خاورمیانه در محاصره «طوفان» و «آتشفشان»

ولید فارس
ولید فارس
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
7 دقيقه (Reading time)

حمله اخیر «حماس» به مناطق مرزی غزه با اسرائیل در جبهه‌ای از جنوب تل‌آویو تا وسط صحرای نقب، همه جهان را غافلگیر کرد. این حمله منطقه خاور نزدیک تا ایران را در شرایط رویارویی دو مفهوم‌ جنگ و صلح قرار داده است.

پرسش‌های بسیاری قابل طرح است اما باتوجه به سرعت تحولات پاسخ به بسیاری از آنها در حال حاضر امکان‌پذیر نیست.

با این که جنگ حماس و اسرائیل جنگی قدیمی محسوب می‌شود، اما در پی حمله اخیر، این جنگ از لحاظ سطح خشونت ابعاد جدیدی یافت و پیش‌بینی می‌شود خشونت‌ها باز هم افزایش بیابد. به همین دلیل اجازه بدهید پیش از آن که شاهد تحولات جدیدی باشیم، صورت مسئله را تا این لحظه بازخوانی و بازنویسی کنیم.

عملیات حماس

بدون شک عملیات تهاجمی و نفوذی گروه «حماس» به درون اسرائیل، شوک بزرگی به افکار عمومی این کشور و جهان غرب وارد کرد و همبستگی و همراهی همه گروه‌های اسلامگرا و جریان‌های ناسیونالیست عرب از جمله بعثی‌ها و ناصری‌ها را به همراه داشت.

گروه‌های اسلامگرا و ناسیونالیست‌های عرب، این «پیروزی بزرگ» را جشن گرفتند و امیدوار شدند که «شکست رژیم صهیونیستی قابل تحقق است» و وعده انجام «فتوحات» دیگری را سر دادند.

اما طرف‌های میانه‌رو در منطقه از «غزوه نقب» به‌دلیل «بهره‌برداری» سیاسی گروه‌های محور مقاومت و احتمال بازیگردانی ایران و گروه‌های نیابتی‌اش در «مسئله فلسطین» و دور کردن کشورهای میانه‌رو از این مسئله ابراز نگرانی کردند.

از سویی، خشم و هراس میان شهروندان اسرائیلی گسترش یافت و بسیاری در اسرائیل خواستار حمایت قاطع حکومت این کشور از شهروندانش شدند و دولت اسرائیل هم اعلام کرد که همه راه‌های ممکن برای اطمینان‌بخشی به مردم خود را انجام خواهد داد.

این عملیات ما را به یاد حملات گسترده «القاعده» به واشینگتن و نیویورک، و واکنش آمریکا به آن حملات‌ می‌اندازد که چگونه در ابتدا هراس بر همه مردم آمریکا غلبه یافت و در مرحله بعد این هراس به خشم تبدیل شد و در نهایت شاهد دو دهه جنگ ویرانگر بودیم.

عملیات حماس، تقریبا مشابه عملیات «کماندویی» نیروهای ارتش مصر در نفوذ به خط دفاعی اسرائیل موسوم به «خط بارلیف» طی جنگ اکتبر 1973 در صحرای سینا است. در حمله صبحگاهی حماس، نیروهای این گروه بر بیشتر مناطق مجاور نوار غزه به طول 50 کیلومتر چیره شدند.

با این حال شکستن دیوار دفاعی «بارلیف» در اکتبر 1973 توسط ارتش رسمی مصر با هدف آزادسازی «سرزمین‌های اشغالی» در چارچوب قوانین حاکم بر جنگ‌های کلاسیک و بین‌المللی انجام شد.

اما «غزوه نقب» با توجه به این که تنها یکی یا دو روز می‌توانست ادامه یابد، از منظر بیشتر کشورهای جهان و قوانین و مواثیق بین‌المللی، اقدامی تروریستی به‌شمار رفت زیرا با انحراف از اهداف نظامی، به کشتار غیرنظامیان و گروگان‌گیری و ربودن شهروندان غیرمسلح از منازلشان تبدیل شد.

منتشرشدن تصاویر کشتار کودکان در منازلشان و کشتن جوانان و نوجوانان حاضر در جشنواره موسیقی، فضایی روانی در اسرائیل ایجاد کرد که بازتاب گسترده‌ای در آمریکا نیز داشت و احساسات پس از حملات 11 سپتامبر را تداعی کرد.

انتشار این تصاویر باعث همگرایی سیاسی در ایالات متحده و پشتیبانی کامل جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا و کنگره این کشور از اسرائیل شد و اروپا و دیگر کشورهای غربی هم به سرعت به موج این حمایت پیوستند.

