ترامپ غرب و ترامپ شرق

ممدوح المهینی
ممدوح المهینی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
6 دقيقه (Reading time)

چند روز پیش ترامپ گروهی از قاتلان که در اصل مهاجر بودند را «حیوان» توصیف کرد. پس از آن گفت که نانسی پلوسی بارها از او خواسته که آنها را «حیوان» توصیف نکند، اما او بر این صفت اصرار داشت و دوباره آن را تکرار کرد. چرا؟ دلیل آن بسیج پایگاه مردمی خود در مخالفت با مهاجرت غیرقانونی با به کار بردن چنین عباراتی آتشین است به خصوص با افزایش انتقاداتی که دولت بایدن در رابطه با این پرونده با آن مواجه است.

بنابراین، زمانی که جنایتی از این دست رخ می‌دهد، فرصت مناسبی برای بهره برداری از آن و جلب حامیان بیشتر خواهد بود. این حادثه به سرتیتر خبرهای اصلی «فاکس نیوز» تبدیل می‌شود.

همین اتفاق در جهت مخالف نیز رخ می‌دهد؛ وقتی یک پلیس آمریکایی یک جوان آفریقایی‌تبار را می‌کشد، کل نیروی پلیس به یک دستگاه نژادپرست تبدیل می‌شود و علی‌رغم نقش عمده‌ای که پلیس در حفظ امنیت ایفا می‌کند، درخواست‌ها برای محاکمه و کاهش بودجه این ارگان آغاز می‌شود. وقتی پلیس نباشد دزدی و غارت و آتش زدن مغازه‌ها شعله‌ور می‌شود و این بیش از یک بار اتفاق افتاد. مشاهده می‌شود که قتل عمدی یا سهوی تیتر اصلی «سی‌ان‌ان» است.

این مساله منعکس‌کننده اختلافات در داخل آمریکا است که جدید نیست، اما با انقلاب ارتباطات افزایش یافته است. فرید زکریا در کتاب جدید خود به نام «عصر انقلاب‌ها» می‌گوید که در گذشته، آمریکایی‌ها تنها چند ایستگاه تلوزیونی را دنبال می‌کردند که در گفتمان خود معتدل بودند، اما با انفجار اطلاعات، توده‌ها به گزینه‌های دیگری روی آوردند. وفاداران به جناح‌های چپ و راست، همچنان از کانال‌های حزبی پیروی می کردند که جهت‌گیری آنها را تقویت می‌کرد و این مساله باعث افزایش شکاف در جامعه شد.

شخصیت ترامپ نیز شکاف‌های بیشتری نه تنها در داخل آمریکا، بلکه در خارج از آن ایجاد می‌کند. مخالفان ترامپ رفتار او را توهین به ریاست جمهوری می‌دانند که به تقسیم جامعه کمک می‌کند و دموکراسی را تهدید می‌کند. اروپایی‌ها از او می‌ترسند زیرا معتقدند که او ناتو و اتحاد با آنها را تضعیف می کند، به پوتین نزدیک می‌شود و اوکراین را رها می‌کند.

اما ترامپ شخصیتی است با چندین چهره. چهره‌ای که با آن ظاهر می‌شود با شخصیت واقعی‌اش متفاوت است. چهره‌ای که غربی‌ها از او می‌بینند با آنچه شرقی‌ها می‌بینند متفاوت است. از دین بهره‌برداری می‌کند اما کاری به دین ندارد. به نخبگان توهین می‌کند با آنکه یکی از نخبگان است. در صحنه داخلی نیز، درست است که رفتار ترامپ برازنده رئیس‌جمهوری بزرگترین قدرت جهان نیست و توئیت‌های او به دور از نزاکت است، اما زمانی که او در کاخ سفید بود، اقتصاد قبل از همه‌گیری کرونا دوباره به حالت اول برگشت. احیای اقتصاد به معنای تقویت دولت است. از اقدامات مهمش نیز کشتن سلیمانی و البغدادی بود.

پس آیا گفتار و رفتار شخصی رئیس جمهوری مهم است یا عملکرد او؟ این یک سوال بحث برانگیز است، اما روسای جمهور اشتباهات فاحشی مرتکب می‌شوند. کلینتون و نیکسون هم اشتباهات فاحشی مرتکب شدند اما آنها را از لیست رؤسای جمهور بزرگ تاریخ حذف نمی‌کنند. روسای جمهوری وجود دارند که رفتار شخصی آنها مثال زدنی است، همسران وفاداری هستند، و گفتگوهایشان جذاب است، اما سیاست‌هایشان بی‌نقص نیست. بلکه زیان‌آور هم بوده است.

آیا ترامپ می‌تواند دموکراسی را تهدید کند و باعث فروپاشی ایالات متحده شود؟ چرا اولین بار این کار را نکرد؟ این ادعاها اغراق‌آمیز است و اگرچه او قبلا تهدید کرده بود که متعهد به ماندن خواهد شد، اما به موقع کاخ سفید را ترک کرد. آمریکا یک جمهوری موز نیست و ترامپ نمی‌تواند سیستم آن را تغییر دهد یا آن را به دیکتاتوری تبدیل کند. پس چرا این ادعاها مطرح می‌شود؟ همه اینها در چارچوب نبرد انتخاباتی حزبی صورت می‌گیرد که در طول این سال بی‌وقفه ادامه داشته و رسانه‌های اجتماعی نیز به گسترش این جنجال دامن می زنند.

در مورد اروپایی‌ها نیز خروج ترامپ از ناتو بسیار سخت است. ترامپ پس از اعلام این خبر نتوانست سوریه را ترک کند و توسط ژنرال‌های پنتاگون از این تصمیم دست برداشت. آیا ممکن است او از ناتو که نماد حاکمیت آمریکا بر جهان خارج است خارج شود؟ حتی اگر بخواهد این تصمیم در دست او نیست.

رئیس جمهوری آمریکا هم محدودیت‌هایی دارد. پس چرا درباره «ناتو» جنجال به پا می‌کند؟ این هم یک ترفند انتخاباتی است زیرا او می‌خواهد به‌عنوان قدرتمندی ظاهر شود که تهدید می‌کند و اروپایی‌ها را برخلاف میلشان به پرداخت پول حق اشتراک وادار کند. این پیامی است که او می‌خواهد به طرفداران در کشور برسد مبنی بر اینکه او معامله‌گر است و کاری را انجام می‌دهد که هیچ کس دیگری از پس آن بر نمی‌آید. او تقریباً این کار را با کره جنوبی، آلمان، بریتانیا و همه متحدانش انجام داد. صحبت‌های او بیشتر برای مصرف رسانه‌ای است، نه بیشتر.

در شرق نگاه‌ها به ترامپ تا حدودی با دیدگاه غرب متفاوت است. شخصیت جنجالی، زبان‌دراز و خودنمایی که آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها می بینند برای شرق اهمیتی ندارد، آنچه مهم است سیاست آمریکا در منطقه مبنی بر حمایت از نیروهای میانه‌رو در مقابله با نیروهای مخرب است. این هدف به ترامپ و بایدن محدود نمی‌شود، بلکه به هر رئیس جمهوری که در آینده بر آمریکا حکومت کند. اما این هدف مهم، اهمیت چندانی برای فضای داخلی آمریکا ندارد. دموکرات‌ها ترامپ را فاسد و رسوا توصیف می‌کنند و محافظه‌کاران بایدن را ضعیف و پیر. برای آنها خارج از مرزهای کشورشان اهمیت چندانی ندارد، بلکه درگیری‌های داخلی و منافع حزبی محدود اولویتشان است و این قابل درک است. اما با این حال، برای ما هم مهم نیست که بایدن خواب‌آلود باشد یا ترامپ فاسد؛ مهم این است که آنها در مورد خاورمیانه چگونه فکر می کنند.

منبع: الشرق الاوسط

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید