دیپلماسی علم

زید بن کمی
زید بن کمی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
6 دقيقه خواندن

در روابط بین‌الملل، واقعیت‌هایی وجود دارد که تاریخ، آن‌ها را تأئید کرده، بر این مبنا که سیاست و روابط میان کشورها همیشه از سالن‌های مذاکره یا از طریق گشایش سفارتخانه‌ها آغاز نمی‌شود، بلکه در بسیاری از موارد، پیش از امضای توافق‌های بزرگ، پل‌ها و کانال‌های آرام‌تری شکل می‌گیرند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به تجارت، فرهنگ و علوم اشاره کرد.

به همین دلیل، دیگر تعجب‌آور نیست اگر دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی به ابزارهایی برای تأثیرگذاری تبدیل شوند که اهمیت آن‌ها کمتر از سفارتخانه‌ها نیست.

علوم امروز دیگر یک فعالیت آکادمیک جدا از سیاست نیست، بلکه به یکی از اجزای «قدرت نرم» کشورها تبدیل شده و یکی از مسیرهایی است که از طریق آن، روابط بین‌المللی شکل گرفته و منافع مشترک مدیریت می‌شود.

این همان چیزی است که امروز «دیپلماسی علم» نامیده می‌شود؛ مفهومی که طی دهه‌های اخیر به‌طور جدی مطرح شده، اما در واقع سابقه بیشتری دارد.

مطالعه‌ای که در سال 2020 توسط آکادمی آکسفورد منتشر شده نشان می‌دهد که اصطلاح «دیپلماسی علم» در اوایل قرن بیست‌ویکم به‌عنوان یک مفهوم و اصطلاح جدید در روابط بین‌الملل مطرح شد، هرچند که ریشه‌های تاریخی عمیق و اشکال گوناگونی از آن وجود داشته که پیش‌تر با این نام طبقه‌بندی نمی‌شد.

این مطالعه همچنین اضافه می‌کند که دیپلماسی علم بر دو هدف استوار است: خدمت به منافع ملی کشورها و کمک به حل مسائل جهانی فراملی.

از همین رو، دولت‌ها امروزه از دانشمندان در مذاکرات بین‌المللی استفاده می‌کنند، وابسته‌های علمی را در سفارتخانه‌های خود منصوب کرده و از همکاری‌های پژوهشی به‌عنوان نوعی سرمایه‌گذاری در نفوذ و جایگاه بین‌المللی، حمایت می‌کنند.

چه‌بسا تجربه چین در سال‌های اخیر، نمونه‌ای روشن از این رویکرد باشد. چین علوم و فناوری را تنها یک بخش توسعه‌ای نمی‌بیند، بلکه آن را بخشی از سیاست خارجی خود قرار داده است. بر اساس داده‌های رسمی، پکن حدود 115 توافق‌نامه دولتی در حوزه علوم و فناوری امضا و با 161 کشور و منطقه در جهان، همکاری علمی برقرار کرده است. این توافق‌ها صرفاً برنامه‌های آکادمیک نیستند، بلکه به‌عنوان پل‌هایی برای ایجاد شراکت‌های سیاسی و اقتصادی و دسترسی به جدیدترین دانش‌ها و فناوری‌ها عمل کرده‌اند؛ امری که نقش مهمی در صعود چین طی دهه‌های گذشته ایفا کرده است.

نمونه‌ای جالب‌تر، رابطه میان ایالات متحده و کوبا است. با وجود قطع روابط سیاسی و تحریم آمریکا از سال 1961، همکاری علمی میان دو کشور در حوزه‌های بهداشت، فناوری زیستی و هواشناسی ادامه یافته است. مطالعه‌ای که در سال 2021 منتشر شد نشان می‌دهد، پژوهش‌های مشترک میان دانشمندان آمریکایی و کوبایی طی چهار دهه، رشد مداوم داشته است. در دوره عادی‌سازی روابط به رهبری باراک اوباما در سال 2015، بالاترین میزان انتشار مقالات علمی مشترک میان دوکشور ثبت شد. همچنین تا سال 2020 شبکه علمی کوبا گسترش یافت و حدود 80 درصد کشورهای جهان را دربر گرفت؛ نشانه‌ای روشن از اینکه علم توانسته است پل‌هایی بسازد که سیاست از ساختن آن‌ها ناتوان بوده است.

جهان باید متوجه باشد که غرب زمانی که خواست از اهرم «تغییرات اقلیمی» برای فشار بر تولیدکنندگان نفت استفاده کند، در واقع از «کارت علم» از طریق سال‌ها حمایت از پژوهش‌هایی که پدیده تغییرات اقلیمی را به مصرف نفت مرتبط می‌کردند، استفاده کرد؛ تا جایی که استدلال خلاف آن، دشوار شد.

می‌توان همین الگو را بر بسیاری از گرایش‌های بین‌المللی دیگر نیز تعمیم داد که بذر آن‌ها در پژوهش‌ها و علوم کاشته شده است.

این نمونه‌ها تأیید می‌کنند که دانش، یک ابزار به‌شدت اثرگذار بین‌المللی است. کشورهایی که داده‌ها، اطلاعات و آرشیوهای علمی خود را در اختیار قرار می‌دهند، تنها به پژوهشگران خدمت رایگان ارائه نمی‌کنند، بلکه در حال ساختن یک حضور جهانی بلندمدت هستند. هر مطالعه دانشگاهی که بر داده‌های یک کشور تکیه دارد، پنجره‌ای اضافی برای فهم تجربه آن کشور ایجاد می‌کند و هر پژوهشگری که از منابع آن استفاده می‌کند، به‌نوعی به انتقال‌دهنده تصویر و تجربه آن کشور تبدیل می‌شود؛ همچنین هر مطالعه‌ای که درباره آن کشور نگاشته می‌شود، امتداد قدرت نرم آن به‌حساب می‌آید.

در کمتر از یک دهه، پادشاهی عربی سعودی، نمونه‌ای قابل توجه از اصلاحات نهادی و قانونی ارائه داده به طوری که بانک جهانی از تجربه سعودی که شامل صدها اصلاحات مقرراتی و قانونی بوده، تمجید کرده است. همچنین در گزارش «چشم‌انداز 2030 سعودی» در سال نهم اجرای آن، از اجرای بیش از 900 اصلاح قانونی و مقرراتی خبر داده شده که به بهبود محیط کسب‌وکار و افزایش کارآمدی عملکرد دولت کمک کرده است.

سعودی همچنین از طریق پروژه‌های برجسته خود در بخش‌های مختلف مانند انرژی، پتروشیمی، محیط زیست، کشاورزی و آب، تجربه‌های موفقی ارائه کرده است. بسیاری از این تجارب با رویکردهای جهانی مانند اهداف توسعه پایدار مرتبط هستند، اما این دستاوردهای منحصربه‌فرد به‌طور گسترده از طریق کانال‌های مناسب مانند مقالات علمی، گزارش‌های اندیشکده‌ها و مطالعات دانشگاهی ارائه نشده و به‌صورت علمی و آکادمیک تدریس نشدند. در حالی که می‌توانست با برجسته‌سازی این موفقیت‌ها، جایگاه سعودی در میان کشورهای موفق از طریق تجربیات واقعی، تقویت شود.

قدرت نرم آکادمیک، تأثیر مستقیمی بر جذب سرمایه‌گذاری دارد، زیرا باعث افزایش اعتبار و اعتماد به مقالات علمی می‌شود. بسیاری از کشورها تلاش می‌کنند موفقیت‌های خود را از طریق پژوهش‌های علمی مستند و معتبر ارائه دهند، در حالی که برخی کشورها صرفاً به بیان دیدگاه‌های خود از طریق رسانه‌های رسمی یا نشست‌های خبری بسنده می‌کنند. حتی برخی به گزارش‌های تبلیغاتی پولی منتشرشده توسط مؤسسات رسانه‌ای یا پژوهشی بین‌المللی روی آورده‌اند؛ گزارش‌هایی که هرچند ممکن است شامل اطلاعات دقیق باشند، اما بیشتر به‌عنوان محتوای تبلیغاتی دیده می‌شوند تا منابع مستقل.

رقابت در دنیای امروز دیگر صرفا بر سر منابع نیست، بلکه «دانش» نیز موضوع رقابت را تشکیل می‌دهد. کشورهایی که موفق می‌شوند تجربیات ملی خود را به دانش منتشرشده، تبدیل ساخته و «دیتابیس پیشرفته»، اندیشکده‌های مؤثر و مراکز پژوهشی معتبر ایجاد کنند، نه‌تنها علم را تقویت می‌کنند، بلکه نفوذی آرام و عمیق را بنا می‌نهند که تا دانشگاه‌ها و مراکز تصمیم‌گیری در سراسر جهان گسترش می‌یابد؛ جایی که داده‌ها به ماده‌ای راهبردی تبدیل و «دیپلماسی علم» به یکی از مؤثرترین ابزارهای قدرت نرم در شکل‌دهی به جایگاه جهانی کشورها مبدل شده است.

منبع: روزنامه الشرق الاوسط

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size