تضاد دیدگاه حکومت ایران با مردمانش درباره مسئله فلسطین

حسن فحص
حسن فحص
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
6 دقيقه (Reading time)

عجیب نیست که شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» که طی جنبش سبز در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 در خیابان‌های ایران شنیده شد، مجددا در اعتراضات خیابانی شنیده شود.

شعار مذکور در جریان خاکسپاری داریوش مهرجویی، کارگردان سینما و همسرش مجددا توسط حاضران در این مراسم سر داده شد. این در حالی است که نهادهای حکومتی ایران به‌رغم اطلاع‌رسانی سریع پیرامون دلایل و بازداشت عاملان این جنایت، نتوانستند روشنفکران و معترضان به وضع کنونی را قانع کنند. اغلب معترضان در ایران بر این باور هستند که این قتل اقدامی برای ارعاب روشنفکران و مردم با هدف ممانعت از هر گونه اعتراض و ابراز نظرات اعتراضی در آینده است.

قتل مهرجویی و همسرش بار دیگر خاطره تلخ «قتل‌های زنجیره‌ای» به‌ویژه قتل داریوش فروهر، از وزرای دولت موقت و همسرش را زنده کرد خصوصا این که روش بکار رفته در هر دو این جنایت‌ها بسیار مشابه بوده است. به همین دلیل روایت حکومتی درباره علت قتل مهرجویی و همسرش نتوانست افکار عمومی بسیاری از مردم ایران را قانع کند.

بسیاری در ایران بر این باورند که شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»، شعاری ساخته و پرداخته شماری از نیروها و احزاب اپوزیسیون خارجی است و شماری از هواداران این شعار هم به اسرائیل سفر کرده و با رهبران این کشور دیدار کرده‌اند.

با این حال، چنین باوری مانع از مخالفت بسیاری از ایرانیان با رویکردهای منطقه‌ای حکومت ایران نیست، رویکردی که به مداخله گسترده حکومت در «مسئله فلسطین» منجر شده و متقابلا باعث هواداری شماری از گروه‌های فلسطینی از اهداف منطقه‌ای ایران شده است.

در ابتدا صداهای اندکی در مخالفت با رویکردهای مداخله‌جویانه ایران در بحران‌های منطقه شنیده می‌شد اما با افزایش بحران‌های داخلی به‌ویژه مشکلات اقتصادی حاصل از تحریم‌ها، برنامه اتمی و حمایت از گروه‌های نیابتی، اعتراض به این رویکرد رسمی به یک «جریان اعتراضی» گسترده تبدیل شد و معترضان، سیاست‌های منطقه‌ای حکومت را بهانه‌ای از سوی حاکمان برای سرکوب مخالفان در داخل عنوان کردند.

حکومت کنونی ایران در ابتدای شکل‌گیری، موضع خود برابر مسئله فلسطین را بر اساس دو اصل صورتبندی کرد: اول برای نشان‌دادن مخالفت کامل با نظام شاهنشاهی پیشین که با اسرائیل روابط گسترده اقتصادی، امنیتی و سیاسی داشت؛ دوم بر اساس رویکرد مذهبی شماری از روحانیون از جمله محمود طالقانی و نواب صفوی مبنی بر حمایت از مظلومان برابر ظالمان.

از چنین چشم‌اندازی، روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی منازعه فلسطین-اسرائیل را در راس سیاست‌های نظام خود قرار دا‌د. این سیاست در ابتدای انقلاب از حمایت مردمی بسیاری برخوردار بود و حتی شعار «امروز ایران، فردا فلسطین» بازتاب گسترده‌ای در میان مردم داشت.

سفر تاریخی مرحوم یاسر عرفات، رهبر پیشین فلسطین به ایران و حضور بی‌سابقه مردمی در استقبال از او، حمایت عمومی از مسئله فلسطین در ایران آن مرحله را نشان می‌داد به طوری که محمود دعایی، از افراد نزدیک به رهبر پیشین ایران در این باره گفته بود که بوسیدن همزمان دست خمینی و ابوعمار (به عنوان نماد فلسطین) فرصتی است که امکان تکرار آن وجود نخواهد داشت.

حمایت حکومتی از مسئله فلسطین شکاف عمیقی میان اولویت‌های نظام با اولویت‌های مردم و شماری از نخبگان سیاسی دیگر ایجاد کرد.

اما هواداران ایدئولوژیک نظام و منتسبان به دولت پنهان و نهادهای وابسته به این دولت، مسئله فلسطین را فرصتی برای نقش‌آفرینی منطقه‌ای و بین‌المللی حکومت و همزمان اهرمی برای چانه‌زنی پیرامون برخی پرونده‌ها از جمله پرونده اتمی به‌شمار آوردند.

قرار گرفتن «مسئله فلسطین» در راس ایدئولوژی نظام و تبدیل‌شدن آن به یک موضوع امنیت ملی، باعث کاهش حمایت مردمی از این مسئله در ایران شد و این امر به یکی از مسائل اختلافی میان حکومت با مخالفان سیاسی و ایدئولوژیک مبدل شد.

بدین ترتیب اعتراض بسیاری از مردم ایران در رابطه با حمایت حکومت از «حماس» در جنگ جاری و بی‌تفاوتی عمومی نسبت به جنگ ویرانگر اسرائیل علیه مردم غزه زیاد هم عجیب به نظر نمی‌رسد.

از این منظر، بسیاری از ایرانیان از این بیم دارند که هزینه مداخله حکومت چه به صورت کمک‌های مالی مستقیم و چه به صورت وعده‌ کمک به بازسازی غزه در آینده، از جیب مردم ایران پرداخته و منافع ملی ایران قربانی مسئله فلسطین شود.

اعتراض به مداخله ایران در مسئله فلسطین، هم اکنون از طرح شعار در مناسبت‌ها فراتر رفته است و برخی شخصیت‌ها در مناسبت‌های گوناگون سیاسی و اجتماعی به‌رغم کشتار گسترده مردم غزه توسط اسرائیل، موضعی نسبت به این مسئله نگرفته‌اند.

در همین رابطه می‌توان به موضع مصطفی تاج‌زاده، از رهبران تندرو و زندانی جریان اصلاحات اشاره کرد که طی اظهارتی درز کرده از زندان اوین گفت، «همواره مدافع مبارزه فلسطینیان برای احقاق حقوقشان بودم اما حمله اخیر حماس و دیگر گروه‌های فلسطینی در هفتم اکتبر، کاملا اشتباه بود و هزینه‌های هنگفتی به همراه خواهد داشت به‌ویژه این که دلایلی بر ارتکاب اقداماتی ضدبشری توسط مهاجمان هم منتشر شده است.»

حدود 300 فعال سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و مدنی هم در ایران طی بیانیه‌ای اشاره کردند که «نقض قوانین جنگ از سوی هر طرف محکوم است و ما کشتار غیرنظامیان از هر دو طرف را مخالف ارزش‌های انسانی، اخلاقی و اصل حرمت خون بیگناهان می‌دانیم و بر این باور هستیم که مسئله فلسطین از طریق راه‌حل دو کشوری و اعتراف به وجود هر دو کشور حل‌وفصل می‌شود.»

احمد بخارایی، متخصص رفتار اجتماعی هم تاکید کرد که «جامعه ایران، جنگ‌های نیابتی را رد می‌کند به همین دلیل اغلب ایرانیان همراهی و حمایتی از حمله حماس نکردند و این رفتار نشانه‌ای از مخالفت عمومی با رویکردهای سیاست خارجی حکومت تعبیر می‌شود.»

منبع: ایندیپندنت عربی

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size