نسبت عملیات «طوفان الاقصی» با مبارزه برای آزادی‌ فلسطین

رفیق خوری
رفیق خوری
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
5 دقيقه (Reading time)

جنگ غزه به‌رغم تلاش‌های عربی و بین‌المللی برای کاهش دامنه آن به‌تدریج در حال گسترش است. در این میان، اسرائیل هم به هیچ درخواستی برای آتش‌بس و توقف حمله به غیرنظامیان توجه نمی‌کند.

از سویی، هیچ کس هم نمی‌تواند پیامدهای تبادل آتش میان «حزب‌الله» و اسرائیل را پیش‌بینی کند؛ آیا این تبادل آتش فقط با هدف کاهش حملات علیه جبهه غزه است یا این که مقدمه‌ای برای آغاز جنگی بزرگ با اهدافی بزرگتر در چارچوب «وحدت جبهه‌ها» محسوب می‌شود.

با این حال جبهه‌بندی‌ها کاملا آشکار شده است و آمریکا با اعزام نیرو به منطقه صریحا در کنار اسرائیل ایستاد و ایران و گروه‌های نیابتی‌اش نیز از گروه‌های «حماس» و «جهاد اسلامی» اعلام حمایت صریح کردند.

در چنین شرایطی، واشینگتن و تهران خطوط قرمز خود را اعلام کرده‌اند و دیگر کشورها هم یا برای وساطت جهت توقف درگیری، یا به عنوان ارسال‌کننده کمک‌های بشردوستانه و یا به عنوان ناظر، موقعیت خود در جنگ غزه را تعریف کرده‌اند.

باید اشاره کرد که عملیات غافلگیرکننده حماس فقط یک درگیری کوتاه‌مدت نبود و باید آن را نبردی در چارچوب جنگی بلندمدت تحلیل کرد.

بدون شک حمله زمینی، هوایی و دریایی با بیش از هزار جنگجو به شهرک‌ها و مراکز نظامی اطراف غزه، دارای اهدافی راهبردی بوده است و تنها برای تحقیر دشمن و ‌تحمیل خسارات به نیروهایش و پذیرش واکنش قابل پیش‌بینی اسرائیل طراحی و اجرا نشده است.

از منظر راهبردی، عملیات حماس نبردی در چارچوب جنگ آزادی‌بخش به‌شمار می‌رود و نمی‌توان آن را صرفا برگه‌ای در بازی آمریکا و ایران به‌حساب آورد.

در جنگ‌های آزادی‌بخش شاهد نبردهای مقطعی برای تحقق اهداف استراتژیک هستیم و اغلب این جنگ‌ها در سطح نظامی-امنیتی-سیاسی و سطح رسانه‌ای پیگیری و اجرا می‌شود.

به گفته پروفسور جوزف نای خالق مفهوم «جنگ نرم»، در چنین جنگ‌هایی کسی برنده است که «روایتش برنده شود».

آمریکا جنگ ویتنام را در واشینگتن و نه سایگون باخت چرا که مخالفان جنگ توانستند به صدای غالب تبدیل شوند. فرانسه نیز جنگ الجزایر را در پاریس باخت و در نهایت ژنرال دوگل توانست با امضای سند پایان جنگ الجزایر تحت عنوان «صلح شجاعان»، فرانسه را از آن باتلاق نجات دهد.

نبرد بزرگ «تت» در جریان جنگ ویتنام توسط ویت‌کنگ‌ها و هانوی و با حمایت اتحاد جماهیر شوروی سابق و چین انجام شد تا واکنش آمریکا با ارسال نیرو به ویتنام را برانگیزد و در چارچوب رویکردی راهبردی به شکست آمریکا و خروج کلی نیروهایش از ویتنام و یکپارچگی سرزمینی این کشور منجر شود.

پرسش قابل طرح این است که برنامه حماس، جهاد اسلامی، حزب‌الله و دیگر گروه‌های شبه‌نظامی مورد حمایت ایران برای جنگ غزه چیست؟ راهبرد آزادسازی فلسطین در تقابل با اسرائیل و آمریکا همچنین حمایت اروپا، روسیه و چین از وجود اسرائیل چه هزینه‌هایی به همراه دارد؟

واکنش سرد کشورهای عربی و سرانجام پیمان‌های صلح و توافقات ابراهیم و روابط پنهانی شماری از نظام‌های عربی با اسرائیل چه می‌شود؟ پیامدهای جنگ جاری برای غزه چه خواهد بود؟ تا چه هنگامی مقاومت مردمی در کرانه غربی ادامه خواهد یافت و آیا این مقاومت به پشت خط سبز نیز کشیده خواهد شد؟

و در نهایت این که آیا ایران بجای جنگ نیابتی به طور مستقیم وارد جنگ با اسرائیل برای حمایت از مردم غزه و آرمان آزادی فلسطین خواهد شد؟

کشمکش عرب‌ها و اسرائیل که به چندین جنگ منتهی شد، دوباره نزاع فلسطین-اسرائیل را زنده کرد. شواهد بسیاری وجود دارد که این نزاع به نزاعی میان ایران و اسرائیل در چارچوب تعارض بزرگ واشینگتن و تهران تبدیل شده است.

اگر جنگ کنونی غزه باعث پر شدن شکاف‌های سیاسی در اسرائیل از طریق تشکیل «کابینه جنگ» شد، انتظار می‌رود که گروه‌های فلسطینی هم به اختلافات میان خود به‌ویژه شکاف میان کرانه غربی تحت حاکمیت «فتح» و غزه تحت هدایت «حماس» پایان دهند و حکومتی واحد با رهبری تشکیلات خودگردان به عنوان حکومتی مورد قبول جامعه جهانی تشکیل دهند.

به‌رغم تحولات سریع و مواضع متغیر بازیگران، صلح و ثبات تنها وقتی در منطقه حاکم خواهد شد که مردم فلسطین به حقوقشان در چارچوب یک کشور مستقل دست یابند.

اما آزادسازی فلسطین که سپاه پاسداران ایران مدعی است تنها طی «هفت دقیقه و نیم» امکان تحقق آن وجود دارد، شعاری است که کارکرد آن کاملا از بین رفته و نسل‌های متوالی فلسطینیان هزینه چنین دیدگاه‌های توهم‌آمیزی را به سختی پرداخت کرده‌اند.

منبع: ایندیپندنت عربی

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size