سفر بلینکن به بغداد چه پیامی را به تهران رساند؟

حسن فحص
حسن فحص
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
6 دقيقه (Reading time)

در خاطرات دو دهه گذشته از دیدار مقامات سیاسی آمریکایی از عراق، شاید به سختی می‌توان تصویری را یافت که در آن یک مسئول آمریکایی برای محافظت از خود مقابل خطرات امنیتی، جلیقه ضدگلوله بپوشد. حتی در دوره‌ای که عملیات نظامی علیه حضور آمریکا در عراق در اوج بود، مقامات آمریکایی در دیدار از پایگاه‌های نیروهای خود و یا دیدار با مقامات رسمی، به استثنای برخی اقدامات پل برمر حاکم غیرنظامی در آغاز اشغال عراق، چنین اقدامات حفاظتی را انجام نمی‌دادند.

سفر آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا به بغداد با تشدید عملیات نظامی و حملات موشکی علیه تعدادی از پایگاه های نظامی آمریکا در عراق و شرق سوریه توسط برخی گروه‌های مسلح «حشدالشعبی» وابسته به ایران همراه بود. این شبه‌نظامیان طبق قانون می‌بایست زیر نظر فرمانده کل نیروهای مسلح عراق، یعنی محمد شیاع السودانی، نخست وزیر کشور فعالیت کنند.

این سفر همچنین با اعلام آمریکا مبنی بر ارسال زیردریایی هسته‌ای استراتژیک «اوهایو» به آبهای دریای مدیترانه همزمان شد. این بدان معناست که این زیردریایی که حامل 24 موشک هسته‌ای و بیش از 150 موشک کروز تاماهاوک است در کنار ناوهای هواپیمابر جرالد فورد و آیزنهاور و کشتی های همراه همچنین بسیج نیروی دریایی تعدادی از کشورهای «ناتو»، به ویژه فرانسه و انگلیس مستقر شده است.

صرف نظر از نتایجی که جنگ غزه بین جنبش حماس و نیروهای اسرائیلی ممکن است به همراه داشته باشد، محور تحت رهبری رژیم ایران در منطقه معتقد است که نتیجه این جنگ به نفع این محور خواهد بود و جنبش حماس بر اساس اهداف اعلام شده تل‌آویو نابود نخواهد شد. از این رو، رژیم ایران تلاش می‌کند با راهبرد مداخله یا بالا بردن سطح درگیری و مشارکت محور در جنگ غزه و تبدیل آن به یک جنگ منطقه‌ای، هدف اسرائیل مبنی بر از بین بردن شاخه نظامی و حذف شاخه سیاسی حماس از راه حل آینده برای بحران فلسطین را ناممکن سازد.

از سوی دیگر، سطح کنش‌های نظامی، امنیتی و سیاسی که محور ایران در هفته گذشته بالا برد، منحصر به نبرد غزه نبود اما این تحرکات که در امتداد نوار مرزی جنوب لبنان برای برهم زدن تمرکز نظامی اسرائیل در جنگ غزه صورت گرفت، فراتر نرفت. انگیزه این تحرکات طبق سخنان حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان واکنشی به تحرکات نظامی آمریکا در آب‌های مدیترانه بود.

عملیاتی که حماس در 7 اکتبر انجام داد و گستردگی فروپاشی ماشین نظامی اسرائیل، محاسبات دولت آمریکا را که استراتژی روشنی را در برخورد با منطقه خاورمیانه طراحی کرده بود، تغییر داد. هدف اصلی واشینگتن سوق دادن منطقه به سمت آرامش و حل و فصل اختلافات بود تا بتواند علاوه بر تمرکز بر جنگ اوکراین، به پرونده‌های دیگری مانند مقابله با جاه‌طلبی‌های چین رسیدگی کند.

این عملیات همچنین برنامه‌های محور ایران و انتظاراتش که بر اساس استراتژی رهبر نظام پس از کشته شدن قاسم سلیمانی در خاک عراق در ژانویه 2020 مبنی بر خارج کردن نیروهای آمریکایی از منطقه غرب آسیا، به ویژه از سوریه و عراق اعلام شده بود را تغییر داد.

بنابراین، تهدیدی که نصرالله در اولین سخنرانی خود، حدود یک ماه پس از آغاز جنگ غزه، مطرح کرد، هدفش به وضوح تاثیرگذاری در مدیریت جنگ اسرائیل علیه حماس و نوار غزه بود. به باور آنان هدف حضور آمریکایی‌ها در آب‌های مدیترانه فراتر از جنگ غزه است و تنها برای حمایت از اسرائیل نیست بلکه ایجاد یک موقعیت بازدارنده علیه نیروهای متحد با جنبش حماس و جلوگیری از ورود آنها به جنگ یا گشودن جبهه جدیدی است که ممکن است به جنگی گسترده منجر شود و واشینگتن و طرف‌های بین المللی و منطقه‌ای را مجبور به مداخله کند.

در مورد ناتوانی نهادهای نظامی و سیاسی اسرائیل در بازگرداندن قدرت بازدارندگی می‌توان گفت به رغم حمایت آشکار تل‌آویو از واشینگتن و متحدان، چه از لحاظ نظامی و میدانی و یا سکوت در قبال جنایات و کشتاری که علیه غیرنظامیان انجام می‌شود، پیامدهای منفی این جنگ ممکن است واشینگتن را در مرحله بعدی مجبور کند در استراتژی حضور و دخالت خود در مسائل و بحران‌های خاورمیانه تغییر معناداری ایجاد کند. به این ترتیب واشینگتن ممکن است برای پر کردن خلاء ایجاد شده در نتیجه فروپاشی نیروی بازدارندگی اسرائیل مجبور به اتخاذ سیاست های جدیدی شود.

تهدید صریح و مستقیم نصرالله علیه ناوهای هواپیمابر و ناوهای جنگی آمریکایی در دریای مدیترانه و اینکه او برای مقابله با آنها «آماده شده است» فراتر از حمایت از حماس برابر ارتش اسرائیل است، بلکه هدف آن ارسال هشدار به دولت آمریکا با نام محور تحت رهبری تهران است که محتوایش عدم سکوت در برابر تقویت مجدد حضور نظامی آمریکا است. بنابراین تلاش این محور برای فشار آوردن به واشینگتن برای خروج نیروهایش از عراق و سوریه، بی‌نتیجه خواهد ماند، به خصوص که نتایج عملیات «حماس» حتی اگر با اهداف ایران و محورش هماهنگ نباشد شاید به محدود کردن نقش اسرائیل منجر شود و روند صلح را که شاهد تحولاتی در پی موضع اخیر سعودی بود، متوقف کند. بلینکن آن تحول را گامی اساسی در روند محاصره ایران و تلاش برای تسلط بر منطقه عنوان کرده بود.

از این رو سفر وزیر خارجه آمریکا به عراق نه برای مذاکره با مقامات این کشور، بلکه حامل پیامی به تهران بود که نخست وزیر عراق هر چند به طور قانونی فرمانده کل نیروهای مسلح از جمله نیروهای حشدالشعبی است اما واشینگتن کاملا آگاه است که تهران در چارچوب محور ایرانی برای این گروه ها تعیین تکلیف می کند.

این امر باعث شد که السودانی برای انتقال سریع پیام آمریکا بدون برنامه‌ریزی به تهران سفر کند. حضور بلینکن با جلیقه ضدگلوله در بغداد و نشر تصاویر مربوط به آن، هدفش رساندن پیامی به رژیم ایران بود مبنی بر این که اگر تهران به تحریک گروه‌های شبه‌نظامی وابسته به خود برای تشدید عملیات نظامی علیه پایگاه‌های آمریکا در عراق و سوریه ادامه دهد، آنگاه کل منطقه به میدان جنگ تبدیل و چنین شرایطی دامنه گیر تهران نیز خواهد شد.

منبع: «ایندیپندنت عربی»

ترجمه العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size