جنگ غزه؛ تاملی دردمندانه از شرایط بهم‌ریخته کنونی

حازم صاغيه
حازم صاغيه
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
6 دقيقه (Reading time)

جنگ اخیر اسرائیل و «حماس» به تغییر معادلات پیشین و شکل‌دادن به معادلات جدید منجر خواهد شد چرا که این جنگ، جنگی نیابتی است و بدون شک طولانی بوده و حوادث پیش‌بینی نشده‌ای نیز به همراه خواهد داشت.

با این حال غرور و برتری اسرائیل طی جنگ جاری آسیب جدی دید و این جنگ نشان داد که مفهوم اسرائیل از امنیت به‌ویژه ساخت موانع و دیوارها حمایت امنیتی ایجاد نمی‌کند و اشغال، شهرک‌سازی، تحقیر، نادیده‌انگاری و مرور زمان راه‌حل مسئله فلسطین نیست.

از این منظر، جنگ کنونی رضایت‌بخش است با این حال نتایج حاصل از آن فقط به سود دشمنان اسرائیل نیست بلکه باید اسرائیل و متحدان آن هم به این نتیجه برسند که سیاست‌های عمومی فقط از طریق بکارگیری زور و قدرت اعمال و اجرا نمی‌شوند.

شوربختانه دولت کنونی بنیامین نتانیاهو با حمایت مطلق از شهرک‌نشینان، رویکردهای خشن امنیتی برابر فلسطینیان را تایید و ادامه داد.

پرسش این است که جنگ جاری آیا دستاوردهای سیاسی خواهد داشت؟

ما همواره در جنگ‌ها طرف آسیب‌پذیر و ضرردیده را می‌بینیم اما طرف متنفع از آن برای ما ناشناخته می‌ماند.

در شرایط کنونی، ملی‌گرایی فلسطینی ظاهری بسیار شورانگیز دارد اما این ملی‌گرایی فاقد ابزارهایی جهت عملی‌شدن است. شواهد بسیاری را می‌توان یادآوری کرد که نشانه ضعف رویکرد ملی‌گرایی فلسطینیان است: دعوا و اختلاف میان کرانه غربی و غزه، شرایط اسف‌بار حکومت حماس در غزه و شرایط اردوگاه‌های فلسطینیان در لبنان و دیگر کشورها.

جنگ کنونی غزه باعث تغییر شکل جنگ‌های کلاسیک کشورهای عربی و اسرائیل به جنگ مبتنی بر گروه‌های شبه‌نظامی با گرایش‌های اسلامگرایانه می‌شود. چنین تحولی باعث می‌شود که برخی طرف‌ها با تغییر ماهیت مسئله فلسطین، آن را به اهرمی جهت فشار به رقبا تبدیل کرده و از آن جهت چانه‌زنی سوءاستفاده کنند.

برای آشکار کردن شکاف در رویکرد ملی‌گرایی فلسطینی باید یادآوری کرد که در دو انتفاضه سال 1987 و 2000 سازمان آزادیبخش فلسطین نماینده فلسطینیان بود اما در سال 2007 این نمایندگی به دو بخش تقسیم شد.

دستاوردهای انتفاضه اول که قیامی مسالمت‌آمیز بود، به روندی دیپلماتیک در سال 1991 در مادرید سپس دو سال بعد در اسلو منتهی شد.

هر نظری نسبت به مسئله فلسطین داشته باشیم این دو روند دیپلماتیک بهترین تحولات مسئله مذکور به‌ویژه در مقایسه با حوادث و تحولات بعدی است که به شکاف و تقسیم‌شدن «نمایندگی سیاسی» فلسطینیان به دو بخش منتهی شد.

در پی این شکاف و انشقاق، خشونت و شمار قربانیان فلسطینی افزایش پیدا کرد و اقدامات سیاسی و کسب دستاوردها به‌شدت کاهش یافت. از آن زمان تاکنون، مسئله فلسطین با ادبیات انتزاعی و مقدس‌گونه تفسیر می‌شود و همزمان طرف‌های غیرفلسطینی از آن برای منافع خود بهره‌برداری می‌کنند.

