عملیات نفوذ رژیم ایران در آمریکا بدون تمایل واشینگتن ممکن نیست

دکتر رضا پرچی‌زاده
دکتر رضا پرچی‌زاده
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
8 دقيقه (Reading time)

هنگامی که صحبت از «پروژه نفوذ» جمهوری اسلامی در آمریکا می‌شود، اذهان معمولا به این سو می‌رود که رژیم افرادی را به‌طور مخفی در نهادهای سیاسی و رسانه‌ای و آکادمیک آمریکا کاشته است تا آنها به شیوه‌های مختلف دستگاه سیاسی و افکار عمومی آمریکا را فریب دهند و منافع جمهوری اسلامی را پیش ببرند.
ولی حقیقت این است که نفوذ کردن به این آسانی نیست. کلی دنگ و فنگ دارد و آدم باید از هزار و یک فیلتر مهاجرتی و امنیتی عبور کند تا وارد بسیاری از این نهادها بشود. به ویژه اگر کار دولتی باشد، یک فرایند دقیق و درازمدت چک امنیتی برای گزینش نیاز دارد که کمتر کسی از آن عبور می‌کند. از این‌ سدها نمی‌شود فقط با نفوذ از خارج رد شد. به باور من، تا پذیرش از درون سیستم وجود نداشته باشد، چنین اتفاقی حداقل در این سطح گسترده‌ای که امروز شاهدش هستیم نمی‌افتد.
بر اساس شواهد بسیار، بخشی از دستگاه سیاست آمریکا می‌خواهد راه‌های ارتباط با جمهوری اسلامی شامل کانال‌های پشت پرده را باز نگه دارد، و به همین دلیل هم دانسته افرادی را وارد کار می‌کند که ارتباط‌شان با رژیم ثابت‌شده است. به عبارتی، این قسمتی از رویکرد سیاسی-امنیتی غیررسمی بخشی از دستگاه سیاست آمریکاست که به منظور دسترسی سریع و بی‌واسطه به جمهوری اسلامی، مهره‌هایی را به کار می‌گیرد که به نظرش در راستای این سیاست مفید عمل می‌کنند.
نمود مشهور این قضیه حسین موسویان است. در برهه‌ای که جمهوری اسلامی تازه از جنگ با عراق خلاص شده بود و به طور سیستماتیک کشتارمخالفانش در خارج از کشور را شروع کرده بود، موسویان سفیر رژیم در آلمان و مسئول سفارتخانه‌ای بود که به عنوان مرکز عملیات‌های تروریستی رژیم در اروپا عمل می‌کرد. در آن زمان رژیم عملیات‌های تروریستی‌اش راتحت پوشش دیپلماتیک با مرکزیت سفارتش در آلمان پیش می‌برد. شاپور بختیار، فریدون فرخزاد، عبدالرحمان برومند، کاظم رجوی، صادق شرفکندی و بسیاری دیگر در این دوران ترور شدند.
در جریان حادثه تروریستی رستوران میکونوس برلین در سال 1992، که تعدادی از رهبران حزب دموکرات کوردستان ایران طی آن کشته شدند، دادگاه فدرال آلمان موسویان را از عوامل آن عملیات تروریستی و چندین ترور دیگر در اروپا تشخیص داد، که باعث شد دولت آلمان عذر او را بخواهد و اخراجش کند. دادگاه میکونوس اولین دادگاه درباره ترورهای مخالفان رژیم در خارج از ایران بود که مقامات ارشد رژیم را تحت پیگرد قانونی قرار داد. خامنه‌ای، رفسنجانی و فلاحیان از مقاماتی بودند که دادگاه آلمان حکم جلب‌شان را صادر کرد. این تا مدتی طولانی منجر به توقف ترور کنشگران سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در خاک اروپا شد.
بعدها، در دوران ریاست جمهوری خاتمی، که شورای امنیت ملی به ریاست حسن روحانی مذاکرات اتمی با اروپایی‌ها را پیش می‌برد، موسویان نفر دوم گروه مذاکره‌کننده بود. از آنجایی که موسویان جزو دار و دسته هاشمی رفسنجانی بود، با ظهور احمدی‌نژاد که در آن زمان حمایت تمام و کمال خامنه‌ای را هم داشت، موقعیت موسویان در رژیم متزلزل شد. وزارت اطلاعات دولت احمدی‌نژاد موسویان را به جاسوسی برای انگلیس متهم کرد و او مدتی بازداشت شد. بعد از آنکه نهادهای مختلف دولتی چندین پرونده علیه موسویان تشکیل دادند، او به چند سال حبس تعلیقی محکوم شد، ولی در نهایت زندان نرفت و سر از آمریکا درآورد.
موسویان از سال 2009 در آمریکاست، و به عنوان پژوهشگر دانشگاه پرینستون تلاش کرده منافع جمهوری اسلامی را پیش ببرد. او در سال 2006 به رسانه‌های ایران گفته بود اروپایی‌ها را فریب داده و برای تهران وقت خریده تا برنامه اتمی‌اش را پیش ببرد. در آمریکا هم از عوامل لابی‌گر اصلی برای توافق اتمی بود و به دروغ می‌گفت خامنه‌ای «فتوا» داده تا رژیم بمب اتم نسازد. من و آزاد خسروی فارسانی در سال 2013، در دورانی که بحث در غرب بر سر احتمال عقد توافق اتمی دولت اوباما با جمهوری اسلامی داغ بود، مقاله‌ای مفصل نوشتیم و اثبات کردیم که رژیم بر خلاف ادعای موسویان به دنبال ساخت بمب هسته‌ای است.
موسویان از وقتی در آمریکا مستقر شده، با حمایت بنیادهای پولدار و بانفوذ هوادار مماشات با رژیم ایران مثل «پلاوشرز» مدام در مورد مقاصد هژمونیک رژیم دروغ می‌گوید و درباره کارکرد نهادهای رژیم و سپاه و مسائل دیگر اطلاعات نادرست پخش می‌کند. یک نمونه‌اش تلاش‌های وی برای جلوگیری از تروریستی اعلام شدن سپاه توسط دولت ترامپ بود، که البته ناکام ماند. او استدلال کرده بود که تمام ایرانیان از سپاه پشتیبانی می‌کنند، و تروریستی اعلام کردن سپاه راه را بر «همکاری آمریکا با سپاه برای برقراری صلح در منطقه» می‌بندد. موسویان برای تشییع جنازه قاسم سلیمانی، قاتل اصلی سربازان آمریکایی در عراق در مقام فرمانده سپاه قدس، هم به ایران رفته بود، و هرگز جنایات او را محکوم نکرده است.
نمونه مشهور دیگر این قضایا رابرت مالی، نماینده ویژه وزارت خارجه دولت بایدن در امور ایران و رهبر مذاکرات اتمی با جمهوری اسلامی، و تیمش شامل علی واعظ و آرین طباطبایی است. بسیار بعید است که دولت بایدن از ارتباط نزدیک این افراد با رژیم بی‌اطلاع بوده باشد. درباره طبیعت این ارتباط، من و بسیاری دیگر بارها روشنگری کرده بودیم، ولی دولت بایدن به روی خودش نمی‌آورد و حتی تا مدت‌ها از عملکرد میز ایران وزارت خارجهدفاع می‌کرد.
فقط وقتی جریانات قدرتمند مخالف مماشات دولت بایدن با جمهوری اسلامی اسناد انکارناپذیری رو کردند که نشان می‌داد تیم مالی اطلاعات طبقه‌بندی‌شده به رژیم ایران رد کرده است، واشینگتن مجبور شد مالی را بی سر و صدا برکنار کند. وزارت خارجه آمریکا هیچ دلیل موجهی برای معلق کردن مالی بیان نکرد، و صرفا وی را به دانشگاه پرینستون پیش موسویان فرستادند تا برود و روابط بین‌الملل درس بدهد. مالی در حقیقت با کمترین سر و صدای ممکن برکنار شد تا در عین اینکه کاسه کوزه‌ها سر او می‌شکند اما گند قضیه خیلی درنیاید، تا کارفرمایانش که خواهان مماشات با رژیم هستند بتوانند کماکان به کارشان ادامه دهند.
این را هم معترضه بگویم، که به نظر می‌رسد اسناد همکاری مالی و تیمش با رژیم ایران عمدا از تهران درز داده شده باشد تا این کانال مسدود شود. مالی به جواد ظریف و دار و دسته هاشمی رفسنجانی نزدیک است، و ظاهرا سپاه و عناصر نزدیک به روسیه در رژیم ایران که نمی‌خواهند برنامه اتمی رژیم را تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دهند، و راهبرد مخاصمه مستقیم با آمریکا و اسرائیل را دنبال می‌کنند، خواسته‌اند این کارت را بسوزانند تا کنترل بیشتری بر کارها داشته باشند و قضایا را به آن سمتی هدایت کنند که خودشان می‌خواهند.
لذا می‌بینیم که عطش واشینگتن برای داشتن کانال‌ مستقیم به سوی جمهوری اسلامی همیشه مورد سوء استفاده رژیم ایران قرار گرفته است. این رویه مثل تیغ دودَم عمل می‌کند. درست است که مسیر ارتباط با تهران را باز می‌گذارد، اما این امکان را هم برای رژیم ایجاد می‌کند تا اطلاعات غلط و گراهای نادرست به آمریکا بدهد. واشینگتن باید از این مسائل درس بگیرد، و بداند که با یک رژیم توتالیتر آخرالزمانی فریب‌کار نمی‌شود مدام مماشات کرد و انتظار نتیجه مثبت داشت. به جای پر و بال دادن به ماموران و لابی‌گران رژیم، واشینگتن باید به کارشناسان دموکراسی‌خواه مخالف رژیم، که منفعت ایران و آمریکا را در بازگشت ایران به حوزه نظم لیبرال با محوریت آمریکا می‌دانند، تریبون بدهد و آنها را در مقام مشاور به کار گیرد.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید