دلیل حمله افراط‌‌گرایان به رهبران کشورهای خلیجی چیست؟

ممدوح المهینی
ممدوح المهینی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
4 دقيقه (Reading time)

کسانی که با تاریخ اسلام و شخصیت‌های نام‌آورش آشنایی دارند، قطعا از تبدیل این شخصیت‌ها به گروگانی در دست افراطیون برای استفاده از آنها در اعمال کنترل و تاثیرگذاری بر اذهان میلیون‌ها مسلمان، شگفت‌زده می‌شوند.

اسلام دین بزرگی است که مولد تمدن‌ها، ممالک و امپراتوری‌هایی بوده که اسلام‌گرایان و سازمان‌های مسلح جهادی، با استفاده از ایدئولوژی برای رسیدن به قدرت یا در راستای پیاده کردن دستورالعمل‌های خود یا صرفا جهت نشر نفرت‌افکنی، خشونت و تخریب‌گری، آن را مخدوش کردند.

درست است که افراط‌گرایانی در غرب وجود دارند که از اسلام متنفرند و دچار «اسلاموفوبیا» هستند اما مخدودش‌سازی چهره مسلمانان و اسلام غالبا به‌دست همان افراطیون اسلام‌گرا انجام می‌شود که عوامل متنفر از اسلام از طرق آنها، به همه ادوات مورد نیاز خود برای اجرای ماموریتشان دست می‌یابند.

این جریانات، دیانت بزرگ و فراگیر اسلامی را به دینی محدود و کوچک تبدیل کردند. دیانتی که فلاسفه، فقها، رهبران، شعرا و اندیشمندان را به جهان ارزانی کرد، به دیانتی ضدتمدن تبدیل کردند که با فلسفه، فرهنگ، هنر و مدرنیزه‌سازی اقتصادی و نتیجتا با روند زندگی، مخالف است.

دیانتی که تمدنی درخشان را تولید کرد به‌دست همین افراطیون به ابزاری برای دفن تمدن مبدل شده است. دیانت حقیقی اسلام که هدفش، غنای روحی و اخلاقی است به‌دست این عده به سلاح و ابزاری برای خنجرزدن به اعتقادات افراد، دولتمردان و تمامیت جامعه بدل شده است.

کشورهای خلیجی که دستاوردهای چشمگیر اقتصادی داشته و به مقصدی برای گردشگری و اقامت در جهان تبدیل شده‌اند، با کمپین‌های تکفیر از سوی گروه‌های اسلام‌گرا و تشکیلات اخوان المسلمین در اروپا، آمریکا و کانادا روبرو هستند. این کشورها، چهره درستی از اسلام درخشان متمدنانه، همسو با پیشرفت، ارزش‌های تمدنی معاصر و منبعی برای سعادت و نه مرگ را ارائه می‌دهند و به همین دلیل به عنوان منبع تهدیدی برای چنین گروه‌ها و جریاناتی تبدیل شدند چون آنها می‌کوشند قرائت دینی و سخنگویی به‌نام اسلام را به انحصار خود درآورند. بر این اساس ناکام‌سازی و شکست پروژه‌های توسعه و پیشرفت، تضعیف این کشورها و راه‌اندازی کمپین‌ها علیه رهبران آنها و تکفیرشان، هدف اساسی و اصلی این گروه‌ها است.

موفقیت این کشورها به معنای ضربه زدن به دستاورد این گروه‌ها و شکست دادنشان در استفاده ابزاری از دین، و در نهایت بازپس گرفتن دین از چنگال آنها و بازگرداندن آن به وضعیت طبیعی است. از همین رو، این گروه‌ها در راستای تخریب جوامع خلیجی به تاسیس گروه‌های مسلح و تهدید امنیت و قاچاق مواد مخدر اقدام می‌کنند و موج دروغ‌پراکنی علیه برنامه‌های توسعه که هدفش تعامل باز با جهان است، راه‌اندازی می‌کنند.

گروه‌هایی نظیر حزب‌الله، القاعده، عصائب الحق، اخوان المسلمین و تمامی شاخه‌های آنها، به‌رغم وجود اختلافات میانشان، از یک فصل مشترک برخوردارند که همان سخنگویی به‌نام دین اما با نسخه تاریک آن است. ماهیت حقیقی این بوق‌های تبلیغاتی سنی و شیعه، استفاده ابزاری از تراژیک‌ترین رخدادهای انسانی نظیر حوادث جاری درغزه با هدف خلق روایت تبلیغاتی خصمانه علیه کشورهای خلیجی است.

تصاویر بن لادن، سلیمانی، المهندس و البغدادی بدترین تبلیغ علیه منطقه ما است. هدف برنامه‌های این گروه‌ها، فروبردن منطقه در ناکامی‌های گسترده‌ای است که برون‌شد از آنها بسیار دشوار است. کافی است نگاهی به کشورهایی که این گروه‌ها در آن فعالیت دارند از افغانستان تا لبنان بیاندازیم تا ببینیم چگونه چیزی جز خاطره‌ها از این کشورها باقی نمانده است.

اکنون اما نوری را در آخر این تونل مشاهده می‌کنیم و فرصتی برای بازپس‌گیری اسلام از چنگال این جریانا‌ت افراطی که از طریق ارائه قرائت دینی متمدنانه همگام با شکوفایی اقتصادی، فراهم شده است. این معادله موفق، درمانی شفابخش ارائه می دهد که اکنون نتایج مثبتش را نه تنها در کشورهای خلیجی، بلکه در سطح منطقه می‌بینیم و گفتمان «رواداری» گسترش یافته و گفتمان‌های نفرت‌افکنی در حال عقب‌نشینی هستند.

البته همچنان در ابتدای راه هستیم و به دهه‌ها زمان نیاز داریم تا بتوانیم مدعی شویم به منطقه امن رسیده‌ایم و این دین بزرگ را از چنگال چنین دارو دسته‌های نابکار بیرون آورده‌ایم. زمان درازی را در سیاهی به سر بردیم. قضا و قدر رهبران بزرگ این است که حرکتی تاریخی برای انتقال جوامعشان به سوی روشنایی انجام دهند.

منبع: الشرق الاوسط

ترجمه العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید