رویکردها و ادعاها درباره اعتراضات السویداء سوریه

ایاد ابوشقرا
ایاد ابوشقرا
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
5 دقيقه (Reading time)

نسبت بسیار اندکی از ناظران شرایط سوریه انتظار شکل‌گیری اعتراضات مردمی و ضدحکومتی در السویداء را علیه نظام حاکم داشتند. همچنین شمار کمتری از این ناظران تداوم چنین اعتراضاتی را پیش‌بینی می‌کردند.

شرایط اعتراضی در منطقه به‌ویژه پس از تیراندازی ماموران رژیم به تظاهرکنندگان بی‌دفاع متضمن برخی حقایق است که مختصرا در ذیل به آنها اشاره می‌شود:

1- هر دو طرف این نزاع، یعنی معترضان و نظام به خوبی درک می کنند که «زمان» پارامتر مهمی در روند این اعتراضات است. رژیم اسد بر این باور است که «شرایط سخت معیشتی» و تلاش برای «نظامی کردن» اعتراضات در بلندمدت عامل کاهش موج اعتراضی کنونی و توقف آن خواهد شد. همزمان، رهبران اعتراضات، به این نتیجه رسیدند که برای ادامه این روند و به نتیجه رسیدن اعتراضات باید برای مرحله پیش رو برنامه داشت و برنامه‌ریزی کرد.

2- «مرحله پیش رو» برای هر دو طرف اعتراضات جاری «نقشی کلیدی» در زمینه ماهیت و فرایند اعتراضات خواهد داشت. در همین رابطه، رژیم اسد با راه‌اندازی «جنگ روانی» توسط رسانه‌ها و نیروهای وابسته از جمله در لبنان، به اتهام‌زنی، خیانت، تجزیه‌طلبی، تهدید به ترور رهبران اعتراضات و ترساندن معترضان از «داعش» اقدام کرده است.

از سویی، برخی شخصیت‌های برجسته در میان معترضان خواستار خویشتنداری و کنترل جریان اعتراضی و اجتناب از واکنشی‌شدن اعتراضات شدند و از معترضان خواسته‌اند وارد بازی نظام به‌ویژه نیروهای وابسته به آن از جمله «حزب‌الله لبنان» نشوند. در این راستا، رهبران اعتراضات با همکاری و هماهنگی شیخ «حکمت الهجری» و «حمود الحناوی»، دو رهبر معنوی اعتراضات، درصدد تنظیم اولویت‌های سازمانی و ملی معترضان هستند.

در بیانیه‌های اخیر نیروهای معترض چنین گرایشی کاملا واضح بیان شده است به طوری که معترضان ضمن تاکید بر «تمامیت سوریه» و «اجتناب از درگیری داخلی»، به «اشغال سوریه توسط شبه‌نظامیان وابسته به ایران» نیز اعتراض کردند. اعتراض به‌وجود نیروهای نیابتی ایران در سوریه به شکستن آخرین حلقه ارتباطی میان مردم السویداء و آن چه از مشروعیت رژیم اسد در این منطقه باقی مانده بود، منجر شد.

3- رژیم اسد به‌خوبی می‌دانست که رابطه با منطقه السویداء «رابطه‌ای صرفا تاکتیکی» است و بر اساس سوءاستفاده از شرایط این منطقه و دور نگه داشتن آن از کلیت اعتراضات مردمی علیه رژیم به بهانه «حمایت از اقلیت‌ها» بنا شده است. البته رژیم سوریه از پاییز سال 1970 با سوءاستفاده و فرصت‌طلبی از شعار «حمایت از اقلیت‌ها» به مداخله سیاسی و نظامی در امور داخلی لبنان اقدام کرده بود.

مداخله نظامی سوریه در لبنان دقیقا به بهانه «حمایت از اقلیت‌ها» رخ داد اما پس از سه دهه از چنین مداخله‌ای (از 1976 تا 2005) نه تنها حمایتی از اقلیت‌ها صورت نگرفت بلکه همه اجزاء جامعه لبنان در نتیجه مداخله نظامی سوریه از فشار، تبعید، زندانی‌شدن و ترور رنج بردند.

پیامد این مداخله، مهاجرت و تبعید خودخواسته رهبران مسیحی و ترور برخی از آنها، ترور شماری از رهبران طایفه دروزی لبنان، ترور برخی رهبران شیعه مخالف مداخله ایران و در نهایت ترور شخصیت‌های برجسته سنی از جمله شیخ حسن خالد و رفیق الحریری، نخست‌وزیر وقت لبنان بود.

این بازی سیاسی رژیم سوریه هم اکنون در این کشور نیز در حال انجام است اما همان گونه که در لبنان شکست خورد به‌نظر می‌آید در رابطه با منطقه السویداء، منطقه دروزی‌های سوریه و منطقه کردنشین در شمال شرق سوریه نیز با شکست مواجه خواهد شد.

باید یادآوری کرد از زمان طرح ادعای «حمایت از اقلیت‌ها»، نسبت مسیحیان که در اوایل حکومت حافظ اسد، رئیس جمهوری پیشین سوریه در سال 1970 حدود 16 درصد کل جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند، به کمتر از 6 درصد در حال حاضر کاهش یافته است.

در رابطه با اعتراضات السویداء، «ادعاهایی» توسط نیروهای وابسته به ایران در منطقه مبنی بر حمایت آمریکا از این اعتراضات مطرح می‌شود.

متاسفانه برخی افراد و نیروهای اپوزیسیون سوریه در خارج خواسته یا ناخواسته به چنین «ادعاهایی» دامن می‌زنند و برخی اقدامات سازمانی برای مدیریت این اعتراضات را اقداماتی «جدایی‌خواهانه» و «استقلال‌طلبانه» توصیف می‌کنند.

این ادعاها من را به یاد طرح اتهام علیه «مدیریت مدنی» طی دهه هشتاد میلادی در منطقه «الجبل» در لبنان می‌اندازد.

در آن دوره نیز اتهاماتی مبنی بر حمایت خارجی برای تجزیه لبنان مطرح شد. با این حال به مرور مشخص شد که سازماندهی و طرح خواسته‌های مردم فقط از طریق مبارزه مسلحانه و طرح مطالبات امنیتی محقق نمی‌شود، بلکه تامین مستلزمات زندگی شرافتمندانه از جمله خواسته‌های آموزشی، درمانی و خدماتی به همان نسبت نیز با اهمیت است.

مردم منطقه جنوب جبل لبنان به‌دلیل فعالیت «مدیریت مدنی» در آن مرحله تاریخی نشان دادند که طرح خواسته‌های آنها هیچ ابعاد جدایی‌خواهانه و استقلال‌طلبانه نداشته است.

در همین رابطه با یک ناظر و تحلیلگر سیاسی پیرامون وضعیت کنونی منطقه گفت‌وگو کردم‌ و او بر عدم وجود هر گونه حمایت و تحریک خارجی در رابطه با اعتراضات السویداء تاکید کرد.

با این حال او به صراحت گفت یکی از مشکلات در کشورهای عربی آن است که هر گونه اعتراض را به مداخله خارجی مرتبط می‌کنیم و سریعا به نیت‌خوانی از رویکرد و اهداف معترضان می‌پردازیم. سپس با چنین نگاهی معترضان را به باد انتقاد می‌گیریم و همزمان به هیچ اقدام جایگزینی هم مبادرت نمی‌کنیم.

منبع: الشرق الاوسط

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید