مصطفی پورمحمدی؛ عبای دست‌دوز وزارت اطلاعات، قبای گشاد ریاست‌جمهوری

احسان مهرابی
احسان مهرابی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
8 دقيقه (Reading time)

«مصطفی پورمحمدی» که در سن بیست و چند سالگی با عبای دوخته شده توسط پدرش به وزارت اطلاعات رفته بود، اینک سودای قبای ریاست‌جمهوری در سر دارد.

پورمحمدی در میان نامزدها از یک جهت نسبت به همه بیشتر به «ابراهیم رئیسی» نزدیک‌تر بوده و آن هم عضویت در کمیته مشهور به کمیته «مرگ» است؛ اما از جهت بسیاری محبوبیت کمتری از او نیز دارد.

او تنها روحانی در بین نامزدهای تایید صلاحیت شده است و از جهتی، منفی‌ترین سوابق را نیز دارد.

حضور پورمحمدی در انتخابات ریاست‌جمهوری می تواند فضای مناظره‌ها را متفاوت کند. او امنیتی ترین نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری است و سمت‌ها و اطلاعاتش درباره نامزد را، می‌توان شبیه به وضعیت «حسن روحانی» در سال ۱۳۹۲ دانست.

او همچنین دبیر کل جامعه روحانیت مبارز است و رای بخشی از جریان سنتی اصول‌گرا و روحانیون را دارد. با‌این‌حال او تنها می‌تواند نقشی مانند نقش «علی اکبر ولایتی» در انتخابات سال ۱۳۹۲ داشته باشد.

ورود به وزارت اطلاعات با عبای دست‌دوز پدر

مصطفی پورمحمدی گفته که پدرش خیاط بوده و لباس‌های روحانیون را می‌دوخته است. پدر او برای افراد دیگری چون «محمد علی صدوقی»، شوهر خواهر «خاتمی» هم عبا دوخته بود و رفت‌و‌آمد خانوادگی داشتند.

عموی او اما «شیخ عباس»، روحانی مشهوری بود که میزبان «علی خامنه‌ای»، «اکبر هاشمی رفسنجانی» و دیگر روحانیون مخالف شاه درسال‌های قبل از انقلاب بود. خامنه‌ای هم او را به‌خاطر داشت و تا سال‌ها بعد سراغش را می‌گرفت.

خانواده پورمحمدی‌ها اما با خانواده هاشمیان که عموزاده‌های هاشمی رفسنجانی بودند، از ابتدا درگیری داشتند. هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود گفته که برای رفع این اختلاف تلاش کرده، اما بی‌تاثیر بوده است.

«اصغر پورمحمدی»، پسر شیخ عباس که بعدها رییس شبکه ۳ شد، رقیب شیخ حسین هاشمیان، پسرعمو هاشمی در انتخابات مجلس بود.

«محمد حسینی»، نماینده رفسنجان در مجلس پنجم و از استیضاح‌کنندگان اصلی «عطاء‌الله مهاجرانی»، وزیر ارشاد خاتمی نیز، مورد حمایت خانواده پورمحمدی‌ها بود.

دادستانی قبل از ۲۰ سالگی

مصطفی پورمحمدی قبل از ۲۰ سالگی، دادستان مسجدسلیمان شد و گفته که در همان ماه‌های ابتدای جنگ تا خرداد ۶۰ ، دادستان سوسنگرد و چند شهر عملیاتی دیگر هم بوده است.

پورمحمدی در دهه ۶۰ به وزارت اطلاعات رفت و به‌عنوان نماینده وزارت اطلاعات در «هیات مرگ» حضور داشت. بعدها نیز در فایل صوتی دیدار این هیات با آیت‌الله «حسینعلی منتظری»، این موضوع بار دیگر مطرح شد.

