«عمامهپرانی» کارزاری به مثابه اعتراض به حاکمیت دینی
انقلاب مردم ایران هر روز رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه و نیروها و نمادهای سرکوبگرش را با اقدام و کنشی مبتکرانه غافلگیر میکند.
طی هفت هفته از این انقلاب بزرگ، جوانان و نوجوانان ابتکارعملهایی به خرج دادند که ضمن نو و جدید بودن، چالشی وجودی برای کلیت نظام جمهوری اسلامی ایجاد کرده و همه پروپاگاندای حاکمیت را بیاثر و خنثی نموده است.
«عمامهپرانی» یکی از این چالشها است که به نظر میآید به یک «کارزار عمومی» و روشی برای مبارزه با نقش روحانیون در سیاست تبدیل شده است.
این کنش مبارزاتی که توام با شوخطبعی و تمسخر است، باید در کنار و همراه چندین عمل انقلابی دیگر دیده شود، چرا که در یک روند انقلابی مجموعهای از فعالیتهای مرتبط هستند که بر فضای ذهنی جامعه و مردم عادی تاثیر میگذارند و توانایی رژیم برای تقابل همزمان با آنها را شدیدا به چالش میگیرند.
از این منظر، عمامهپرانی در ادامه و همراه اکتهای انقلابی دیگری چون: 1- شعارنویسی بر دیوارهای شهر، 2- آتشزدن روسری، 3- ناسزا گفتن به مقامات و نهادهای رژیم، 4- پارهکردن عکس خمینی و خامنهای از کتابهای درسی، 5- آتشزدن بنرها و بیلبوردهای حکومتی، 6- آویزانکردن عروسک آخوندی، 7-شعار دادن شبانه از بالکن و پشتبام منازل، 8- بوقزدن و ایجاد راهبندان در خیابانها و.. باید دیده و تحلیل شود.
برای رویارویی با آن نیروهای لات و اوباش که در مناطق مسکونی با بلندگو مردم را به «بریدن سر زنان و دختران» تهدید کرده و یا با گفتن «شما مال مبارزه نیستید»، رجزخوانی میکنند، و برای تقابل با روحانیونی که به اینان مجوز شرعی برای سرکوب داده و کشتار معترضان بهویژه دختران را «امری ثواب» و برای «قرب الهی» تئوریزه میکنند، اقدمات پیش گفته، گامهایی حداقلی به حساب میآیند.
وقتی زنان و جوانان با منطق ایدئولوژی مذهبی حاکمیت اجازه پوشیدن لباس مورد تمایل خود را ندارند و نوع لباس و سبک زندگی آنها توسط رژیم حاکم به عنوان یک کنش سیاسی ضد حکومتی تلقی میشود، مبارزه خیابانی با لباس نظام آخوندی، نه تنها «واکنش» به شرایط تحمیلی بلکه «کنشی» موثر در مبارزه علیه حاکمیت استبدادی روحانیون بهشمار میرود.
ایجاد ناامنی در کوچه و خیابان برای مردم عادی به بهانه مبارزه با «منکر» توسط حکومت اسلامی، نمیتواند بدون پاسخ مردم باقی بماند و خیزش سراسری کنونی ضمن آن که کلیت رژیم حاکم را هدف قرار داده اما از کارزارهایی با تاثیر اجتماعی مانند عمامهپرانی نیز غافل نشده است.
نمیتوان مهسا، نیکا، سارینا، حدیث، غزاله، مینو، حنانه، شیرین، آرنیکا، صدف، اسرا، فرشته و.. را تنها بهدلیل نوع پوشش به فجیعترین شکل و با هدف ارعاب جامعه کشت، اما با پوششی که سمبل چنین شرایطی است به راحتی در خیابانهای ایران قدم زد و انتظار هیچ واکنشی هم نداشت.