آیا تاریخ مشخصی برای پایان استعمار وجود دارد؟

ممدوح المهینی
ممدوح المهینی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
5 دقيقه (Reading time)

به‌رغم این که نسل من تجربه استعمار و جنگ‌های دینی را نداشته است اما فرهنگ سیاسی و دینی جهان عرب مملو از ایده‌های مرتبط با مفاهیمی چون‌ استعمار و اشغال است طوری که انگار کشورهای عربی هنوز در قرون وسطی و دوره اوج مرحله استعماری در قرون نوزدهم میلادی زندگی می‌کنند.

فرد عادی می‌تواند به راحتی قربانی چنین ایده‌ای شود؛ چرا که «ناسیونالیست‌ها» و «اسلامگراها» برای دهه‌های متوالی بر حوزه فرهنگ تسلط داشته و این حوزه را مملو از چنین افکاری کردند.

با این حال، به‌دلیل تلاش نویسندگان منتقد و روشنفکر، مردم می‌توانند ضمن آگاهی به تناقضات و مغالطات این رویکردهای ایدئولوژیک و پوپولیستی، از گرفتار شدن در دام آنها رهایی پیدا کنند.

پیش‌بینی می‌شد که این گونه ایده‌ها با توجه به تغییرات گسترده جهان امروز، از استقبال کمتری برخوردار شوند اما در روندی کاملا برعکس، پذیرش چنین افکاری طی سال‌های اخیر افزایش یافته است.

بسیار عجیب است که جوانانی حدودا 20 ساله را می‌بینیم که با شور و شوق زیاد از وجود استعمار و امپریالیسم مانند «بعثی‌ها و ناصری‌ها» سخن می‌گویند به طوری که احساس می‌کنیم زمانه ثابت مانده و هیج تغییری در جهان عرب رخ نداده است.

اخیرا سخنان یک جوان کویتی را شنیدم که از توطئه‌های غرب برای تقسیم‌کردن جهان عرب و اسلام سخن می‌گفت به‌رغم این که همین «نیروهای استعماری» بودند که کشورش را از اشغال نیروی خارجی آزاد کرده و استقلالی دوباره به آن بخشیدند.

آن چه که باعث ترویج مجدد چنین افکاری می‌شود، بازآفرینی این اصطلاحات توسط برخی شخصیت‌های آکادمیک است. این افراد که شماری از آنها در دانشگاه‌های غربی نیز تدریس می‌کنند، به‌دلیل تحت تاثیر قرار گرفتن از این مفاهیم در دوران جوانی و درونی‌شدن افکار برآمده از این مفاهیم در ذهن و وجدان آنها، به ترویج چنین ایده‌هایی ادامه می‌دهند.

پیشتر درباره افکار «جورج صلیبا»، نویسنده عرب نوشته بودم که ادعا می‌کند استعمار کماکان در ذهن و جان ما نفوذ دارد. اخیرا نیز یک تاریخ‌نگار به بازتولید این مفاهیم مضر اقدام کرده است.

با این که می‌توان درباره مصائب استعمار در گذشته بسیار نوشت، اما آن مرحله در برخی کشورهای عربی دست‌کم 50 سال پیش پایان یافت. به عبارتی دیگر، مرحله استعمار به گذشته تعلق دارد و نمی‌توان با بازتولید مفاهیم آن مرحله در ذهن جوانان، مشکلات کنونی جوامع و کشورهای عربی را به آن دوره ارجاع داد.

به عنوان مثال دعوای البرهان و حمیدتی، دو ژنرال درگیر در جنگ داخلی کنونی سودان چه ارتباطی با حملات استعماری گذشته دارد؟ همچنین، به‌رغم سر دادن روزانه شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر یهودیان» توسط حوثی‌ها، با این حال یمنی‌ها به‌دلیل رویکردهای گروه حوثی است که امروزه با مشکلات گسترده سیاسی و اقتصادی روبرو هستند. لیبی نیز به‌دلیل جنگ قدرت و ثروت توسط رهبران این کشور و نه توطئه‌های استعماری دچار تقسیم و فروپاشی شده است.

تمام این واقعیت‌ها نایده گرفته می‌شود و دلیل وقوع مشکلات و بحران‌ها به شرایط و افرادی نسبت داده می‌شود که عملا نقشی در وضعیت کنونی ندارند.

از سویی، بسیاری کشورهای دیگر از جمله سنگاپور، هند و ژاپن ‌نیز دچار استعمار و اشغال به مدت‌های طولانی‌تر از کشورهای عربی شدند اما به شکل معجزه‌آسایی آن مراحل را پشت سر گذاشتند و از بازآفرینی و بازتولید افکار و مفاهیم آن مراحل برای توجیه برخی ناکامی‌ها اجتناب کردند.

با این حال، وائل حلاق، استاد دانشگاه اخیرا گفته است به شرایط کنونی هندی‌ها می‌خندد که خواستار تقلید از غرب و بازآفرینی تاریخ غرب در هندوستان هستند. آیا واقعا خنده‌دار است که نخست‌وزیر بریتانیا هندی‌تبار بوده و یا این که مدیران شرکت‌های بزرگ جهان از جمله «گوگل» هندی هستند؟

اگر رویکرد هندی‌ها به‌رغم این پیشرفت‌ها، خنده‌دار و مضحک است، بهتر نیست که بجای تمسخر آنها، از رویکرد آنها پیروی کنیم؟

باید تاکید کنم که پیشرفت هندی‌ها دقیقا به‌دلیل همان ایده‌ها و افکاری است که حلاق آنها را به تمسخر گرفته است. هندی‌ها با گذار از گذشته استعماری، از دشمنان دیروز راز پیشرفت و برتری را آموختند و حتی در کشورهای استعمارگر پیشین، خود را به عنوان سرآمد نشان دادند.

مشکل رویکرد بازآفرینی استعمار آن است که فریبانه دوره استعمارگری را کماکان برقرار می‌داند و ذهن و وجدان جوانان را در جهانی که بر اساس توسعه و روابط همه‌جانبه شکل گرفته است، درگیر مفاهیمی پوسیده و تاریخ‌گذشته می‌کند.

بدتر از آن، رویکرد مذکور بر اساس حقایق عینی شکل نگرفته است بلکه با ندیده گرفتن واقعیت‌ها، به تفسیرهای وارونه روی می‌آورد تا با متهم‌کردن دشمنان موهوم، بهانه‌ای برای شکست‌های کنونی بیابد.

عنوان این مقاله «آیا تاریخ مشخصی برای پایان استعمار وجود دارد» طعنه‌ای آگاهانه به مروجان چنین ایده‌هایی است. اینان باید تاریخ مشخصی برای پایان استعمار اعلام کنند تا بتوانیم پس از به سر رسیدن آن تاریخ، روند انتقاد از خود به‌دلیل ناکامی‌ها و شکست‌های خویش را آغاز کنیم.

منبع: الشرق الاوسط

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید