موسیقی در خدمت مقاومت مردمی عربهای اهوازی
هنگامی که ایران در اواسط قرن بیستم تحت حکومت محمد رضا پهلوی قرار گرفت، دولت مرکزی سیاستهای تهاجمی برای ایجاد یک «کشور ملی فارس» بر ساکنان ایران تحمیل کرد.
سیاستهای حکومت پهلوی برای «فارسی کردن» افراد غیر فارس با ممنوعیت تحصیل به زبانهای غیر فارسی آغاز شد. تأسیس «فرهنگستان» در سال ۱۹۳۵ با هدف «تمیز کردن» زبان فارسی از کلمات عربی و دیگر واژگان خارجی، روش دیگری بود که دولت مرکزی برای پیشبرد سیاست آسیمیلاسیون استفاده میکرد. در این میان ایجاد واژگان فارسی جدید گامی دیگر از سوی دولت مرکزی برای مبارزه با تنوع موجود در ایران و خلق ایرانی یک رنگ بود.
در نتیجه، فرهنگ، هویت و زبان ملل غیر فارس که قرنها در مرزهای ایران زندگی میکردند، به شدت سرکوب شد. موسولینی در همان سال چنین فرهنگستانی را در ایتالیا تأسیس کرد و اقدامات شدیدی در برابر کلمات وامهای گرفته شده از زبانهای دیگر در زبان ایتالیایی انجام داد.
دربارهٔ همین موضوع سویتچوسکی سیاستهای آسیمیلاسیون را در حق تورکان ایران را نیز همینگونه وصف میکند. در تلاش برای یکسانسازی ملی و فرهنگی در کشور متنوع، حکومت پهلوی استفاده از زبان تورکی را در مدارس، تئاتر و مناسبات دینی وجشنها و در کتابها ممنوع کرد.
ایران با داشتن اقلیتهای قومی، مذهبی و زبانی یکی از متنوعترین کشورهای منطقه است. به گزارش سازمان ملل، در حال حاضر حدود ۷۰ زبان در ایران صحبت میشود، که بیشتر این زبانها با خطر مرگ روبهرو هستند.
سیاست تک زبانی در ایران پیامدهای منفی مختلفی برای توسعه ادبیات، هنر، شعر و سینما اقلیتهای ملی داشتهاست. اگر هنرمندی از اقلیتهای ملی تمایل به خلق هنر داشته باشد، ناچار دست به خودسانسوری خواهد زد تا از سوی دولت مرکزی ممنوعالکار و مجازات نشود.
از آنجایی که زبان اقلیتهای ملی متفاوت از زبان حکومت مرکزی است، این به هنرمندان این اقلیتها اجازه میدهد احساسات جامعه خود را به دور از کنترل دولت مرکزی از طریق تولید هنر در زبان خود تقویت کنند و آثار هنری که به عنوان مثال در میان عربهای اهوازی تولید میشوند، گاهی پیامهای سیاسی بسیار قوی دارند ولی از آنجایی که به زبان فارسی نیستند، هفتهها یا ماهها به طول میانجامد تا دولت مرکزی متوجه تأثیر آن آهنگها یا کتابها بر احساسات مردم بشوند.
در فاصله زمانی بین انتشار یک موسیقی یا انتشار یک کتاب و سرکوب و ممنوعیت توسط دولت، هنر تولید شده دل و ذهن میلیونها نفر را برانگیزد و روح مقاومت در میان جامعه تقویت میکند.
یکی از مشهورترین هنرمندانی که چنین تعهد و شجاعتی داشتند که به زبان خود آثار هنری سیاسی بیافرینند و بهای این کار را به قیمت جان خود بپردازند، "ستار صیاحی" معروف به "ابوسرور الاهوازی" بود. او در سال ۲۰۱۲دستگیر شد و تنها ساعاتی پس از آزادی در سن ۳۰ سالگی درگذشت. تا امروز شعرها او در خانههای اهوازی، جشنها و یزله وپایکوبیها شنیده میشود.
در ژانویه ۲۰۱۹ اکونومیست، یکی از مشهورترین مجلههای جهان خبر ممنوع الکار شدن مهدی یراحی، خواننده پاپ ایرانی را بعد از انتشار آهنگ "پارهسنگ" منتشر کرد. مهدی یراحی با موسیقی خود دست به ساختارشکنی بسیار زد و سیاستهای محیط زیستی و حتی جنگطلبانه ایران را به چالش کشید. بعضی از هنرمندان مانند یراحی سعی دارند از زبان عربی و فارس در کار خود استفاده کنند و بدین وسیله نه تنها از مقاومت عربهای اهوازی در برابر دولت مرکزی حمایت کند، بلکه صدایی باشند که مطالبات همه مردم ایران را فریاد میکند.
در سیل ویرانگر اخیر که تمام اقلیم اهواز را دربر گرفت و همچنان نیز هم ادامه دارد، مردم عرب اهوازی خود را در برابر این فاجعه تنها یافتند. در میان، دولت ایران نه تنها برای نجات مردم اقدامی انجام نداد، بلکه از این وضعیت سوء استفاده کرده تا اهوازیها را از سرزمین خود، با وعده دادن به «مسکن آزاد» در استانهای مرکزی ایران، به شکل اجباری بکوچاند.
عربهای اهوازی که این سیل را در حقیقت برنامه دولت مرکزی برای تغییر جمعیت اقلیم میدیدند، تصمیم گرفتند خود دست به کار شده و خانهها و زمینهایشان را حفظ کنند. با وجود تلاش مردمی همچنان بیش از نیم میلیون اهوازی از این سیلاب متضرر شده و خانههای خود را از دست دادند.
در زمانی که مردم با سیلابها مقابله میکردند، باز این هنر بود که در قالب یک اثر موسیقی آنها را با هم متحد کرد. "حسن صبحی پور"، کارگردان اهوازی که با نام "حسن نصر" نیز شناخته میشود، شعرهایی که مردم در حین کار میخواندند را در ویدئو کلیپی تحت عنوان "نشید الوحدة" (سرود وحدت) جمعآوری و عرضه کرد. این سرود نه تنها در داخل مرزهای ایران، بلکه در تمام جهان عرب مشهور شد. این شهرت به جایی رسید که حتی یکی از فرماندهان سپاه پاسداران در یک برنامه تلویزیونی یک بیت از این سرود را تکرار کرد: "شط را به گریه انداختیم و گریه نکردیم". این فرمانده سپاه پاسداران در زمانی که این بیت را از تهران خواند، احتمالاً نمیدانست حسن نصر برای این سرود در زندان به سر میبرد.
حسن نصر تا یک ماه تحت بازداشت قرار داشت، هرچند او مجوزهای لازم برای تولید و نشر ویدیو کلیب را داشت. وقتی ویدیو کلیب به شدت بین مردم پخش شد و در خواستهای برای آزادی وی بالا گرفت. دولت ناچار شد که این هنرمند را آزاد کند.
دولت مرکزی چندین دهه است که تلاش کرده موسیقی را ممنوع کند اما موسیقی در میان مردم عرب اهواز علاوه بر اینکه نمرده، هر روز جان تازهتری گرفته و با صدای بلندتری فریاد شده که: "ما به ساز شما نمیرقصیم"