آمریکا و ایران؛ رد «تقابل» و جدیت «بازدارندگی»

عبدالله بن بجاد العتیبی
عبدالله بن بجاد العتیبی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
7 دقيقه (Reading time)

حملات هوایی اخیر آمریکا به 85 هدف مرتبط با شبه‌نظامیان نیابتی ایران در عراق و سوریه در پاسخ به حمله پهپادی هفته گذشته به پایگاه «برج 22» که منجر به کشته‌شدن 3 سرباز و مصدومیت ده‌ها نفر شد، از منظر آمریکا صرفا «عملیاتی تلافی‌جویانه» شفاف بود که گونه‌ای واکنش به حساب می‌آید و نه تغییری در راهبردها.‎

این حملات، هم‌راستا با ضربات مشترک آمریکا- بریتانیا علیه حوثی‌های یمن است که هدف از آن، ارسال پیامی به ایران با این محتواست که آمریکا کاملا جدی است. این حملات در عین حال دربردارنده این مضمون انتخاباتی برای داخل آمریکاست که رئیس جمهوری، ضعیف عمل نمی‌کند.

پیام داخلی این حملات از طریق اعلام ده‌ها هدف مورد حمله، تاکید بر اهمیت‌دهی به آنها را نیز دنبال کرد. همچنین اعلام مشارکت بمب‌افکن‌های «بی-1» و پرواز مستقیم و بدون توقف آن به سمت اهداف، کوششی در راستای بالابردن اهمیت این حملات و تاکیدی بر این موضوع بود که حملات هوایی، آغازی بر پاسخ‌هایی مستمر خواهد بود.

حقیقت غیرقابل مناقشه از 4 دهه قبل به این طرف این است که آمریکا هیچگاه در صدد رویارویی حقیقی با ایران برنیامده و فقط زمانی که مجبور شود، سعی در بازدارندگی تهران دارد.

حملات اخیر آمریکا در سوریه و عراق را می‌توان با دو رویداد پیشین مقایسه کرد که اولی در 1988 در پاسخ آمریکا به استفاده ایران از مین‌های دریایی علیه نفتکش‌ها در آب‌های خلیج به‌مثابه بخشی از جنگ خود با عراق در جریان جنگ اول خلیج، انجام گرفت.

در آوریل آن سال، یک ناوچه آمریکایی هدف حمله ایران قرار گرفت که حمله نیروهای آمریکا بنا به‌دستور رونالد ریگان، رئیس جمهوری وقت را به‌دنبال داشت. عملیات «آخوندک»، نابودی نیمی از نیروهای دریایی ایران را به عنوان بزرگترین نیروی این کشور در موازنه قوای منطقه‌ای در آن دوره، به‌دنبال داشت، تا حدی که روح الله خمینی مجبور به نوشیدن «جام زهر» و توقف جنگ با عراق شد.

رویداد دوم در سال 2020 در قالب ترور قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در نزدیکی فرودگاه بغداد شکل گرفت که رخداد عظیمی بود که زیان هنگفتی را متوجه ایران کرد تا حدی که برخی از مسئولان کنونی ایران، حملات 7 اکتبر گذشته در غزه را در پاسخ به ترور سلیمانی، توصیف کردند.

نه ریگان و نه ترامپ تعاملی جدی در رویارویی با ایران نداشتند بلکه صرفا در صدد ارسال سیگنال‌های بازدارندگی بودند. ریگان در آن برهه تاکید کرده بود که خواستار رساندن پیامی با این محتوا به ایران بود که «هرگونه عملکرد متهورانه متضمن پرداخت بها خواهد بود». این اقدام به هدف بازدارندگی ایران از انجام حملات بیشتر و نه تحریک آن انجام گرفت. این موضع‌گیری با اظهارات کنونی بایدن همگراست اگرجه تفاوت بزرگی با آن در «میزان بازدارندگی» دارد.

میزان جدی‌بودن پاسخ‌های تلافی‌جویانه آمریکا را با مقایسه آن با حملات علیه مواضع ایران در سوریه و در داخل ایران در برهه اخیر سنجید که واکنشی به رخدادی معین (حمله پهپادی به «برج22») بود و نه حاکی از سیاست‌گذاری جدید و راهبردهای بزرگ در سطح منطقه.

حزب دموکرات فراموش نکرده که ظهور ترامپ در پی برملاشدن ناتوانی و ناکامی و اهانت به تصویر جهانی آمریکا از طریق سیاست‌های أوباما در خصوص شبه‌جزیره کریمه و سپس سوریه، سکوت و نادیده‌انگاری در قبال توسعه‌طلبی‌های روسیه و ایران و همچنین بی تفاوتی در قبال تحقیر شرم‌آور سربازان آمریکایی در منطقه خلیج از طریق تصاویری تاریخی است که هنوز هم در حافظه حضور دارند. کسی که در انتخابات امسال بازمی‌گردد نه فقط نامزد ریاست جمهوری بلکه همان دوتالد ترامپ رئیس جمهوری پیشین است.

