«مینیونها و هیولاها»؛ ادای احترامی پرهیاهو به تاریخ سینما
داستان فیلم در دهه 1920 و همزمان با آغاز دوران طلایی سینما میگذرد، و سرشار از ارجاعات به فیلمسازان و آثار کلاسیک است
مینیونها موجودات کوچک زردرنگ و بامزهای که نخستین بار در مجموعه انیمیشنهای «منِ نفرتانگیز» معرفی شدند. آنها در سالهای اخیر به یکی از محبوبترین شخصیتهای دنیای انیمیشن بدل شدهاند. اکنون آنها در سومین فیلم مستقل خود به نام «مینیونها و هیولاها» ادای احترامی ویژه به تاریخ سینما و هالیوود میکنند.
«مینیونها و هیولاها» ضمن حفظ طنز شلوغ و هرجومرج همیشگی مجموعه مینیونها، این بار به ادای احترامی گسترده به تاریخ سینما میپردازد. فیلم که داستان آن در دهه 1920 و همزمان با آغاز دوران طلایی سینما میگذرد، سرشار از ارجاعات به فیلمسازان و آثار کلاسیک است.
اینها کسانی مثل ژرژ مِلییه، چارلی چاپلین، باستر کیتون، و هارولد لوید هستند. در ادامه اورسن ولز، «ئی.تی.»، «ماتریس»، و حتی «عاشقانه واقعی» نیز مورد ارجاع قرار میگیرند.
داستان فیلم دو مینیون به نامهای جیمز و هنری را دنبال میکند که در جستوجوی ارباب شرور جدید خود سر از هالیوود درمیآورند، و بهطور اتفاقی وارد صحنه فیلمبرداری یک کارگردان مشهور به نام مکس میشوند.
مدیران استودیو به جای اخراج آنها تصمیم میگیرند از این موجودات زردرنگ بامزه به عنوان ستارههای سینما استفاده کنند، و همین ماجرا آنها را وارد سفری پر از تلمیح به تاریخ فیلمسازی میکند.
در ادامه، مینیونها با یک ربات به نام دورت و موجودی فضایی به نام گومی روبهرو میشوند که قصد تسلط بر جهان را دارد. در نهایت آنها باید به شیوه خاص و پرآشوب خود شهر هالیوود را از تهدیدی بزرگ نجات دهند.
این فیلم اثری سرگرمکننده، پرانرژی، و در عین حال ادای احترامی هوشمندانه به هنر سینما است. طراحی بصری، ریتم مناسب، و شوخیهای فیزیکی فیلم باعث میشود «مینیونها و هیولاها» میان سرگرمی خانوادگی و ادای احترام به میراث هالیوود تعادل برقرار کند.
فیلم نشان میدهد که حتی یک انیمیشن کمدی نیز میتواند عشق به سینما و تاریخ آن را به شکلی خلاقانه و قابلفهم به نسل جدید منتقل کند، بیآنکه از جذابیت و شادابی همیشگی شخصیتهای محبوب مینیونها بکاهد.