منظور از طرف‌های دیگر، منحصرا ایران و گروه‌های نیابتی آن است که از مسئله فلسطین جهت منافع و نفوذ منطقه‌ای سوءاستفاده می‌کنند و چنین نگاه ابزاری به فلسطین، دردها و رنج‌های کم‌سابقه‌ای برای فلسطینیان به‌همراه داشته است. لبنانی‌ها نیز دیگر قربانی نفوذ ایران هستند و کشورشان از طریق «حزب‌الله» دچار شکاف شد و حاکمیت و اجماع ملی آنها به بدترین شکل ممکن توسط این گروه نیابتی ایران دچار فروپاشی شد.

بدین ترتیب، اگر جنگ کنونی غزه دستاوردی داشته باشد، از سه منظر به سود ایران خواهد بود: پذیرش نقش محوری ایران در آینده منطقه توسط کشورهای غربی، کاهش نقش دیپلماسی و تلاش‌های سیاسی کشورهای عربی برای کنترل بحران‌های منطقه، و در نهایت تقویت متحدان تهران به‌ویژه رژیم سوریه برای گسترش نفوذ خود در شمال و جنوب کشور و تثبیت موقعیت خود.

از چنین منظری، حمله و آسیب کنونی به اسرائیل، هر چند از لحاظ احساسی قابل فهم است، اما دستاورد ویژه‌ای برای فلسطینیان به همراه نخواهد داشت. جنگ کنونی غزه دو گونه احساس متضاد در بسیاری از افراد دارای حسن نیت ایجاد کرد: شادی و خوشحالی از آسیب‌دیدن اسرائیل، امید به این که ایران از این جنگ بهره‌برداری نکند. این همان تنگنا و تضادی است که هم اکنون مسئله فلسطین دچار آن شده است.

پیش از این، اتفاق مشابهی مانند جنگ کنونی غزه رخ داد اما کسی از آن درس نگرفت. جنگ ژوئیه سال 2006 باعث حمایت بسیاری از «حزب‌الله» شد و تقریبا همه حوادث یک سال پیش از آن به‌ویژه ترور رفیق الحریری و موج ترورهای سیاسی در لبنان به بهانه «جنگ با اسرائیل» فراموش شدند. به محض پایان آن جنگ، که حزب‌الله آن را «پیروزی الهی» به‌شمار آورد، این حزب بلای جان مردم لبنان شد و به عاملی بازدارنده در وحدت ملی و مانعی اساسی برای تشکیل دولت در لبنان تبدیل شد. این در حالی بود که اسرائیل پس از آن جنگ به شرایط عادی پیش از جنگ بازگشت.

بدین ترتیب، حزب‌الله پیش از آن که بر اسرائیل پیروز شود، بر رقبای سیاسی خود پیروز شد ‌و اولین قربانیان کسانی بودند که برای حزب‌الله شادی و هلهله سر دادند.

شرایط کنونی نیز بن‌بست و تنگنایی بزرگ و تاسف‌باری را نشان می‌دهد بدین معنا که طرف‌ها و آسیب‌دیدگان اصلی مسئله فلسطین هیچ سودی از آن نمی‌برند و تنها ایران و رژیم اسد و متحدان آنها از این مسئله به سود خود بهره‌برداری می‌کنند.

وقت آن رسیده است که میان حق‌طلبی و عدالت از یک سو و اقدام به خودکشی و انتحار از سوی دیگر تفاوت قائل شد. متاسفانه در حال حاضر شاهد پیامدهای هدیه مسموم ایران به مردم غزه هستیم. بررسی نتایج فاجعه‌بار جنگ غزه بدون شک برای کسی که اندکی عاقلانه فکر کند دور از انتظار نیست.

برخلاف نظر حامیان «حماس»، ما هم اکنون از اصل مسئله فلسطین، حق‌طلبی و عدالت‌خواهی، و رویکردهای عاقلانه به این مسئله بسیار دور شده‌ایم و این امر تاسف بسیاری برای حامیان و دردمندان مسئله فلسطین به همراه دارد.

منبع: الشرق الاوسط

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size