اگر حماس و اسرائیل به گونه‌ای دیگر عمل می‌کردند

حازم صاغيه
حازم صاغيه
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
5 دقيقه (Reading time)

در حالی که شاهد مرگ، انتقام جمعی و کوچ دادن مردم از غزه هستیم و در حالی که امر سیاست به حالت تعلیق درآمده است، بد نیست برای لحظاتی تصور کنیم که اگر حماس و اسرائیل برای ضربه به یکدیگر به شکل دیگری عملیات‌های خود را انجام می‌دادند، شرایط به چه صورتی رقم می‌خورد.

باید یادآوری کرد که آن چه هم اکنون بر ساکنان به‌ویژه زنان و کودکان آن منطقه کوچک و تنگ از جهان در حال وقوع است، سبب شده تا ایمان خود به تمام آن ارزش‌های جهان شمول را از دست بدهیم.

اگر اسرائیل، بر اساس تصوراتمان، در پاسخ به عملیات «طوفان الاقصی» مانند پاسخ به عملیات 1972 مونیخ، بجای حمله و انتقام‌گیری از مردم عادی، مواضع مشخص «حماس» و رهبران این گروه را هدف قرار می‌داد، چه اتفاقی می‌افتاد؟

و یا این که اگر عملیات «طوفان الاقصی» محدود به کشتن و گروگان‌گرفتن نظامیان اسرائیلی می‌شد و غیرنظامیان را شامل نمی‌شد، چه واکنش‌هایی را به‌دنبال داشت؟

در صورت وقوع هر یک از این تصورات، طرف انجام‌دهنده به‌رغم عملیاتش افکار عمومی را با خود همراه می‌کرد و هواداران طرف مقابل را هم تحت تاثیر قرار می‌داد. هر یک از این دو تصور، باعث ایجاد شکاف در جبهه مقابل می‌شد و همزمان رنج و درد عمومی و گسترده هم برای مردم به‌همراه نمی‌آورد.

اگر حماس طبق تصور فوق عمل می‌کرد، پیش‌بینی می‌شد که اسرائیلی‌های زیادی با آن همراهی می‌کردند و افکار عمومی جهانی نیز با مسئله آنها همدردی بیشتری می‌کرد و برای حل‌وفصل عادلانه مسئله فلسطین فشار بیشتری وارد می‌شد. افزون بر آن، شکاف‌های درونی جامعه اسرائیل از جمله میان مذهب‌گراها، سکولارها، ناسیونالیست‌ها، چپ‌ها و لیبرال‌ها به شکل فزاینده‌های گسترش پیدا می‌کرد.

اگر اسرائیل هم بر اساس تصور پیش گفته عمل می‌کرد، چنین شرایطی در میان فلسطینیان و عرب‌ها ایجاد می‌شد و بسیاری به انتقاد از عملکرد و رویکرد خطرناک و مضر حماس می‌پرداختند.

با این حال، اتخاذ هر یک از رویکردهای انجام‌شده و انجام‌نشده از هر دو طرف پیرو درک مشخصی از مفهوم سیاست و انسان است.

عقلی که حماس و اسرائیل را به انجام اقدامات صورت‌گرفته وا داشت، «سیاست» را به عنوان روش و ابزار برای تعامل میان طرف‌های منازعه قبول ندارد و به «انسانیت» مشترک و هم‌وزن نیز معتقد نیست. طبق این عقلانیت، «ما» مهمتر و ارزشمندتر از «دیگری» است و چون همه «آنها» ‌وحوش تعریف می‌شوند پس بدون تمایز همه «آنها» مستحق مرگ وحشیانه هستند.

رویکردهای مشابه درگیری کنونی میان اسرائیل و حماس را می‌توان «برخورد تمدن‌ها»، «جنگ ادیان» و «نزاع قبایل» دانست. بر همین اساس، ملی‌گرایی هم طبق سرسپردگی محض فرد به گروه ملی مشخص، نادیده گرفتن همه خطاها و اشتباهات گروه خودی و سرکوب هر گونه انتقاد از خود سنجیده می‌شود.

پیدا کردن ریشه‌های چنین دیدگاهی در رویکرد ملی‌گرایانه و رادیکال صهیونیسم یا در رویکرد رادیکالی «حماس»، همچنین در ائتلاف راستگرایانه بنیامین نتانیاهو و یا روش حکمرانی حماس در غزه کار زیاد مشکلی نیست.

سیاست، آگاهی انسانی و تعقل قربانیان جنگ‌هایی از نوع جنگ جاری در غزه هستند چرا که در این گونه جنگ‌ها، انسان هدف اول برای نابودی است و تعصب، به مذهب عامه‌پسند تبدیل می‌شود و عدم انتقاد از خود و همراهی با روایت رسمی نیز به عنوان فضیلت در نظر می‌آید.

در چنین شرایطی، اسلام‌هراسی و سامی‌ستیزی گسترش می‌یابد و «دین و ارزش‌های» ما به تنها معیارهای تعیین‌کننده رفتار ما برابر آن دیگری تبدیل می‌شوند. انسانیت در این وضعیت سقوط می‌کند و فریادها برای بکارگیری مرگبارترین سلاح‌ها به آسمان می‌رود با این استدلال که با «وحوش» باید به طور «وحشیانه» رفتار کرد.

از این چشم‌انداز، امری که بر همه ما ضروری است، جلوگیری از وقوع «جنگ تمدنی» میان ما و آنها است. به این دلیل ساده و عینی که موازنه قوا بین «ما» و «غرب» نه تنها در بخش سخت‌افزاری، بلکه در همه بخش‌ها به طور مطلق به سود غرب است.

افزون بر آن، خشم و مفهوم وسوسه‌انگیز «جنگ تمدنی» نباید باعث چشم‌پوشی ما از واقعیت «جنگ میان برادرها» در سوریه، یمن، لیبی و تونس شود.

اسرائیلی‌ها نیز نباید فراموش کنند که فیگور گرفتن با مفاهیم مدرن برای کشتار فلسطینیان ممکن است به فعال‌شدن گسل میان مسلمان و‌ یهودیان در همه جهان منجر شود و از سویی دیگر دشمنی دیرینه مسیحیت با یهودیت را بار دیگر زنده کند.

منازعه کنونی که اساسا ریشه‌ای سیاسی دارد، ابعاد دینی و مذهبی گسترده‌ای پیدا کرده است به طوری که منحصرکردن آن در چارچوب سیاست بسیار مشکل شده است.

اقدامات خشونت‌آمیز فزاینده هم شانس هر گونه راه‌حل سیاسی برای پایان‌بخشیدن به منازعه کنونی را به حداقل رسانده است. ویرانی هر چه بیشتر غزه، افزایش سطح تنش در منطقه، واکنش‌های مردمی در سطح جهان و تاثیر اقتصادی ناگوار در صورت ادامه منازعه در غزه، می‌تواند پیامدهای بسیاری بدی بر کل منطقه و جهان بگذارد.

هراس اصلی از منازعه خشونت‌بار کنونی آن است که آن چه در این جنگ شاهد آن هستیم، فراتر از منازعه فلسطین-اسرائیل به عنوان روشی برای تقابل میان طرف‌های درگیر مورد پذیرش و استفاده قرار بگیرد.

منبع: الشرق الاوسط

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید