از 11 سپتامبر تا پترودلار

ممدوح المهینی
ممدوح المهینی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
3 دقيقه خواندن

وقتی اسامه بن لادن، رهبر «القاعده»، تصمیم به اجرای حملات 11 سپتامبر 2001گرفت، هدفش صرفا آسیب‌زدن به ایالات متحده نبود، بلکه لطمه‌زدن به رابطهٔ نیرومند میان ریاض و واشینگتن را نیز دنبال کرد. از همین رو حضور پانزده مسافرسعودی در هواپیماهای انتحاری را آگاهانه برگزید.

رهبر القاعده می‌دانست ضربه‌زدن به رابطهٔ این دو کشور، مهم‌تر از زدنِ برج‌هاست چرا که آمریکا با فروریختنِ دو برج، دچار فروپاشی نخواهد شد، اما رابطهٔ راهبردی با سعودی می‌تواند آسیب ببیند. این رابطه حقیقتا دچار بحران شد، ولی خیلی زود از آن عبور کرد و استوارتر بازگشت.

این مثال، از تلاشی مستمر برای تضعیف رابطه با غرب پرده برمی‌دارد. نمونه‌ها بسیار هستند؛ نه فقط از طریق عملیات تروریستی که پایتخت‌های اروپایی را هدف گرفت، بلکه همچنین از رهگذرِ کارزارهای فرهنگی و اقتصادیِ پیوسته.

گروه‌های معاند اسلام‌گرا و چپ‌گرا، در راستای مخدوش‌کردنِ این رابطهٔ محوری و تصویرکردنِ کشورهای منطقه به‌منزلهٔ صرفا ابزارهای غرب، کار کردند. دلیل روشن است: این گروه‌ها می‌خواهند مشروعیتشان را تقویت کرده و خود را آلترناتیوی «مناسب» جلوه دهند.

در عرصهٔ فرهنگی، تلاشی سازمان‌یافته برای ایجادِ شکافی عمیق میان مسلمانان و غیرمسلمانان وجود داشت، اما واقعیت این است که جهان، شاهدِ شکل‌گیریِ فرهنگی انسانی و جهان‌شمول است که در آن، ارزش‌های آسیایی، غربی و عربی درهم می‌آمیزد که بر اصولِ همزیستی، مدارا و برخورد باز مبتنی است. خودِ اروپا نیز از رهگذرِ ارزش‌های مدنی توانست پیشرفته‌تر شود.

تصویرکردنِ غرب به‌عنوان دشمنِ دائمیِ اسلام، چیزی جز تبلیغی گمراه‌کننده نیست. حتی بالا‌آمدن راستِ اروپایی که به‌مثابه دستاویزی برای شعله‌ورکردنِ نگرانی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، در اصل با مطالباتِ مشروعِ مرتبط با مهاجرتِ قانونی و حفاظت از مرزها پیوند دارد؛ مسائلی که بیش از آن‌که بازتابِ خصومتِ دینی باشد، با مقولهٔ حاکمیتِ ملی مرتبطند. هدف از بزرگ‌نماییِ این پدیده‌ها، ساختنِ حصاری ذهنی است که مانع می‌شود جوامع ما ارزش‌های رویکرد راسیونالیستی و علمی را بپذیرند.

از منظر اقتصادی، اصطلاح «پترودلار» برای مخدوش‌کردن تصویر تجارت آزاد و نمایش آن به عنوان یک توطئه‌، ترویج شد؛ حال آن‌که آنچه «پترودلار» نامیده می‌شود، چیزی جز بیانِ شراکت طبیعیِ بازرگانی میان منطقه خلیج و جهان نیست. منطقه‌ای که با جایگاه راهبردی و ثروت‌هایش، ستونِ اساسیِ اقتصاد جهانی قلمداد می‌شود.

هنگامی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، به منطقه خلیج سفر کرد، این نغمه تکراری که «او فقط آمده است تا جیب‌هایش را پُر کند» توسط همان گروه کُر دوباره پخش شد. در حالی‌که واقعیت این بود که ترامپ به همراه بزرگانان سرشناس آمریکایی، راهی این سفر شد و قراردادهای کلانی منعقد گردید که نقشی مهم در شکل‌دادنِ آینده ایفا خواهند کرد.

این کارزارهای مسموم در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، ادامه خواهد یافت. اما مهم آن است که انگیزه‌ها و ریشه‌هایشان را بفهمیم تا فریبشان را نخوریم. هزاران دانشجوی خلیجی همچون دانشجویان چینی و هندی در دانشگاه‌های غربی، به‌ویژه آمریکایی که کماکان برجسته‌ترین دانشگاه‌های جهان هستند، تحصیل می‌کنند که همگراییِ فرهنگی و انسانی را تقویت می‌کند.
آن‌ها دانش را از سرچشمه‌های اصلی‌اش فرا می‌گیرند. از نظر اقتصادی، شرکت‌های آمریکاییِ حوزهٔ هوش مصنوعی، بازیگری محوری در ترسیمِ خطوطِ آینده باقی خواهند ماند.

در سپهر سیاسی، روابطِ سعودی و غربی به‌ویژه با پاریس،نشان داد که قادر است صحنه‌های تاریخی نظیر به‌رسمیت‌شناختن‌های اخیرِ کشور فلسطین بیافریند؛. آیا این بهتر از تکرارِ تبلیغاتِ گمراه‌کننده و ستایشِ فرهنگِ «خون و مرگ» نیست؟

منبع: روزنامه الشرق الاوسط

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size