خطر پیشرو در ایران؛ پناهندگان زیست محیطی
در 2 هفته گذشته، شهرهای جنوب غربی ایران که منطقه به لحاظ تاریخی به «عربستان» شناخته میشد (خوزستان رسماً) شاهد اعتراضات علیه کمبود آب آشامیدنی بود، بویژه مردم محلی شهرعبادان، (آبادان) محمره (خرمشهر) و باوی که اکنون دیگر آبی برای آشیامیدن ندارند.
همزمان با این بحران دولت ایران در اوایل ماه جاری اعلام کرد کشاورزان خوزستان «عربستان سابق» به علت کمبود آب امسال نمیتوانند برنج بکارند. سایرمحصولاتی نظیر بامیه که تنها یک بار در هفته نیاز به آبیاری دارند، در لیست گیاهانی قرار گرفت که کشاورزان عرب از کشت آن منع شدند.
جمهوری اسلامی ایران سالهاست که آب را از منطقه جنوب غربی به فلات مرکزی ایران انتقال میدهد. و مهم تر از این انگیزه طرح انتقال آب کارون تنها برای توسعه یک شهر صورت گرفته و آن هم اصفهان ، تاکنون 90 سد و چندین تونل در مسیر رودخانه کارون توسط سپاه پاسداران برای تأمین آب کشاورزی و صنعت فولاد اصفهان احداث شده است.
رودخانه کارون در اهواز با مسافتی به طول 950 کیلومتر، تنها رودخانه قابل انتقال آب شیرین در ایران است. اما این روزها این رود خروشان فقط حامل آبهای آلوده و نمک است، از آب شیرین این رودخانه که حق مسلم مردم ستم دیده اهواز است کشاورزان اصفهان برنجکاری میکنند اهوازیها از زمینهای کشاورزی بی آب به حاشیهنشینی در شهرها پناه می برند.
با توجه به قانون اساسی ایران، انتقال آب از یک منطقه به دیگری بههیچوجه به جز در شرایط ضروری برای آشامیدن از نظر قانونی جایز نیست و ممنوع است. این در حالی است که دولت خود اقدام به انتقال آب رود کارون به شهرهای مختلف در استانهای مرکزی کرده و موجب خشکسالی و از بین رفتن جنگلهای طبیعی، درختان و باغهای میوه در استان خوزستان یا«عربستان سابق» شده است. نابودی محیط زیست در این منطقه معیشت هزاران نفر از عربها بومی یعنی ساکنان اصلی و تاریخی منطقه را با خطر نابود کامل مواجهه کرده است. صدها روستا از بین رفت واهالی آن روستاها مجبور به هجرت به حاشیه شهرهای بزرگ مانند اهواز شدند تا بدون کمترین امکانات با محرومیت زندگی کنند.
در اوایل ماه جاری، کشاورزان عرب در جلسه وزارت انرژی و آب در اعتراض به این وضعیت شرکت کردند. زنجیرههای انسانی و دیگراعتراضات در مقابل آب و فاضلاب شرکتهای خرمشهر، آبادان و باوی، و همچنین در مقابل اداره استانداری و شهرداری خوزستان برای مردم محلی معمولی شدهاند. در میان گستردهترین تظاهرات اعتراضی، تظاهرکنندگان فریاد میزنند: "این شهر مالک ندارد، آبادان آب ندارد" و "مسئول بی لیاقت نمیخواهیم نمیخواهیم....".
این در حالی است که مقامات دولتی و کارشناسان وابسته به رژیم تهران مسئله کمبود آب، خشکسالی و تغییرات آب و هوایی و محیط زیستی را قویاً تکذیب میکنند اگرچه تغییرات آب و هوایی بدون شک یکی از عوامل بحران آب در ایران به شمار می رود اما عوامل دیگری از قبیل بی مدیریتی در طی چهار دهه گذشته مهمترین عامل این نابسامانی و نابودی محیط زیست است.
زمینهای حاصل خیز و آب فراوان در بخش جنوب غربی ایران، درگذشته قطب اساسی کشاورزی کشور را تشکیل میداد. به طوری که خوزستان یکی از بزرگترین صادرکنندگان انواع محصولات کشاورزی در جهان بود. بااینحال، به دنبال طرح انتقال بیش ازحد آب و ساخت غیرمجازسدها – برخلاف قوانین زیستمحیطی و استانداردهای بینالمللی ، این منطقه به نیمهخشک تبدیلشده و برغم وجود 2 رودخانه با آب شیرین که اکنون مناطق مرکزی را تامین میکنند اما شهرهای این منطقه از آب شیرین محرومند و آبشان بیشترین درصد نمک و کمترین کیفیت را دارد.
علاوه بر تأثیرگذاری بر جمعیت قومی عرب ایران، انتقال آب نیز به خطر انداختن زندگی و معیشت بختیاریها است. پس از ساخت تونلهای 1، 2 و 3 کوهرنگ، هزاران نفر از روستاییان و کشاورزان در کوههای زاگرس مجبور به فروش زمینهای خود در قیمتهای پایین به دولت شدند. مردم به اختیاری در مواجهه با کمبود شدید آب مجبور به خرید یا انتظار برای تانکرهای آب هستند.
جمهوری اسلامی سالهاست که از مسئله آب به عنوان سلاحی علیه اقلیتهای قومی استفاده میکند. منطقه جنوب غربی علاوه بر آب، چهارمین تولیدکننده نفت و گاز در سطح جهان است، ولی در عین حال یکی از فقیرترین و آلودهترین مناطق توسعه نیافته در جهان به شمار میرود برای مثال، اهواز در سال 2015 بهعنوان آلودهترین شهر دنیا شناخته شد.
در حالی که مقامات علاوه بر تهران، اصفهان را به جذاب ترین شهر توریستی ایران تبدیل و گردشگران اروپایی را پس از امضای توافق هستهای به این کشور گسیل کردند.حال که این گردشگران هنوز نمیدانند که تعداد زیادی از کشاورزان بومی، ماهیگیران و روستاییان هزینه بیخانمان شدن و از دست دادن زمینهایشان شندند تا این سرسبزی نصیب اصفهان شد.
شاید راز منع توریستها و مقامات اتحادیه اروپا و سازمانهای بین المللی از بخشهایی از ایران در همین نارساییها و محررومیتهای منطقه جنوب غرب نهفته باشد. اکثر برنامههای توسعه برای کمک به آبادانی ایران در بخشهای مدیریت زباله و آلودگی هوا و مدیریت شهری در استان اصفهان پیاده میشود ، غربیها فقط اصفهان یا شیراز و تهران را می بینند و در نتیجه ، نتیجهگیریهای گمراه کنندهای در مورد وضعیت واقعی سایر نقاط کشور خواهند داشت . مدیریت نابرابر ملی کشور را به نقطه غیر قابل بازگشتی هدایت کرده است و اعتراض روزانه کشاورزان و مردم محلی علیه این وضعیت تنها آغاز جنگی برای آب است.
حکومت ایران، به عنوان دولتی شکستخورده با سیاستهای تبعیضآمیزش عامل اصلی بحران آب و محیط زیست است، اگر مقامات تهران و جامعه بینالمللی همچنان درخواستهای روزانه و اعتراضات کشاورزان محلی را نادیده بگیرند ، جهان شاهد موج جدیدی از پناهندگان ایرانی، اما این بار پناهندگان بحران زیست محیطی خواهند بود .