رقابت روسیه و ایران در بازار سیاه صادرات نفت
با خروج دونالد ترامپ در سال 2018 از توافق موسوم به «برجام»، ایران نفت خود را در بازار سیاه با قیمتی کمتر میفروشد.
بازار سیاه اصطلاحی است که به خرید و فروش غیرقانونی و مخفیانه اطلاق میشود.
پیش از آغاز جنگ اوکراین، بازار سیاه نفت در اختیار ایران بود و روسیه نفت خود را به صورت قانونی به فروش میرساند. اما بهدنبال تحریم کشورهای غربی، مسکو فروش بخشی از نفت خود را در بازار سیاه آغاز کرد.
روسیه به عنوان یک مهره بسیار موثرتر، بازار سیاه را در اختیار خود گرفت. چین که برجستهترین مشتری نفتی ایران است، اکنون ترجیح میدهد نیاز خود را از روسیه تأمین کند.
تهران سهم خود را در این بازار به مسکو واگذار کرده است. صادرات نفتی این کشور از یک میلیون و چهارصد هزار بشکه نفت در روز، به چهارصد هزار بشکه نفت کاهش یافته است.
ایران هم اکنون علاوه بر مشکل آمریکا، با مشکل روسیه نیز مواجه است.
در سوی دیگر، شواهد حاکی از آن است که دولت بایدن در قبال حضور نفت ایران در بازار، با برنامه تسلیحاتی ایران سازش خواهد کرد.
مذاکرات هستهای بین ایران و آمریکا
ایران با تغییر محل برگزاری مذاکرات از وین به قطر، بهدنبال انجام مذاکرات غیرمستقیم عمیقتری با آمریکا است. مذاکراتی که در آن نقش روسیه و اتحادیه اروپا کمتر خواهد بود.
دوحه نیز روابط خوبی با تهران دارد و میتواند به عنوان یک کانال غیر رسمی بین ایران و آمریکا نقش ایفا کند.
شایان ذکر است که جو بایدن اخیرا قطر را به عنوان یک متحد بزرگ در خارج از دایره «ناتو» و همچنین به عنوان یک شریک استراتژیک در منطقه برای واشینگتن انتخاب کرده است.
ایران نیز به احتمال زیاد در مذاکرات آینده درخواستهای خود را کاهش خواهد داد. تیم مذاکرهکننده این کشور به جای حذف سپاه پاسداران از فهرست گروههای تروریستی، خواستار رفع تحریمهای اقتصادی آمریکا خواهد شد.
سفر جوزپ بورل و سرگئی لاوروف به تهران نیز برای گفتوگو درباره درخواستهای جدید تهران بوده است.
قیمت نفت و سفر بایدن به خاورمیانه
دولت بایدن مسئولیت افزایش قیمت انرژی را بر دوش شرکتهای نفتی آمریکا گذاشته و آنها را متهم به سودجویی کرده است.
میزان کمبود تولید انرژی در جهان، دستکم 2 میلیون بشکه نفت و حتی شاید 4 میلیون بشکه نفت در روز است. این در حالی است که بیش از یکسال طول خواهد کشید تا آمریکا تولید نفت را به میزان یک میلیون بشکه در روز افزایش دهد.
افزایش تولید نفت امر آسانی نیست و شرکتهای نفتی آمریکا ترجیح میدهند تنها 5 درصد در سال تولید خود را افزایش دهند.
محدودیتها و مشکلات زیادی بر سر راه افزایش میزان تولید نفت وجود دارد.
از جمله اینکه بازیابی سرمایه ممکن است تا 30 سال بهطول بکشد.
در طول ده سال گذشته و بهویژه در زمان ریاستجمهوری بایدن، تبلیغات زیادی علیه استفاده از سوخت فسیلی انجام شده است. بنابراین سرمایهگذاری در این بخش محبوبیت پیشین خود را ندارد.
افزایش هزینهها در صنعت نفت و گاز نیز قابل توجه است.
علاوه بر افزایش هزینه تولید، قوانین سختگیرانه زیستمحیطی نیز در افزایش هزینهها موثر بوده است.
کاهش نیروی کار در تمام صنایع و به ویژه در صنعت نفت و گاز نیز محسوس است. با توجه به اینکه سیاستمداران اعلام میکنند که دوران استفاده از سوختهای فسیلی رو به پایان است، افراد کمتری بهدنبال چنین مشاغل میروند و اکنون نیز این صنعت با کمبود نیروی کار متخصص مواجه است.
به صورت خلاصه میتوان گفت، اگر قیمت هر بشکه نفت 120 دلار باشد، سرمایهگذاری بر چاههای نفت سودآور است، اما اگر این رقم به 85 دلار برسد، ریسک سرمایهگذاری افزایش پیدا میکند.