آیا جنگ غزه به ایجاد تغییر در سپهر سیاسی کشورهای عربی منجر می‌شود؟

حازم صاغيه
حازم صاغيه
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
4 دقيقه (Reading time)

در سال 1948 اولین جنگ میان کشور یهودی تازه تاسیس با شماری از کشورهای عربی تازه استقلال‌یافته در گرفت. به عبارتی، آن جنگ میان شبه‌نظامیان صهیونیست با هفت ارتش به رهبری نخبگان محافظه‌کار اتفاق افتاد.

جنگ‌های دیگری هم در سال 1956، 1967 و 1973 میان کشور یهودی با کشورهای عربی که این بار نخبگان نظامی قدرت را در دست گرفته بودند، رخ داد.

سپس در سال 2006، مانند آن چه امروز شاهد آن هستیم، تحول دیگری ایجاد شد و این بار گروه‌های شبه‌نظامی غیردولتی اسلامگرا جنگ با اسرائیل را برعهده گرفتند.

در این انتقال سیاسی از نخبگان محافظه‌کار در سال 1948 به نخبگان نظامی در سال 1967 ‌و سپس گروه‌های شبه‌نظامی در سال 2006، اتفاقات و جابجایی‌ سیاسی، فرهنگی، جمعیتی و ایدئولوژیک بسیاری در کشورهای عربی اتفاق افتاد. مردم این کشورها نیز از جوامع در حال تشکیل (1948) به جوامع سرکوب‌شده (1956-1973) سپس به جوامع در حال ستیز که قدرت سیاسی در دستان محدود افرادی محصور شد، عبور کردند.

آنچه در این مراحل گذار و افول پروژه دولت و ملت‌سازی اتفاق افتاد، و باعث شکل‌گیری و رشد گروه‌های شبه‌نظامی مانند «حزب‌الله» و «حماس» در کشورهای عربی شد، تاثیر بسزایی در شکل جنگ‌ها با اسرائیل و رفتار خشونت‌آمیز این کشور گذاشت. چرا که در روند جنگ میان اسرائیل با گروه‌های شبه‌نظامی غیردولتی و غیرقانونی، محدود کردن رفتار اسرائیل به قوانین بین‌المللی بسیار دشوار می‌شود. این در حالی است که همه می‌دانند اسرائیل غیرملتزمترین کشور جهان به قوانین و معاهدات بین‌المللی به‌شمار می‌رود.

به همین دلیل در جنگ گروه‌های شبه‌نظامی با اسرائیل، درخواست از این کشور برای رعایت قوانین بین‌المللی سخت و تقریبا غیرممکن می‌شود و در این روند، تعداد قربانیان عدم توجه اسرائیل به قوانین نیز به طور فزاینده‌ای افزایش می‌یابد.

با این که وجود گروه‌های شبه‌نظامی در میان شهرک‌نشینان، همچنین شکاف‌های اجتماعی باعث تضعیف کشور اسرائیل شده است اما به‌رغم این، روند کلی سیاسی اجتماعی در این کشور مسیری برخلاف روند سیاسی اجتماعی در کشورهای عربی را طی کرده است. بدین معنا که اسرائیل از مرحله وجود و فعالیت گروه‌های شبه‌نظامی مانند «هاگانا» به تشکیل یک ارتش منسجم و مطیع سیاستمداران گذر کرد اما عکس چنین روندی در بیشتر کشورهای عربی رخ داد.

به دیگر سخن، دو روند وارونه در منطقه رخ داده است: این که در اسرائیل شاهد تحول گروه‌های شبه‌نظامی به یک ارتش پیشرفته و منسجم هستیم که در سپهر سیاسی داخل کشور مداخله نمی‌کند اما رفتاری وحشیانه در بیرون از کشور دارد. اما در کشورهای شرق جهان عرب شاهد رفتار خشن ارتش این کشورها با مردم خود در داخل هستیم و این ارتش‌ها مسبب از هم گسیختگی اجتماعی در کشورهایشان شدند در حالی که هیچ دستاورد خارجی درخوری هم کسب نکرده‌اند.

شوربختانه این که، ارتش کشورهای عربی قدرت سیاسی را هم در اختیار گرفت و به بهانه «مسئله فلسطین» و کوبیدن بر طبل این مسئله، خود را از هر گونه پاسخگویی معاف دانست و از این طریق به‌دنبال کسب مشروعیت برای خود شد. در چنین شرایطی بود که گروه‌های شبه‌نظامی شکل گرفتند و با ورود به حوزه سیاست در کشورهای خود، وضعیت سیاسی و ماهیت حکومت و حکمرانی در این کشورها را پیچیده‌تر کردند.

در شرایط کنونی که شاهد جنگ و ویرانی هستیم، کشورهای منطقه پیش از هر چیز نیازمند شکل‌گیری حکومت‌های منتخبی هستند که می‌بایست در اوایل استقلال این کشورها شکل می‌گرفت. چنین امری به‌رغم وجود جنگ خونین کنونی در غزه، فلسطین را نیز شامل می‌شود چرا که دیر یا زود وضعیت کنونی به پایان خواهد رسید و فلسطینیان مجددا با مسئله ایجاد کشور خود و نحوه اداره آن کشور مواجه خواهند شد.

آیا پس از پایان جنگ کنونی در غزه دوباره شاهد مخالفت با روند سیاسی توسط شهرک‌نشینان اسرائیلی با هدف استمرار وجودشان در سرزمین‌های فلسطینی از یک سو، و حماس به‌دلیل شعار «ایجاد کشور مستقل بر تمام خاک فلسطین» از سوی دیگر خواهیم بود؟

بسیار گفته شده است که سیاست میدان بازی میانه‌روها و اتخاذ تصمیم درباره مسائل ناهمگون است. در شرایط کنونی فلسطین، تنها در حالت پذیرش راه‌حل دو کشوری می‌توان به بازی سیاسی اقدام کرد. بدین ترتیب، در وضعیت فعلی شکل‌دادن به بازی سیاسی و تسهیل فعالیت بازیگران باورند به این بازی در اولویت قرار دارد.

منبع: الشرق الاوسط

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size