قراردادن این حملات هوایی آمریکا و ضربات علیه حوثی‌های یمن، در سیاق و حجم طبیعی آن‌ها و شناخت اهدافش، به فهم بهتر صحنه کنونی و تلاش دولت آمریکا برای قدرت‌نمایی درعرصه جهانی و ابراز حمایت جدی آن از اسرائیل کمک می‌کند.

ناکامی‌های پیاپی سیاست خارجی دولت بایدن، همان تداوم شکست سیاست خارجی دولت اوباما است که ناشی از گرایشات «عقب‌نشینی» و«انزواطلبی» آن بود. دولت بایدن، آمریکا را به افتضاح خروج از أفغانستان سوق داد که بی‌شباهت به فرار نبود و از سوی وزرای دفاع نزدیک‌ترین هم‌پیمان غربی آمریکا در آن برهه مورد انتقاد قرار گرفت.

به همین ترتیب شکست در مقابله با روسیه در اوکراین و شکست در احیای مذاکرات با ایران به‌رغم تلاش مذبوحانه دولت بایدن برای احیای برجام از زمان روی کار آمدن و همچنین شکست در حفاظت از اسرائیل در حملات 7 اکتبر باوجود نمایش قدرت آمریکا در قالب اعزام ناو هواپیمابر به منطقه نیز را باید به کارنامه دولت بایدن افزود.

نه تنها ایران بلکه همه واقفند که دولت بایدن از هرگونه مقابله واقعی با ایران روی‌گردان است و هیچ‌گونه تعامل جدی با موضوع بازدارندگی ادعایی خود نداشته بلکه صرفا به دنبال خرید زمان و استفاده ابزاری از انتخابات آینده آمریکا است. هر طرفی که رژیم ایران را به‌ویژه در سیاست‌ها و راهبردهایش در قبال آمریکا، احمق فرض کند، هوشمندانه عمل نکرده است.

با بررسی سیاست‌های آمریکا در قبال ایران طی 4 دهه گذشته در می‌یابیم که واشینگتن و تمامی هم‌پیمانان غربی آن خواهان ابقای رژیم ایران هستند. این حقیقت آشکاری است که سیاست‌گذاری‌ها، استراتژی‌ها و مواضع واشینگتن، موید آن است چرا که دولت‌های پیاپی آمریکا چه دموکرات یا جمهوری‌خواه همواره با آن موافق بوده‌اند. چنین نتیجه‌گیری به‌دور از نظریات توطئه و برخاسته از محاسبات دقیق منافع آمریکا و غرب است که مبتنی بر ایده‌های ثابت در خصوص موازنه قوا در منطقه است که واشینگتن و هم‌پیمانانش خواهان تغییر آن نیستند.

حملات اخیر آمریکا در سوریه، عراق و یمن بیش‌از هرچیز در راستای حفظ آبرو آنجام گرفت؛ درست همانند وضعیت جاری در ارتباط با اوکراین در پی تشدید تنش بی‌سابقه آمریکا و غرب علیه روسیه در دو سال پیش که در حال حاضر به رویکردی منطقی‌تر و آرام‌تر تبدیل شده است.

شور و هیجان در امر سیاسی، آسیب شدیدی را به رویکرد منطقی وارد می‌آورد زیرا دیدگاه و نگرش درست را مشوش ساخته و خوانش منطقی رویدادها را مختل کرده و مانع تحلیل دقیق می‌شود.

تاچند سال قبل، دیدگاه اوباما برپایه دست‌کشیدن از خاورمیانه و دوری از مشکلات مزمن آن بود؛ اگرچه هر از چندگاه نیز شاهد مداخله‌جویی‌های زیان‌بار آمریکا در قالب حمایت تمام‌قد از حوادث شوم «بهار عربی» بودیم. دولت آمریکا در آن برهه، گرایش شدیدی به سرنگونی برخی از کشورهای عربی و سپردن آنها به گروه‌های «اسلام سیاسی» داشت تا حدی که امضای یکی از بدترین معاهدات سیاسی منطقه یعنی «برجام» با ایران در دوران اوباما اتفاق افتاد. دولت بایدن هم در احیای برجام کوشید که این تلاش‌ها مقرون به موفقیت نبود.

دست آخر باید اذغان کرد که خاورمیانه در مقایسه با دیگر نقاط جهان، دستخوش حوادث خطرناک‌تری است که چالش‌های واقعی را برابر کشورهای منطقه برای حفاظت از توسعه و شکوفایی آنها رقم زده است.

منبع: «الشرق الاوسط»

ترجمه العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید