غزه یا حماس، کدامیک پیروز خواهند شد؟

ولید فارس
ولید فارس
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
6 دقيقه (Reading time)

واشینگتن با مبالغه در تحلیل سیاسی، غرق در نظریه‌پردازی پیرامون جنگ غزه و درگیری‌های کرانه باختری و جنوب لبنان و همچنین سناریوهای متعدد و پیچیده‌ای است که با اقدامات میدانی در نوار غزه و مرزهای اسرائیل با سوریه و لبنان و همچنین ارسال محموله‌های تسلیحات آمریکایی برای اسرائیل، همراه شده است.

تحلیل‌ها در خصوص مراحل آینده بحران از جمله نحوه اعلام آتش‌بس، پیش‌شرط‌ها وچگونگی اجرای آن نیز در حال افزایش است اما وجود آشفتگی در ابهام موجود در مورد خواسته جامعه بین‌المللی در قبال جنگ اسرائیل در غزه، آشکار و عیان است.

آیا هدف، بازگشت به استاتسکو (status quo) قبل از 7 اکتبر است یا اسرائیل قصد ورود به عمق غزه و کسب پیروزی نهایی بر حماس را دارد؟ یا این که اسرائیل به سرعت از این نبرد خارج شده و پیروزی قاطع حماس بر اسرائیل تحقق می‌یابد؟

بر همین اساس خوب است با بررسی اهداف طرف‌ها، روشن کنیم که آیا آینده غزه برای آنها حائز اهمیت است یا آینده حماس؟

آتش‌بس

از روزهای نخست ورود نیروهای اسرائیلی به شمال غزه، مواضع پیاپی از سوی چندین دولت و دبیرخانه سازمان ملل مبنی بر لزوم اعلام آتش‌بس پایدار میان دو طرف اعلام شد. حماس، ایران، کشورهای عربی، روسیه، چین و ده‌ها عضو سازمان ملل خواهان برقراری آتش‌بس شدند و فشارها در این راستا آغاز شد.

اسرائیل اما با این خواسته مخالفت کرد و واشینگتن هم برای متوقف کردن این خواسته، از حق وتو استفاده کرد. از سویی کشورهایی که خود را بی‌طرف می‌دانند، سعی دارند متن جدید قطعنامه مورد رضایت تمامی طرف‌ها را تدوین کنند.

برخی در واشینگتن بر این باورند که آتش‌بس صرفا به هدف توقف درگیری‌ها بدون ایجاد تغییرات میدانی در داخل نوار غزه، عملا شکستی برای اسرائیل خواهد بود. آنها چنین قطعنامه‌ای را با صدور قطعنامه فرضی شورای امنیت برای توقف عملیات آمریکا در أفغانستان در پی حملات 11 سپتامبر مقایسه می‌کنند.

برپایه این تحلیل، چنین آتش‌بسی بدون تحقق حداقل تدابیر در غزه، امکان‌پذیر نیست و از سوی واشینگتن رد خواهد شد.

از سوی دیگر، اردوگاه حماس نیز اجرای آتش‌بس را به گفت‌وگو در مورد مکانیزم‌های گوناگون و نه بالعکس، منوط کرده است.

دمشق، بیروت، صنعا با حمایت مسکو و پکن، از طریق درخواست قطعنامه نامشروط، عملا از موضع حماس حمایت می‌کنند.

این در حالی است که بیشتر کشورها در مجمع عمومی سازمان ملل از جمله هند، برزیل و فرانسه، خواهان آتش‌بس با پیش‌شرط کنترل امنیتی در داخل نوار غزه هستند. بدین ترتیب هم‌اکنون 3 محور اسرائیل و آمریکا، حماس، ایران و محور آنها در کناردیگر کشورها وجود دارند.

