پیراهنهایی فراتر از فوتبال؛ جام جهانی و روایت قدرت، تاریخ و هویت ملی
بسیاری از هواداران ترجیح میدهند موفقیت تیم محبوب خود را جدا از مسائل سیاسی ببینند
با آغاز جام جهانی، نگاه میلیونها نفر نه تنها به بازیکنان و مسابقات، بلکه به پیراهنهای 48 تیم ملی نیز جلب خواهد شد؛ پیراهنهایی که هر کدام بازتابی از تاریخ، فرهنگ، هویت ملی، و گاه رقابتهای سیاسی هستند.
جوی دیاورسو، روزنامهنگار بریتانیایی و نویسنده کتاب «بیش از یک پیراهن»، میگوید فوتبال امروز به یکی از مهمترین ابزارهای قدرت نرم در جهان تبدیل شده است و پیراهنها نیز بخشی از این روایت بزرگ هستند.
به گفته او، فوتبال دیگر صرفاً یک ورزش نیست. ورود دولتها، سرمایهگذاران سیاسی، و شرکتهای بزرگ به مالکیت باشگاهها باعث شده پیوند میان فوتبال، سیاست، و اقتصاد بیش از هر زمان دیگری آشکار شود.
دیاورسو میگوید بسیاری از مالکان باشگاهها با هدف سود اقتصادی وارد فوتبال نمیشوند، بلکه به دنبال اعتبار، شهرت، و نفوذ سیاسی هستند. او همچنین به نمونههای تاریخی اشاره میکند؛ از حمایت شرکتهای انرژی روسیه از باشگاههای اروپایی گرفته تا باشگاههایی که در گذشته با شبکههای جنایی یا منافع سیاسی گره خورده بودند. با این حال، بسیاری از هواداران ترجیح میدهند موفقیت تیم محبوب خود را جدا از مسائل سیاسی ببینند.
او درباره پیراهنهای تیمهای ملی نیز توضیح میدهد که برخلاف باشگاهها، معمولاً فاقد تبلیغات تجاری هستند و بیشتر بر نمادهای تاریخی و فرهنگی تاکید دارند. برای مثال، رنگهای سفید و مشکی آلمان ریشه در پرچم پروس دارند. پیراهن زرد برزیل پس از شکست تلخ این کشور در جام جهانی 1950 و کنار گذاشتن پیراهن سفید قدیمی طراحی شد. رنگ آبی تیم ملی ازبکستان از کاشیکاریهای مشهور شهر تاریخی سمرقند الهام گرفته؛ و ستاره سیاه روی پیراهن غنا یادآور جنبش پانآفریقایی و نماد استقلال این کشور است.
دیاورسو معتقد است که امروزه شرکتهای تولیدکننده لباس ورزشی برای فروش بیشتر، داستانها و روایتهای تاریخی متعددی پیرامون پیراهنها خلق میکنند. به همین دلیل، پیراهنهای جام جهانی نه تنها لباس ورزشی، بلکه نمادی از تاریخ، هویت ملی، بازاریابی مدرن، و گاه رقابتهای ژئوپلیتیکی هستند که جام جهانی را به صحنهای فراتر از فوتبال بدل میکنند.