خطرات بحران غزه برای کشورهای عربی

عبدالرحمان الراشد
عبدالرحمان الراشد
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
6 دقيقه (Reading time)

نه حماس به تنهایی در حال نبرد بر سر بقا است و نه اسرائیل صرفا به هدف زدودن «کسر شان» و بازپس‌گیری جايگاه خود در حال جنگ است بلکه تمامیت منطقه در دهانه آتشفشانی در حال فوران به دلایلی دیگر قرار دارد که غزه، دگمه انفجار آن را تشکیل می‌دهد.

در تعامل با بحران غزه، آیا موج‌سواری و کنارآمدن با جریان‌های مردمی، مناسبت‌تر است یا نادیده گرفتن آنها؟

پیش از ورود به این موضوع، داستان افرا‌طی‌گری و رابطه جنگ با ایده‌ها را بازگو می‌کنیم زیرا جنگ‌ها، فصل مناسب شکارو صید برای گروه‌های افراطی به حساب می‌آیند.

جریان افراطی‌گری با جنگ آمریکا علیه سازمان القاعده در افغانستان در سال 2001، به مساجد، خانه‌ها و مدارس کشورهای منطقه راه پیدا کرد. با اقدام آمریکا در حمله به عراق در سال 2003 همین جریان در دامنه‌ای گسترده‌تر تکرار شد.

نظام صدام حسین به شکلی سریع ظرف 3 هفته فروپاشید و بغداد به سادگی اشغال شد اما با گذشت یک سال، سمت و سوی این نبرد تغییر کرد و گفتمان افراط‌گرایی در جذب هزاران جوان عرب به نبرد زیر پرچم «القاعده» و سپس «داعش» از طریق سوریه، به موفقیت دست یافت. این جریان با تفییر معادله، موجبات خروج نیروهای آمریکا را فراهم کرده و ایران بر عرصه این منطقه، مسلط شد.

سازمان‌های دارای نگره افراطی به عراق بسنده نکردند و با تداوم پیشروی خود، بیش از نیمی از کشورهای عربی را در فاصله 2003 تا 2010 هدف حملات قرار دادند.

با شکست جریان افراطی در ایجاد تحول به ضرب و زور سلاح، پدیده‌ای موسوم به «بهار عربی» شکل گرفت که فی‌الواقع، امتداد رخدادهای پیشین تحت عناوین اعتراضی گوناگون و رهبری‌های داخلی در کشورهایی محل فعالیت افراطیون یعنی تونس، مصر و یمن و همچنین سوریه و عراق بود که پیشتر بستری برای گروه‌های جهادی بود.

بحران غزه، نبردی واحد در جریان جنگی مداوم است که همانند بحران‌های أفغانستان، عراق و کشورهای «بهار عربی» در گذشته، نقش تحریک‌گر را علیه منطقه درحال حاضر ایفا می‌کند. ظاهرا شمار معدودی از کشورها از مصونیت و آمادگی داخلی برای مدیریت خطرات جدید، برخوردارند.

عوارض ناشی از نبردهای شمال غزه و تراژدی آن، مشاهده وضعیت‌های در حال تکوین در جوامع عربی را دشوار می‌سازد. فصل مشترک میان جنگ‌های گذشته و جنگ کنونی، این است که برخی از نیروهای اپوزیسیون از این موضوع برای فشار بر دولت‌ها و کشورهای منطقه، استفاده می‌کنند.

این نیروها از تلاش‌های مکرر خود خسته نشده و در حال حاضر برای اولین بار از زمان شکست خود در عراق، سوریه، لیبی و مصر، بار دیگر به تکاپو افتاده‌اند.

هر کشوری شیوه خاص خود را در تعامل با این بحران دارد. سعودی با در پیش گرفتن رویکرد رسمی در ارتباط جنگ غزه، حملات اسرائیل را محکوم کرد و با رهبری اقادامات دیپلماتیک، میزبان اجلاس سران عربی و اسلامی و همچنین افریقایی بود. ریاض باب کمک‌های بیش از نیم میلیارد ریالی را گشود که بالاترین میزان کمک در سطح منطقه است.

نکته جالب توجه این است که مدارس، مجالس، محافل و رسانه‌های محلی همچون گذشته، دیگر عرصه فعالیت افراطیون در خط‌دادن به افکار عمومی نیستند و به همین دلیل نیز فراخوان‌ها به جهاد و جذب جوانان، کاملا ناپدید شده است.

دولت‌هایی نیز راهی مخالف را در پیش گرفته و با تکیه بر سردهندگان گفتمان تحریک‌آمیز، بر این باروند که قادر به تخلیه «بار خشم» و کسب محبوبیت مردمی از این جریان هستند. البته به باور من، این کار، تکرار همان اشتباه است زیرا فراخوان‌های افراط‌گرایانه عملا باعث افزایش افراط‌گرایی به بیش از آستانه قدرت دولت‌ها در تعامل با آن می‌شود. این رویه به قطع مناسبات با کشورهای غربی و منع واردات و همچنین تحریک جو جنگ علیه غرب و تحریک خشونت خواهد انجامید.

از رخدادهای گذشته آموخته‌ایم که فراخوان‌ها به جای پرداختن به موضوع غزه، به ضدیت با رژیم کشورهای عربی کشیده خواهد شد. همبستگی با مردم غزه مستلزم بالابردن گفتمان افراط‌گرایی و رهاکردن افسار فراخوان‌های تحریک‌آمیز و گشودن تریبون‌های دینی، اموزشی و تبلیغاتی به‌روی آن نیست.

گروه‌های گرداننده رسانه‌های تبلیغی تندرو از نظم سازمانی و مهارت برخوردارند و درحال حاضر سریع‌ترین ابزار در دسترسی به بیشترین شمار مردم در مقایسه با آشوب‌ انقلاب‌ها در سال 2011 ، به شمار می‌آیند.

افراطیون در جنگ کنونی غزه در کار بازاریابی برای چهره‌ها و ایده‌ها، ابوعبیده، نصرالله، حوادث هفتم اکتبر و دیگر موارد هستند. موضوع غزه، آرمان آنها نیست بلکه غزه برای آنها همچون فلوجه درعراق است و غزه هم دچار همان سرنوشت خواهد شد که چیزی جز نابودی، فراموشی و رهاکردن مردم غزه به حال خودشان نخواهد بود.

روشن است که اقدامات اسرائیل در غزه شامل حملات، کشتار و تخریب، در چارچوب انتقام‌جویی و وحشیگری است که بی‌گناهان را هدف گرفته و خوراک لازم برای گروه‌های افراطی را تامین کرده و دیدگاه آنها را در میان عموم مردم تقویت می‌کند.

اسرائیل اهمیتی به گسترش تندوری و افراطیون نمی‌دهد بلکه بالعکس بسیار از این پدیده برای توصیف دشمنان فلسطینی خود، استفاده کرده است.

از سوی دیگر جوامع عربی که از طریق دادن تریبون، مدارس و رسانه‌ها، با گفتمان افراطی مدارا می‌کنند، خود را در معرض خطراتی بزرگتر قرار خواهند داد؛ چرا که دشمنان آنها این بار در فضای دو دهه گذشته از عمر این تشکیلات فکری، در چارچوب شبکه‌های گسترده و فرامرزی نشو و نمو کرده‌اند که با داشتن ابزارهای کارآمدتر، به سطح بالاتری از دقت عمل دست یافته‌اند.

منبع: «الشرق الاوسط»

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size