بحران ایران؛ آيا انتخاب میان بد و بدتر است؟

سعد بن طفله العجمی
سعد بن طفله العجمی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
5 دقيقه خواندن

فضای منطقه خلیج آکنده از ناآرامی است؛ اعتراض‌هایی که دو هفته پیش در کشور همسایه، ایران، آغاز شد و هم‌زمان تهدیدهای آمریکا مبنی بر مداخله نظامی در صورتی که مقامات ایرانی دست به کشتار معترضان بزنند؛ تهدیدی که گزارش‌های خبری درز کرده نیز آن را تأیید می‌کنند. این پرسش مطرح است که آیا دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تهدید خود برای حمله به ایران را عملی خواهد کرد؟

احتمال چنین اقدامی وجود دارد؛ چراکه ترامپ تابستان گذشته به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کرد و همچنین با حمایت از اسرائیل در حمله‌اش به ایران، در مقابله با واکنش تهران و موشک‌های بالستیک آن مشارکت داشت؛ موشک‌هایی که خساراتی بی‌سابقه به اسرائیل وارد کردند.

اما ما در کشورهای عربی حوزه خلیج که در همسایگی ایران قرار داریم، آرزومند رقم خوردن کدام صحنه در ایران هستیم؟ گمان می‌کنم اکثریت ما به دلایلی که بر کسی پوشیده نیست، خواهان زوال نظام ایران هستیم زیرا از زمان به قدرت رسیدن خمینی در سال 1979، منطقه در وضعیت شدید تنش، جنگ، مداخله‌گری و التهاب فرقه‌ای قرار گرفته است.

درست است که منطقه پیش از آن نیز کاملاً آرام نبوده، اما نظام خمینی با طرح شعار «صدور انقلاب»، آتش درگیری را شعله‌ور کرد و با تحریک عراق، صدام حسینِ را به ورود بی‌محابا به جنگی فراگیر و ویرانگر کشاند که هشت سال به طول انجامید.

با وجود همه خسارت‌های انسانی و اقتصادی که دو طرف متحمل شدند، نظام خمینی هرگز از اجرای عملی سیاست «صدور انقلاب» دست نکشید؛ بلکه در سوریه، لبنان، بحرین، یمن و کویت مداخله کرد و پس از سقوط صدام حسین، بر عراق کنونی سیطره یافت.

پیامد این مداخلات، مرگ و آوارگی میلیون‌ها انسان، بی‌خانمان شدن آن‌ها و تبدیل کشورهایشان به دولت‌های شکست‌خورده بوده است. از همین رو، برخی از ما – و شاید اکثریت – آرزو می‌کنیم جنگی میان ایران و ایالات متحده و اسرائیل درگیرد تا از کابوس این نظام، که چهار دهه است بر سینه منطقه سنگینی می‌کند، رهایی یابیم.

اما… و هزار آه از این «اما»! گروهی نگرانند که شعله‌های این جنگ، دامان ما را نیز بسوزاند. ایران تهدید کرده که همه منافع آمریکا در هر نقطه‌ای از جهان، از جمله منافع و پایگاه‌های آمریکایی در کشورهای حوزه خلیج، هدف قرار خواهند گرفت؛ تهدیدی که توان اجرای آن را دارد. در صورت عملی‌شدن این تهدید، مهار موشک‌های ایران آسان نخواهد بود؛ چراکه این موشک‌ها تابستان گذشته به تل‌آویو رسیدند که چندین برابر دورتر از سواحل غربی خلیج است. نه «گنبد آهنین» اسرائیل و نه سامانه‌های «پاتریوت» آمریکا نتوانستند موشک‌ها و پهپادهای ایران را به‌طور کامل متوقف کنند.

حامیان سرنگونی نظام ایران در میان ما می‌گویند اگر در این مسیر، ضرباتی از سوی ایران متوجه ما شود، این مالیاتی است که باید برای خلاص شدن از دست از این نظام بپردازیم تا از زندگی دائمی زیر هراس از ایران، مداخلاتش و شبه‌نظامیان وابسته به آن رهایی یابیم. این محافل به ضرب‌المثل عامیانه استناد می‌کنند: «بهتر است نیزه‌ای که با آن به تو ضربه می‌زنند را تحمل کنی، تا نیزه‌ای که مدام تو را با آن تهدید می‌کنند.»

اما ترس آنجاست که این نیزه، ضربه‌ای کاری و ویرانگر داشته باشد و «زخمش» نابودکننده باشد.

در عین حال، برخی نیز نگرانند که سقوط نظام، به هرج‌ومرجی گسترده در ایرانِ پهناور با جمعیت هشتاد میلیونی و اقلیت‌های گوناگون بینجامد؛ آشوبی که ایران را به کشوری شکست‌خورده و صادرکننده مواد مخدر، جنگ، سلاح، آوارگان و تروریست‌ها تبدیل سازد.

با این حال، به گفته طرفداران سرنگونی و برچیدن نظام، ایران هم‌اکنون نیز منبع همه این شرور است. کافی است از مسئولان امنیتی کشورهای خلیج بپرسید که منشأ قاچاق مواد مخدر، سلاح، تروریسم، آموزش تروریست‌ها و شست‌وشوی مغزی آن‌ها با ایدئولوژی‌های فرقه‌ایِ آکنده از کینه نسبت به همه عرب‌ها – و به‌ویژه کشورهای خلیج – کجاست.

کارنامه آمریکا در سرنگونی رژیم‌ها در منطقه ما، پاک و قابل دفاع نیست و همواره در راستای طرح آشکار اسرائیل برای تبدیل پیرامون خود به شبه‌کشورهای فرقه‌ای، شکست‌خورده، پراکنده و در حال منازعه قرار داشته است. نمونه لیبی همچنان پیش چشم ماست و الگوی عراق، نوری المالکی را به قدرت رساند و چه‌بسا بار دیگر در روزهای آینده او را بازگرداند. از این رو، ممکن است ایران پس از سقوط نظامش، نه به کشوری دوست، باثبات و همکار با همسایگانش بلکه به کشوری دشمن ما و هم‌پیمان با اسرائیل ـ در صورت حفظ یکپارچگی ـ یا سرزمینی متلاشی و درگیر جنگ داخلی ـ در صورت فروپاشی تبدیل شده و شکست بخورد.

بر این مبنا، در میان ما کسانی هستند که می‌گویند ماندن این نظام، با همه کاستی‌ها و مشکلاتش، بهتر از ورود در مجهول و تاریکی است.
واقعیت این است که احساسات عربی به‌ویژه در میان کشورهای خلیج نسبت به سقوط نظام ایران، چه با انقلاب مردمی و چه از طریق ضربات آمریکا، احساسی دوگانه و متناقض است؛ احساسی که به‌درستی در این ضرب‌المثل عامیانه خلاصه می‌شود: «زنده بلا، مرده بلا».

منبع: ایدپندنت عربی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size