او در سال‌های اخیر ضمن دفاع از آن اعدام‌ها، آن را شبیه اقدام سربازان در خط مقدم جنگ توصیف کرده است. او در مرداد ۱۳۸۹ در گفت‌گو با مجله «مثلث» گفته است: «انتظار است که من در وسط میدان جنگ از بحث‌های حقوقی و مراقبت از حقوق شهروندی و انسانی حرف بزنم؟ من در خاکریزم و تیراندازی می‌کنم، حالا یک آدمی آمده برای بازدید از خط مقدم آنجا. نیروی جنگنده با من نیست. من وظیفه دارم و باید بزنمش. من دارم گلوله می‌زنم. حالا این گلوله آن وسط به یک روستا هم می‌خورد، دشمن ایستاده آن طرف، حالا شما می‌پرسید چرا در روستا گلوله انداختید؟»

پورمحمدی در دهه ۷۰ نیز معاون خارجی وزیر اطلاعات و سپس، قائم‌مقام «علی فلاحیان» شد.

هاشمی رفسنجانی در خاطرات سال ۱۳۷۴ نوشته که پورمحمدی در سفر به عراق، با شخص «صدام حسین» ملاقات کرده است.

او درباره موضوعات بسیاری با هاشمی رفسنجانی دیدار و مشورت کرده است. هاشمی رفسنجانی همچنین نوشته بود که پورمحمدی درباره عملیاتی علیه «منافقین(مجاهدین خلق)، در رابطه با مراسم سی‌ام خرداد در خارج سوال کرد؛ به‌خاطر امکان سوءاستفاده علیه ایران، مخالفت کردم.»

پورمحمدی در دولت محمد خاتمی معاون ماند تا «علی یونسی» وزیر جدید شرط گذاشت که وقتی آمد، پورمحمدی رفته باشد.

در موضوع قتل های زنجیره‌ای نیز نام پورمحمدی در کنار فلاحیان، بارها مطرح شد.

در این میان، نام «فخرالسادات برقعی»، همسر «حسین پورمحمدی»، پسر عمو پورمحمدی، به‌عنوان یکی از قربانیان قتل‌ها مطرح شد.

مصطفی پورمحمدی با رد ادعای عضویت عاملان قتل‌‎های زنجیره‌ای در «شبکه جاسوسی و نفوذ»، همچنین گفته بود که «آن بخش وزارت اطلاعات هیچ خودسر نبودند.»

او گفته بود: «اینکه فکر کنیم جماعتی همین‌جوری خودسر آمدند و انجام دادند، به این شکل که نبود؛ این‌ها تحلیل داشتند. حالا اینکه در این تحلیل این‌ها نفوذی وجود دارد، این ثابت نشد.»

پورمحمدی همچنین گفته بود که هنگام قتل‌های زنجیره‌ای «حوزه من متفاوت و مستقل از حوزه افرادی بود که در قتل‌های زنجیره‌ای متهم شدند، یعنی نه حوزه من بود و نه آن افراد کارمندان من بودند.»

در سال ۱۳۸۴، پورمحمدی از حامیان «لاریجانی»، بود اما قرار شد که در دولت «محمود احمدی‌نژاد» وزیر اطلاعات شود. او گفته که شناختی از احمدی‌نژاد نداشت و تنها او را یک بار در یک جلسه دادگاه از نزدیک دیده بود.

با‌این‌حال ۴۸ ساعت مانده به معرفی وزرا، او به‌عنوان وزیر کشور در نظر گرفته شد. به گفته خودش، از برنامه‌های دیگر کاندیدا‌ها کپی کرد و برای وزارت کشور برنامه داد.

روز رای اعتماد، مخالفان اصول‌گرایش سوابق گذشته را به رخش کشیدند و اینکه ممکن است در سفرهای خارجی به‌دلیل قتل‌های خارج از کشور، دستگیر شود.

پورمحمدی در جلسه رای اعتماد شعر «در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود، کین شاهد بازاری، وان پرده نشین باشد» را خواند و گفت که از پرده‌نشینی، شاهد بازاری شده است.

