«ساگاهای ایسلندی» ادبیات یک جامعه دموکراتیک هستند
«هابیت» و «ارباب حلقهها»، «جنگ ستارگان»، و «هری پاتر» همه وامدار ساگاهای ایسلندی هستند.
«ساگا» (saga) در زبان اسکاندیناوی قدیم به معنای «حماسه»ای است که ریشه در سنت شفاهی دارد، و شرح ماجراهای ساکنان کافرکیش جزیره ایسلند در شمال اقیانوس اطلس و به خصوص وایکینگها در قرون وسطای ابتدایی را روایت میکند.
«اسکالد»ها یا شاعران درباری، این حماسهها که از نقالان وایکینگی برای آنها به یادگار مانده بود را شاخ و برگ داده و برای پادشاهان و اشراف نروژی میخواندند. در قرن سیزدهم، هنگامی که ایسلند وابستهٔ نروژ شد، اسکالدها و آثار آنها به یکی از اقلام صادراتی اصلی ایسلند تبدیل شدند.
بسیاری از ساگاها بر رویدادهای تاریخی ایسلند متمرکزند. روایات آنها منعکسکنندهٔ حمایت «گوتار»ها یا سرداران ایسلندی است، که برای بازگو کردن تاریخچه خانوادگی خود دست به دامن نقالان میشدند، و بسیاری از روایتهای آنها به دوران شکوفایی وایکینگها در نیمه دوم هزاره اول میلادی بازمیگشت.
اینکه بسیاری از ساگاها از قرن سیزدهم به بعد مکتوب شدند، نشاندهنده تغییری دراماتیک در رویکرد به تاریخنگاری در اسکاندیناوی است. سنتهای شفاهی که فرهنگ و مذهب وایکینگها را طی قرنها حفظ کرده بودند، و به صورت سینه به سینه از یک اسکالد به اسکالد دیگری منتقل میشدند، در این دوران ثبات بیشتری یافتند.
خصوصیت اصلی ساگاها این است که به جای «فرهنگ نوشتاری»، ریشه در «فرهنگ گفتاری» دارند. چنانکه والتر جِی آنگ، فیلسوف و تاریخنگار فرهنگ، توضیح داده است، فرهنگهای نوشتاری گرایش به «ختم کلام» دارند، پدیدهای که در «نوشتار چاپی» به اوج خود رسید. در مقابل، «فرهنگ گفتاری» دائماً باز است، و بر روی تکرارها، افزودهها، و تفسیرهای جدیدِ راوی و مخاطب تکیه میکند.
اگرچه حماسههای اسکاندیناوی به صورت مکتوب به دست ما رسیدهاند، اما ریشه شفاهی خود را قویا حفظ کردهاند. اینها قصههایی هستند برای سر کردن شبهای سرد و طولانی زمستان قطب شمال در کنار آتش، یا گذراندن وقت روی عرشه کشتی طی سفرهای طولانی و کسالتآور وایکینگی. راویان و شنوندگان همه خویشاوند و رفیق هستند، و این مشخصه، ساگاها را به «ادبیات یک جامعه دموکراتیک» تبدیل میکند.
سنت شفاهی قصهگویانه که ساگاهای مکتوب ایسلندی در اواخر قرون وسطی آن را در شمال اروپا رواج دادند، کماکان بر تارک فرهنگ غربی میدرخشد. گرایش عمیق به قصهگویی در این داستانهای کهنالگویی را امروزه میتوان در جای جای موسیقی و ادبیات و سینمای غرب مشاهده کرد.
اُپراهای ریچارد واگنر، رمانهای جِی.آر.آر. تولکین همچون «هابیت» و «ارباب حلقهها»، مجموعه فیلمهای «جنگ ستارگان» جرج لوکاس و دیگر فیلمسازان، و داستانهای «هری پاتر» به قلم جِی.کِی. راولینگ نمونههایی از این گرایش به قصهگویی در فرهنگ غربی هستند، و همه به طریقی از ساگاهای ایسلندی نشات گرفتهاند.