حمله پاکستان افسانه ضربه‌ناپذیری جمهوری اسلامی را شکست

دکتر رضا پرچی‌زاده
دکتر رضا پرچی‌زاده
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
7 دقيقه (Reading time)

در واکنش به حمله موشکی سپاه پاسداران به خاک پاکستان، که تهران ادعا کرد علیه «جیش‌العدل» بوده است، پاکستان به گفته خود به چند پایگاه بلوچ‌های مخالف اسلام‌آباد در پنجاه کیلومتری درون مرز ایران حمله کرد، و بدین ترتیب از زمان پایان جنگ عراق با ایران، به اولین کشور خارجی تبدیل شد که علنا و با تبلیغات گسترده به عمق خاک ایران حمله کرده است.
حمله هر دو طرف اگرچه در ظاهر علیه بلوچ‌های مخالف مستقر در خاک کشور همسایه صورت گرفت، اما در حقیقت انعکاسی از بحران بزرگتر خاورمیانه و در ارتباط تنگاتنگ با جنگ اسرائیل علیه حماس و حزب‌الله و همچنین حملات آمریکا و بریتانیا علیه حوثی‌هاست، و می‌تواند سرآغاز تهاجم گسترده‌تر علیه جمهوری اسلامی باشد. در مقاله پیش رو این موضوع را بررسی خواهیم کرد.
روابط ایران و پاکستان بیش از هر چیزی تحت‌الشعاع دسته‌بندی‌های نظم بین‌الملل پس از جنگ جهانی دوم بوده است، و هر دو کشور با وجودی که تقریبا همیشه در یک دسته‌بندی جای گرفته‌اند، اما روابط‌‌شان هیچ‌گاه کاملا دوستانه نبوده است.
در دوران جنگ سرد، تهران و اسلام‌آباد هر دو بخشی از ائتلاف غربی ضدکمونیستی در حاشیه جنوبی اتحاد جماهیر شوروی بودند. عضویت هر دو کشور در پیمان‌های غرب‌محور «سنتو» و «سازمان همکاری منطقه‌ای برای عمران» در راستای تقویت این ائتلاف منطقه‌ای علیه نفوذ کمونیسم بود.
پس از وقوع انقلاب اسلامگرایانه در ایران، که این کشور را از غرب جدا کرد، محوریت اسلام برای رژیم جدید باعث شد تا ایران کماکان در کنار جبهه غرب و پاکستان بایستد و به مبارزه با شوروی که «مملکت اسلامی» افغانستان را اشغال کرده بود بپردازد.
پاکستان بعدا به صورت مخفی و غیررسمی به توسعه برنامه هسته‌ای نظامی ایران کمک کرد. باور کارشناسان امنیتی غربی این است که عبدالقدیر خان، پدر بمب اتمی پاکستان که در اواخر عمر محاکمه و خانه‌نشین شد، در پایان دهه 1980 فناوری هسته‌ای تسلیحاتی در اختیار ایران قرار داده است.
طی سال‌های اخیر هم تهران و هم اسلام‌آباد با پکن گرم گرفته‌اند، به عضویت «سازمان همکاری شانگهای» درآمده‌اند، روابط اقتصادی و استراتژیک خود با چین را توسعه داده‌اند، و در منطقه بلوچستان خود به چینی‌ها بندرگاه و تاسیسات تجاری و راهبردی داده‌اند.
در عین حال، ایران و پاکستان پیوسته بر سر مساله بلوچستان با هم درگیری‌های موضعی داشته‌اند. تهران همیشه اسلام‌آباد را متهم می‌کند که بلوچ‌های ایرانی مخالف جمهوری اسلامی را پناهگاه می‌دهد و از آنها علیه جمهوری اسلامی استفاده می‌کند.
مشهورترین آنها گروه «جندالله» بود که علیه حکومت مبارزه مسلحانه می‌کرد، و حتی طی یک حمله انتحاری در سیستان و بلوچستان موفق شد تعداد زیادی از فرماندهان سپاه پاسداران را به قتل برساند. جندالله پس از دستگیری رهبر آن عبدالمالک ریگی از دور خارج شد و در سال‌های بعد جیش‌العدل جایش را گرفت.
فراتر از مساله بلوچ‌ها، از آنجایی که پاکستان متحد دیرینه آمریکاست، جمهوری اسلامی همیشه نسبت به آن مشکوک بوده و دست‌به‌عصا راه رفته است. تهران همواره نگران این است که مبادا دستگاه امنیتی پاکستان طرح‌های آمریکایی و تحت پوشش آن حتی طرح‌های اسرائیلی را علیه جمهوری اسلامی پیش ببرد.