این چنددستگی، بارها در طول منازعه اسرائیلی- فلسطینی به‌ویژه در جریان محاصره «ساف» در بیروت در تابستان 1982 و همچنین در جنگ‌های حزب‌الله و اسرائیل مشاهده شد. در نهایت روشن است که برقراری آتش‌بس در این جنگ، امری حتمی و گریز ناپذیر است اما پرسش این است که در چه زمانی؟

اگر آتش‌بس خیلی زود برقرار شود، حماس برنده خواهد شد. اگر پس از نابودی حماس صورت بگیرد، این آتش‌بس عملا به عملیات درمان و مداوای انسانی و فیصله بخشی أمور به نفع اسرائیل تبدیل خواهد شد. در فاز بعدی نیز چیزی جز یک آرامش و وقفه بشردوستانه جنگ تحقق نخواهد یافت؛ بدین معنا که آتش‌بسی محدود برای حفاظت از اقدامات محدود بشردوستانه بدون هیچ پیش‌شرط دیگر را شاهد خواهیم بود که چندین بار دراین جنگ دیده‌ایم.

راهبردهای طرف‌ها

حماس و محور ایران خواهان حفظ دستاوردهای به اصطلاح «غزوه النقب» (حمله 7 اکتبر) در سطوح مختلف، شامل قدرت بسیج نیرو در «اردوگاه محور مقاومت» و همچنین برخورداری از حمایت نیروهای میانه‌روی عربی و اسلامی از «آرمان غزه» هستند.

از دیگر اهداف این محور، انصراف مرحله‌ای از تحریک علیه ایران و محور وابسته به آن و نمایش قدرت در برابر غرب از طریق تظاهرات گسترده در حمایت از غزه و حماس است.

با این حساب، برقراری آتش‌بس، حماس و جهاد اسلامی را از پشتوانه‌ای قدرتمند در میان فلسطینیان و کشورهای محور مقاومت برخوردار خواهد کرد. از سویی آمریکا نسبت به هرگونه پیروزی «حماسه‌افرینانه» نگران است که منجر به پیشروی نیروهای رادیکال مخالف با کشورهای میانه‌رو و تبعات آن در عقب‌نشینی برابر ایران و تا حدی جریان «اخوان‌المسلمین» در سطح منطقه خواهد شد.

بدین ترتیب نیروهای میانه‌رو خواهان آتش‌بس هستند تا از این طریق، جلوی گسترش تندروها را بگیرند در حالی که اسرائیل و دوستانش در غرب هنوز به هدف مطلوب خود در «زدودن خطر» دست‌نیافته‌اند. هیچ دولتی در آمریکا خواهان مقابله با اسرائیل نخواهد بود که از محبوبیت در هر دو حزب کشور برخوردار است.

از نگاه دو حزب آمریکا جنگ هنوز در مراحل اولیه خود قرار داشته و خطر گسترش آن زیاد است.

مردم غزه

معادله در غرب از جمله آمریکا با پیوند ایجادشده میان مسئله غزه و جنبش «حماس» درارتباط است. با گذشت زمان این پیوند، تقویت شده و اسرائیل و به طور کلی غرب، در صورت جایگزینی جنبش حماس به جای تشکیلات خودگردان فلسطین، خود را عملا برابر چالشی بزرگ خواهد یافت.

در خصوص پرونده غزه، اجماعی در راستای نجات مردم آن از جنگ وجود دارد ولی پتانسیلی برای تبدیل حماس به «حاکمیت جدید فلسطین» به‌ویژه بعد از به اصطلاح «غزوه التقب» و تصاویر هولوکوست کوچک آن، به‌چشم نمی‌خورد.

این موضوع از دید آمریکا و اروپا خط قرمز به حساب می‌آید ولی حماس، نیروی نظامی بزرگ در داخل غزه بوده و تبدیل به سرتیتری جهانی برای جبهه «غرب ستیزی» شده است.

با این حساب چطور می‌توان غزه را از مصائب جنگ رهانید بدون این که باعث تقویت حماس به‌زیان میانه‌‌روهای فلسطینی و عربی شد؟

برخی در واشینگتن و دیگر پایتخت‌های اروپایی بر این باورند که کنترل نامحدود قدرت در غزه می‌تواند به هم‌پیمانی با ایران و درعین حال «اخوان المسلمین» بیانجامد که به تدریج شرکای منطقه‌ای را از میان خواهد برد.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size