در مقابل، ایران و گروه‌های نیابتی، به پشتیبانی از «حماس» پرداختند و دیگر گروه‌های اسلامگرا نیز هلهله سر داده و اعلام کردند که «طوفان» ادامه خواهد یافت و به «آتشفشان» تبدیل خواهد شد.

با توجه به این تحولات، شرایط به سوی ایجاد جنگ در غزه توسط اسرائیل متمایل می‌شود اما به احتمال زیاد این جنگ به جبهه‌های دیگر در لبنان و سوریه نیز گسترش خواهد یافت.

به نظر بسیاری از کارشناسان، جنگ در غزه به‌دلیل توانایی‌‌ نظامی گروه‌های حماس و جهاد در انجام جنگ خیابانی، آسان نخواهد بود. هر گونه حمله زمینی به غزه، از حمله اسرائیل به بیروت غربی در سال 1982 برای اخراج شبه‌نظامیان فلسطینی سختر و خونین‌تر است چرا که «میلیشیای غزه» بزرگتر و مسلحتر هستند.

استراتژی نظامی اسرائیل در مواجهه با غزه هنوز مشخص نشده است اما صرف‌نظر از ماهیت این استراتژی، خسارات انسانی در غزه بسیار زیاد خواهد بود و افزون بر آن، مشکل گروگان‌ها هم بر ماهیت و شکل اجرای این استراتژی تاثیر خواهد گذاشت.

به‌رغم موانع پیش گفته، کاملا روشن است که ماشین نظامی اسرائیل در صورت تصمیم به حمله زمینی به غزه، می‌تواند به اهداف خود دست یابید. اما بحث هزینه‌های چنین اقدامی نیز مطرح است با این حال، چون‌ شکل عملیات احتمالی اسرائیل هنوز مشخص نشده است، برآورد میزان هزینه‌ها هم نامشخص باقی می‌ماند.

موضع آمریکا

ایالات متحده و اتحادیه اروپا عملیات حماس را تروریستی توصیف کردند و به اسرائیل برای هر گونه اقدام لازم و ضروری چراغ سبز نشان دادند. وزارت دفاع اسرائیل هم برای انجام این اقدام، به همه تسلیحات و حمایت‌های لجستیکی دست خواهد یافت.

در همین رابطه، وزارت دفاع آمریکا «پنتاگون» نیز ناو هواپیمابر «جرالد فورد» را به شرق دریای مدیترانه اعزام کرد تا آماده پاسخ به واکنش ایران برابر «عملیات احتمالی برای آزادسازی گروگان‌های نزد حماس» باشد. محدوده عملیاتی این ناو «بازدارندگی تروریست‌ها از انجام عملیات در لبنان و سوریه» عنوان شده است.

ایران

برآورد اولیه و کلی نهادهای اطلاعاتی کشورهای غربی حاکی از آن است که تهران، حامی و پشتیبان عملیات حماس بوده به همین دلیل همه اعضای محور ایران از جمله حزب‌الله، رژیم سوریه، الحشد الشعبی و گروه حوثی در این اقدام شریک هستند.

نظام ایران به توجه به شکاف‌های سیاسی در آمریکا و احتمال واکنش ضعیف این کشور، به انجام حمله علیه اسرائیل از سه جبهه تهدید کرده است. اما فشار افکار عمومی در آمریکا احتمالا به انجام حمله پیشگیرانه توسط ارتش این کشور منجر شود.

تهران به مسئله گروگان‌ها و مداخله احتمالی مسکو در این بحران نیز امید بسته است. اما تصاویر کشته‌شدن کودکان و غیرنظامیان، مردم روسیه را صرف‌نظر از مواضع رسمی کرملین به یاد کشتار دانش‌آموزان مدرسه بیسلان در قفقاز می‌اندازد.

ایران همچنین بر این باور است که منافع حاصل از توافق هسته‌ای برای آمریکا، از همراهی و همبستگی واشینگتن با اسرائیل در شرایط کنونی بیشتر است. صحت و سقم این ادعای ایران در چگونگی رفتار آمریکا در نحوه تعامل با بحران کنونی محک خواهد خورد.

موضع و نقش طرف‌های عربی را به‌زودی پیرامون این بحران بررسی خواهم کرد با این حال باید گفت که بازیگران برابر چالش‌های بزرگی قرار دارند و زمان تصمیم‌گیری برای آنها کوتاه و گزینه‌ها نیز بسیار محدود است. به‌رغم این، عرب‌ها می‌توانند در این بحران به ایفای نقش بپردازند. اما پرسش این است که این نقش پیش از جنگ فراگیر علیه غزه خواهد بود یا پس از آن؟

منبع: ایندیپندنت عربی

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید