حجاب اجباری در ایران محصول فرهنگی یا تحمیل ايديولوژيکی
مسئله پوشش زنان در تاريخ همیشه يکى از اولين موضوعاتى بوده که توسط سيستمهاى مختلف براى بيان ايديولوژى مورد سوء استفاده قرار گرفته و جسد زن همواره ميدان جنگ ايديولوژيکی میان طرفهای متخاصم در باره این موضوع بوده است. در این میان موضوع پوشش مردان هر چند تماما از اين امر مستثنى نبوده ولى به شدت دخالت در پوشش زنان نيست.
در تاريخ ايران پيشرفت جامعه تأثير مستقيم بر نوع پوشش مردم داشت ولى با قانون کشف حجاب در دوران رضا خان براى اولين بار اين موضوع بار سياسى گرفت و حکومت به صورت فعال دست به تنظيم قانون ضد حجاب زد وحتى براى حذف نهايى آن دست اقدام به برداشت فيزيکى حجاب از سر زنان کرد.
در سالهای ما قبل سقوط محمدرضا شاه بعضى از زنان براى نشان دادن مخالفت با نظام و ايديولوژى نظام حاکم حجاب بر سر کردند. در حقيقت حجاب نوعى پيام سياسى تلقى مىشد، اما پس از سقوط نظام شاه یکی از چالشهایی که پیوسته نظام حاکم در ایران با آن مواجه بود، قانون حجاب اجباری در کشور است .
پس از اعلام اجباری شدن حجاب توسط آيت الله خمینی، در سال 1979 ، زنان در اعتراض به آن بارها دست به تظاهرات گسترده زدند. یکی از مشهورترین تظاهرات زنان در این رابطه روز 8 مارس سال 1979 روی داد که فقط در دانشگاه تهران بین 5 تا 8 هزار معترض حضورداشتند. این تظاهرات توسط رژیم سرکوب شد اما اعتراض زنان به این قانون تا کنون به شکلهای مختلف ادامه دارد این قانون برای اولین بار در سال 1983 توسط مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید در حالی که پیش از این سال قانونی در زمینه لزوم رعایت حجاب اسلامی وجود نداشت.
مطابق این قانون هر زنی فقط در صورتی می تواند در اجتماع حاضر شود که بدن خود را در چارچوب استانداردهای تعیین شده بپوشاند در غیر این صورت با وی برخورد خواهد شد هر شخصی هم این حق را دارد تا به او تذکر دهد و با او برخورد کند از پلیس گرفته تا یک شهروند معمولی.
در آن زمان حتى گروههايى که خود را پيشرو جامعه مى دانستند با اين اقدام خميني مخالفت نکردند و به وضوح تظاهرات و فعاليتهاى زنان را حمايت نکردند و آن را به پاى «دسیسه امپرياليستها» حساب کردند.اين قانون تصویب شده از طرف حکومت اسلامی در تهران، کار را به جايي کشاند که هر شهروندى که به ايدلوژى نظام اعتقاد دارد به خود اجازه بدهد در حريم خصوصى ديگران دخالت بکند، و حتى اگر زنی با اعمال خشونت بخواهد حجاب را به صورت اجباری بر زن ديگرى تحمیل کند.
نمونه این برخورد را میتوان در تذکر زنی به نام «فاطمه آذر فرد» مشاهده کرد که هنگام کشف حجاب یک زن راننده با او درگیری فیزکی پیدا کرد که فیلم آن پس از منتشر شدن در فضای مجازی اعتراض عمومی را نسبت به این برخورد در پیداشت تا نشان دهد افکار عمومی نیز با قانون اجباری حجاب و چنین برخوردهای خشونت آمیزی مخالف هستند.
اما برخلاف واکنش مردم ایران، مسئولان کشور از فاطمه آذر فرد طی مراسمی تقدیر کردند تا ثابت شود در ایران به شکل سیستماتیک و قانونی برای زن هیچ حقی برای انتخاب نوع پوشش وجود ندارد.
با وجود سرمایه گذاریهای کلان برای تبلیغ حجاب اجباری در ایران و متوسل شدن به شیوه های قهری برای پذیرش آن، تحقیقی از سوی مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری آشکار میکند که این تلاشها بدون نتیجه بوده است به طوری که بررسیها نشان میدهد در دهه اخیر نظر شهروندان ایرانی نسبت به مقوله حجاب اجباری به طور جدی دچار تغییر شده و حدود نیمی از مردم ایران معتقدند حجاب، موضوعی «خصوص» است. علاوه بر این در حالی که نیمی از جامعه آماری شرکت کننده در این نظرسنجی در سال 2006 معتقد به ضرورت برخورد قضایی با افراد بیاعتنا به حجاب بودند، این آمار در سال 2014 به 39 درصد کاهش یافته است. یافتههای آماری این نظرسنجی در حالی بیشتر حائز اهمیت میشود که بدانیم بر اساس گزارش نشست مرکز استراتژیک
ریاست جمهوری، سال 1974 یعنی تنها چهار سال پیش از انقلاب اسلامی، سه چهارم مردان یعنی 75 درصد از آنها ترجیح میدادند همسرشان حجاب داشته باشد و تنها هفت درصد تمایل به داشتن زن بیحجاب داشتند.
نتایج یک نظرسنجی دیگر با موضوع «موافقت یا مخالفت با حجاب اجباری» نیز که توسط وزارت ارشاد ایران در سال 2015 صورت گرفته بود، نشان میدهد که مخالفان حجاب اجباری در تمام استانهای ایران به جز یک استان چند برابر موافقان آن هستند.
طبق این نظرسنجی 78/3 درصد کل جمعیت کشور موافق حجاب اختیاری بوده و تنها 21/7 درصد از حجاب اجباری حمایت میکنند.
لغت نامه دهخدا یکی از مرجعهای معتبر در ایران درباره واژه حجاب نوشته: در ادوار حکومت مادر بر خانواده بشری، حجاب نمیتوانست وجود داشته باشد بلکه قدیمی ترین نوع حجاب را بایستی از آغاز دوره پدر شاهی یعنی حکومت پدر بر خانواده جستجو کرد. در این دوره است که زن در عداد اموال مرد در می آید و چون آن را مورد توجه دیگران می یابد به فکر پنهان کردن وی در میآید.
قانون حجاب اجباری در ایران زنان را بیش از پیش در موقعیت فرودستی نگه می دارد. آنها میدانند در هر بار خروج از خانه بیش از آن که سلیقه خود را هنگام انتخاب نوع لباسی که می خواهند بپوشند در نظر بگیرند باید معیارهای تعیین شده در قالب قانون را مرور کنند تا گرفتار مجازات پلیس یا برخورد خشونت آمیز سایر شهروندان نشوند. مسلما پوشش انسانها نتيجه مخلوطى از دين، فرهنگ، آداب و رسوم و تاثيرات آب هوايی است ولى وقتى دولت پا به ميدان مى گذارد و با استفاده از قدرت راه طبيعى پيشرفت و تغيير پوشش را تغيير مى دهد اين موضوع از حيطه توليد فرهنگى خارج شده و پا به ميدان ايديولوژى و سياست مى گذارد.
بر عکس آنچه در قبل از انقلاب اتفاق افتاد الان زنان براى نشان دادن مخالفت خود با نظام و قوانين حاکم حجاب خود را بر مى دارند و اين کار نبايد در تنها در این دایره تنگ محصور شود بلکه بایستی در ميدان بزرگ تر مبارزه براى آزادى، عدالت اجتماعی و حقوق بشر تفسير شود.