«عماد افروغ» به یادش آورد که در دوران قائم‌مقامی او در وزارت اطلاعات و در سال ۱۳۷۲، «جنبش‌های شهری در شیراز، مشهد، اراک و مبارکه به خاک و خون کشیده شد.»

افروغ گفت که «آن‌ها عادت کرده‌اند، نبینند، نشنوند، یا جوری که دیگران را وادار کنند، نبینند و نشنوند و حالا می‌آیند به فضایی که باید ببینند و بشنوند.»

پورمحمدی هم در دفاع از عملکردش گفت که آمریکائی‌ها اعتراف کرده‌اند ضربه‌ای که او در معاونتش به آن‌ها زده، بعد از ۱۶ سال هنوز جبران نشده. او گفت که دراین دوره، آمریکایی‌ها ۳۰ جاسوس در نهادهای مهم سیاسی و نظامی داشتند و چند منطقه برای فرود رنجر‌ها و کوماندو‌ها آماده کرده بودند.

انتخابات شوراهای سوم و مجلس هشتم در دوره مصطفی پورمحمدی خبرساز شد و اصلاح‌طلبان به برگزار انتخابات اعتراض داشتند. در این میان برخی از اصلاح‌طلبان با او نزدیک بودند که همان زمان شایع شد که وزیر کشور پرینت رای‌های «مجید انصاری» در انتخابات مجلس هشتم را به او داده است.

چینش مدیران در وزارت کشور اما مطلوب احمدی‌نژاد نبود و پورمحمدی مجبور به برکناری «علی جنتی» و «محمد باقر ذوالقدر»، معاونان سیاسی و امنیتی خود شد.

در نهایت پورمحمدی در سال ۱۳۸۷ استعفا داد. پورمحمدی سپس رییس سازمان بازرسی شد و در این دوره نیز با احمدی‌نژاد درگیر بود.

زمانی که هنوز بحث فساد دولت احمدی‌نژاد به‌صورت جدی مطرح نشده بود اما، در یک برنامه تلویزیونی از برداشت غیرقانونی ۲ هزار میلیارد تومانی از خزانه خبر داد. در این سال‌ها آن‌قدر درباره تخلفات دولت گفت تا احمدی‌نژاد در جلسه با نمایندگان مجلس گفت که «پورمحمدی راه می‌رود و به دولت فحش می‌دهد.» پس‌از این سخنان، دولت از پورمحمدی شکایت کرد.

این درگیری تا آنجا پیش رفت که «محمدرضا رحیمی» که خود متهم اختلاس بیمه است، از اختلاس ۲۱ میلیاردی پورمحمدی گفت که با سودش شده ۳۰ میلیارد تومان. توضیح پورمحمدی درباره وام دادن این پول هم کفایت نکرد و روزنامه دولت، از گم شدن ۵۰۰ اتوبوس در وزارت کشور پورمحمدی نوشت و مرگ مشکوک مشاورش.

پورمحمدی در دولت «حسن روحانی»، وزیر دادگستری شد و بار دیگر شعر «در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود» را خواند. در این دوره نیز نمایندگان اصول‌گرا ازجمله «مهدی کوچک‌زاده» در مخالفت با او و فعالیت‌های اقتصادی وزارت اطلاعات سخن گفتند.

پورمحمدی گفت که فکر نمی‌کرده این جلسه با چالش و سر‌وصدا مواجه شود و افزود: «آن کسی که امروز برای آن طرف آب مطلب فراهم می‌کند هم، قبلا شعارهای سوپرحزب‌اللهی می‌داد. من برای خودم و این منتقدم دعا کرده‌ام که عاقبت به خیر شویم.»

پورمحمدی در انتخابات مجلس خبرگان رهبری رد صلاحیت و سپس تایید صلاحیت شد و رای نیاورد.

پورمحمدی اینک بار دیگر به فضای سیاسی بازگشته و باوجود عدم شانس برای ریاست‌جمهوری، به‌نوعی می تواند در انتخابات فضاسازی کند.

منبع: ایران وایر

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size