رهبری جهان عرب به ریاض است.

نکته متفاوت در رهبری سعودی بر جهان عرب، تفاوت مبنایی با رهبری‌های پیشین است که جهان عرب را به ورطه جنگ‌ها، شکست‌ها و فقر کشاندند. هدف اینک، گسترش رونق اقتصادیِ منطقه خلیج به سراسر پایتخت‌های عربی است چرا که یا شکوفایی، فراگیر خواهد بود و یا اساسا تحقق نخواهد یافت.

در دوره‌های گذشته، سیاست‌های آمریکا و اروپا بیشتر بر منازعات ژئوپلیتیکی و استراتژیک میان سه قدرت منطقه‌ای ــ ترکیه، ایران و اسرائیل ــ متمرکز بود؛ بی‌آن‌که وزنی واقعی برای جایگاه جهان عرب، ظرفیت اقتصادی آن، و نقش مؤثرش در نظم امنیتی منطقه‌ای یا نظام بین‌المللی قائل شود اما این وضعیت غیر واقعی، اکنون در حال دگرگونی است.

دیگر نمی‌توان از «خلأیی» در جهان عرب سخن گفت که قدرت‌های منطقه‌ای در رقابت برای پرکردن آن هستند؛ چرا که قدرت عربی به صحنه بازگشته است. دیگر نمی‌توان نظام امنیتی منطقه‌ای را بر پایه نادیده‌گرفتن نظام امنیت ملی عربی بنیان نهاد.

اما تحقق تمام‌عیار قدرت عربی، در گرو آن است که کشورهایی چون لبنان، سوریه، عراق، یمن، سودان و لیبی از بحران‌های خود رهایی یابند تا بار دیگر روند رشد اقتصادی و بازسازی این کشورها را آغاز کنند.

این موضوع، محور اصلی گفت‌وگوها در ریاض، دوحه و ابوظبی را تشکیل داد. نکته‌ای عادی نیست که دونالد ترامپ، بنا بر درخواست محمد بن سلمان، ولی‌عهد سعودی، تصمیم بگیرد تحریم‌ها علیه سوریه را لغو کرده و احمد الشرع، رئیس جمهوری سوریه در معیت بن سلمان به حضور بپذیرد.

لبنان نیز، همچون مسائل مربوط به غزه، راه‌حل دوکشوری، و بحران‌های سودان و یمن، در دستور مذاکرات قرار داشت و غایب نبود.

در حالی‌که روایت‌های گوناگونی از «خاورمیانه جدید» مطرح است، دونالد ترامپ از تعبیری بس گویا بهره گرفت: «خاورمیانه‌ای باثبات»؛ ثباتی که در مقام عمل همان مؤلفه‌هایی را می‌طلبد که شکوفایی و صلح نیازمند آن‌ هستند که همان معنای واقعی «شراکت راهبردی» میان آمریکا و سعودی، قطر و امارات متحده عربی است.

شراکتی که قراردادهای تسلیحاتی به ارزش صدها میلیارد دلار برای حفاظت از صلح، ثبات و توسعه و همچنین ساختن آینده، بومی‌سازی هوش مصنوعی در یک «مرکز» جدید در سعودی، و گذار از صرفاً جایگاه مصرف‌کننده فناوری به سوی دانش ساخت آن و مشارکت در توسعه آن را شامل می‌شود. افزون بر این، سرمایه‌گذاری‌های گسترده در تمامی حوزه‌ها نیز در این شراکت لحاظ شده، به‌گونه‌ای که تولید ناخالص ملی بر پایه فعالیت‌های اقتصادی فراتر از درآمد نفتی استوار گردد.

چالش‌های پیشِ‌رو بر کسی پوشیده نیست. فرصت‌های بزرگ همواره در کلافی از تهدیدهای کهنه و جدید محصورند. تصویری که در نگاه نخست از تحولات ترسیم می‌شود، اگرچه نویدبخش و روشن است، اما در خوانش دوم، دربر دارنده اموری نگران‌‌زا هستند.

بخشی از مطالبات سوریه، برای احمد الشرع، دشوار و حتی ناخوشایند است. او به‌طور فعال در فضای عربی وارد شد حمایت سعودی و ترکیه از او، دروازه آمریکا را به رویش گشود. با این حال، گام‌های الشرع در داخل سوریه به کُندی جلو می‌رود. بزرگ‌ترین چالش پیش‌روی او، تحقق عملی شعار «سوریه برای همه سوری‌ها» ــ با همه طوایف، قومیت‌ها و گرایش‌ها- است.

در لبنان نیز، بخشی از انتظارات از رئیس‌جمهوری جوزف عون، نخست‌وزیر نواف سلام، دولت و پارلمان، با مانع روبه‌روست؛ به‌ویژه در خصوص خلع سلاح حزب‌الله که فرآیندی پیچیده و پرتنش تلقی می‌شود، و همچنین درباره سلاح گروه‌های فلسطینی خارج از ساختار سازمان آزادی‌بخش. این عوامل، آغاز روند شکوفایی و ثبات لبنان را مختل می‌کند.

همه سرنخ‌های این بازی در دستان ترامپ نیست. اسرائیل در منطقه بازی می‌کند و آمریکا را نیز به بازی گرفته و این‌گونه القا می‌کند که نه‌تنها قصدی برای عقب‌نشینی از اراضی اشغالی در لبنان و سوریه ندارد، بلکه در تدارک الحاق کرانه باختری نیز هست.

پایان دادن به جنگ غزه، مسئله‌ای به‌مراتب پیچیده‌تر از پیشنهادهای میانجی‌گران است.

رفتار ایران بر این پایه قرار دارد که حصول توافق هسته‌ای با آمریکا، نفوذ منطقه‌ای را برایش محفوظ نگاه خواهد داشت؛ آنهم در حالی‌که ترامپ خواهان توقف جنگ‌های نیابتی تهران از طریق بازوهای آن است.

ترکیه به‌خوبی می‌داند با «هدیه نخست» ــ یعنی سقوط نظام اسد ــ چه کند؛ اما در برابر «هدیه دوم» ــ یعنی اعلام انحلال حزب کارگران کردستان و تحویل سلاح ــ دچار سردرگمی است و نمی‌داند گام بعدی‌اش چه باید باشد.

با این‌همه، جهان دگرگون شده و چنان‌که ابن‌خلدون گفته است: «اگر احوال جهان دگرگون شود، گویی خود جهان از بنیاد تغییر کرده است.»

منبع: ایندپندنت عربی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size