در جریان انفجارهای گورستان کرمان که در سالگرد قتل قاسم سلیمانی در نزدیکی قبر وی روی داد و منجر به کشته و زخمی شدن بسیاری شد، اگرچه «داعش» در نهایت ادعای مسئولیت کرد، اما برخی رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران زیر بار نرفتند و اسرائیل را «عامل اصلی» دانستند.
بر اساس ادعای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، برخی «اتباع خارجی» که در انجام این «حمله انتحاری» نقش داشتند، از «مرزهای جنوب شرقی» وارد ایران شده بودند. این ادعا در راستای همان تئوری امنیتی تهران است که پاکستان را همکار آمریکا و اسرائیل برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی تلقی می‌کند.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی این روزها بابت حملات اسرائیل و آمریکا و بریتانیا علیه هم‌پیمانان و نیروهای نیابتی‌اش در سرتاسر خاورمیانه تحت فشار شدید افکار عمومی هوادار خود قرار دارد، و به شدت نیازمند است که در عین خودداری از تحریک دشمنان بزرگ به حمله مستقیم به خاک ایران، نمایش قدرت بدهد.
بر این اساس، به نظر می‌رسد که حمله موشکی سپاه پاسداران به پاکستان – و البته سوریه و عراق، فراتر از مساله بلوچ‌های مخالف، بابت این بوده باشد که تهران از لحاظ نظامی خودی نشان دهد، و همچنین ادعا کند که انتقام انفجارهای گورستان کرمان، که در حقیقت «سمبل اقتدار» رژیم را هدف قرار داده بود، را گرفته است.
تهران به درستی تشخیص داد از آنجایی که آمریکا و اسرائیل در وضعیت تهاجمی قرار دارند، هرگونه تعرض مستقیمی به آنها می‌تواند منجر به وضعیتی شود که تحمل آن فراتر از حد توانش برود. بنابراین به عنوان هدف پاکستان را انتخاب کرد تا بلکه با یک تیر چند نشان بزند. در عین حال ممکن هم هست تهران سعی کرده باشد این پیام را زیرپوستی به جهان بفرستد که مثل پاکستان اتمی شده است.
با این وجود، چیزی که جمهوری اسلامی حسابش را نکرده بود، یا آن را خیلی جدی نگرفته بود، این بود که اسلام‌آباد مقابله‌به‌مثل کند و روی آن مانوور تبلیغاتی گسترده بدهد. پاکستان کشوری پهناور با ارتشی عظیم و مجهز است، و یکی از قدرت‌های اتمی برتر دنیاست. هیچ‌یک از همسایگان دیگر ایران چنین موقعیتی ندارند. این باعث می‌شود معادلات برخورد با اسلام‌آباد برای تهران متفاوت باشد.
در صورت بالا گرفتن مخاصمه با پاکستان، ایران آسان‌تر مورد عملیات خرابکاری و حملات کشورهای دیگر قرار خواهد گرفت. تهران قادر نخواهد بود در چندین جبهه بجنگد، به ویژه که یکی از آن جبهه‌ها علیه دشمنی قدرتمند بغل گوشش باشد. به همین دلیل است که جمهوری اسلامی فعلا از در مصالحه درآمده و حتی در رسانه‌های داخلی ادعا کرده حملات متقابل دو کشور «هماهنگ‌شده» بوده است.
فراتر از تمام این‌ها، حمله پاکستان را می‌توان به مثابه محکی بر اراده و توان تهران برای مقابله با هرگونه حمله از خارج به خاک ایران تلقی کرد. در جریان این حمله، بازیگران منطقه‌ای و جهانی به دقت رفتار تهران را زیر نظر گرفتند و نقاط ضعف روانی، اطلاعاتی، استراتژیک، و دیپلماتیک جدیدش را یافتند. دشمنان متوجه شدند که جمهوری اسلامی، که تمرکز نظامی و راهبردی خود را بر غرب و جنوب ایران قرار داده است، از سمت شرق ضربه‌پذیر است.
کوتاه آمدن جمهوری اسلامی در برابر اولین حمله علنی به خاک ایران از زمان جنگ با عراق افسانه ضربه‌ناپذیری این رژیم را برای همیشه شکست و راه را برای حملات گسترده‌تر دشمنان جدی‌تر و قدرتمندتر باز کرد.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size