چگونه آمریکا با ایجاد دیوار نظامی «هلال حاصلخیز» را بر روی ایران بست؟

ولید فارس
ولید فارس
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
8 دقيقه (Reading time)

با افزایش اقدامات نظامی آمریکا در غرب عراق و شرق سوریه به‌ویژه استقرار مجدد نیروهای آمریکایی در نقاطی معین از مرز ترکیه و اردن، می‌توان از دید یک ناظر گفت تحولات جدیدی در مرز عراق-سوریه در حال اتفاق است که تاثیر بزرگی بر توازن قوا در خاورمیانه خصوصا منطقه «هلال حاصلخیز» خواهد گذاشت.

اما چرا چنین تحولاتی در حال شکل‌گیری است؟ این تحولات چه پیامدی خواهد داشت؟ آیا شرایط منطقه برای تغییر آماده است؟

راهبرد خمینیسم؛ پلی به سوی مدیترانه

پس از توافق راهبردی میان نظام خمینی و رژیم حافظ اسد در سال 1980، اراده مشترکی میان «محور جدید» برای گشایش مسیری استراتژیک بین تهران و دمشق با هدف اتصال «جمهوری اسلامی» به دریای مدیترانه شکل گرفت.

هدف از کشاندن صدام حسین به جنگ با ایران نیز نابودی توانایی نظامی او و فرصتی برای ورود نیروهای ایران به خاک عراق به خصوص شهر بصره تا رسیدن به مرز عراق و سوریه بود تا پل ژئوپلتیکی میان ایران و سوریه برقرار شود.

با این حال، جنگ عراق-ایران نتایج دلخواه را در پی نداشت و نظام صدام پس از آن نیز تداوم یافت.

هنوز دو سالی از پایان جنگ مذکور نگذشته بود که حزب بعث عراق با وعده و وعیده‌های پنهانی و تحریک طرف‌های منطقه‌ای از جمله نقش پنهان ایران، به کویت حمله کرد و خواستار ضمیمه‌کردن آن به خاک عراق تحت عنوان «استان نوزدهم» شد.

تهران بر این باور بود که ائتلاف بین‌المللی رژیم صدام را ساقط خواهد کرد و پس از آن میلیشیای شیعه وارد بغداد شده و ارتباط با سوریه از طریق عراق میسر می‌شود. اما جنگ دوم خلیج با رهبری جورج بوش پدر به نفع ایران پایان نیافت هر چند که توانایی نظامی عراق را تا حدود زیادی از بین برد ولی به شکل‌گیری «هلال ایرانی» منجر نشد.

تلاش سوم‌ برای تصرف عراق از طریق مذاکره مخالفان وقت رژیم صدام با همکاری ایران توانست جورج بوش پسر را به بهانه حملات 11 سپتامبر برای حمله به عراق قانع کند. پس از آن گروه‌های ستیزه‌جوی شیعه به بغداد بازگشتند و به گفته پاوئلو کاساکا، نویسنده کتاب The Secret Invasion Of Iraq، ارتباط زمینی ایران با سوریه به تدریج رنگ واقعیت به خود گرفت.

با عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما از عراق در اواخر سال 2011، کاروان‌های تسلیحات ایرانی از طریق بزرگراه‌ها مستقیما به سوریه و سپس به حومه جنوبی بیروت ارسال شد و عملا «امپراطوری خمینی» از مرزهای افغانستان تا دریای مدیترانه گسترش یافت.

ظهور داعش در قلب «هلال ایرانی»

اما عمر «هلال ایرانی» مدت زیادی به درازا نکشید و با ظهور ناگهانی گروه «داعش»، گروه‌های شبه‌نظامی وابسته به ایران، ارتش عراق و سوریه همچنین کردها و دیگر اقلیت‌های دینی حاضر در منطقه همگی مورد هدف داعش قرار گرفتند.

تهران از قدرت داعش و هجوم آن به سوی بغداد و مرزهای ایران به‌شدت هراسید و نگران قطع ارتباط زمینی با سوریه شد و به همین دلیل خواستار بازگشت نیروهای آمریکا با هدف نابودی داعش و از بین بردن دیوار ایجاد شده میان دمشق و تهران شد.

همان گونه که سقوط صدام به سود ایران تمام شد، حمله نظامی آمریکا علیه «خلافت داعش» در بین النهرین و صحرای شام هم به نفع ایران شد. این حمله به نابودی دشمن ایران و تصرف بخش بزرگی از سرزمین‌های تحت کنترل داعش توسط گروه‌های وابسته به ایران انجامید.

جنگ آمریکا با داعش حدود پنج سال طول کشید و طی این مدت پل ارتباطی ایران و گروه‌های نیابتی قطع شد تا این که خلافت داعش شکست خورد و نیروهای داعشی از موصل و الرقه و مناطق سنی‌نشین در عراق و صحرای سوریه به طور کامل بیرون رانده شدند.

پس از شکست نظامی داعش، آمریکا و متحدانش بجز میلیشیای وابسته به ایران و ارتش سوریه، بر بیشتر اراضی منطقه تسلط یافتند. نیروهای پیشمرگ کرد بر مناطق شمالی عراق، ارتش عراق و نیروهای «حشد الشعبی» بر دیگر مناطق آزاده شده عراق در جنوب کردستان و «نیروهای سوریه دموکراتیک» در مناطق مرزی سوریه تا شهر البوکمال مستقر شدند.

ارتش آمریکا نیز از پایگاه «التنف» تا نزدیکی مرز اردن استقرار یافت.

میان البوکمال و التنف

پس از خروج نیروهای رزمی آمریکا از عراق به دستور جو بایدن در سال گذشته، ارتباط پل زمینی میان «حشد الشعبی» در شرق با نیروهای بشار اسد در غرب امکان‌پذیر شد. مساحت مشترک میان گروه‌های وابسته به ایران در مرز عراق و سوریه حدود 200 کیلومتر است که نقطه محوری در ارتباط ایران با دریای مدیترانه محسوب می‌شود. این منطقه مرزی که از مناطق نیروهای کرد سوریه آغاز و تا مناطق عشایر سنی در جنوب امتداد دارد، منطقه حیاتی ارتباط «سپاه پاسداران» با گروه‌های نیابتی ایران در سوریه و لبنان به‌شمار می‌رود.

آمریکا در شمال شرقی و غربی این منطقه از طریق همکاری با نیروهای پیشمرگ کرد و نیروهای سوریه دموکراتیک، همچنین در جنوب شرقی سوریه در پایگاه التنف حضور دارد.

اما نیروهای وابسته به ایران در شرق و غرب شهر الباب، نیروهای حشد الشعبی در استان الانبار و جنوب سنجار، و نیروهای اسد و «حزب الله» در غرب سوریه مستقر هستند.

در چنین شرایطی، هر یک از طرف‌های حاضر در منطقه منتظر خروج طرف مقابل و استیلا بر منطقه تحت نفوذ رقیب است؛ تهران درصدد کاهش نفوذ کردها در عراق و قرار گرفتن کردهای سوریه در زیر چتر نظام اسد بوده و خواستار خروج نیروهای آمریکایی از منطقه «هلال ایرانی» است. پنتاگون هم در تلاش است تا دسترسی گروه‌های نیابتی ایران به دریای مدیترانه را به تاخیر بیاندازد.

از سویی، اسرائیل می‌کوشد مانع بهره‌برداری ایران از مرز عراق-سوریه برای ارسال تسلیحات به‌ویژه موشک به سوریه شود.

اقدامات پنتاگون

اقدامات و تحرکات نیروهای آمریکایی از حسکه در شمال تا التنف در جنوب برای بسیاری از ناظران غیرمنتظره بود چرا که دولت بایدن رویکرد کاهش نیروهای رزمی در منطقه و اجتناب از درگیری مستقیم با نیروهای نیابتی ایران را در پیش گرفته است.

با این حال، حضور نظامی آمریکا از مناطق کردنشین در شمال عراق و سوریه تا مناطق سنی‌نشین در جنوب این دو کشور، به شکل‌گیری دیواری جداکننده منجر می‌شود که منطقه «هلال ایرانی» را به دو بخش کاملا مجزا تقسیم خواهد کرد و در نهایت به تغییر توازن قوا در منطقه منتهی می‌شود. پرسش این است که آیا ایران به چنین وضعیتی تن خواهد داد؟

بدون شک پاسخ منفی است چرا که ایجاد چنین دیواری از سوی ایالات متحده، عملا به معنای قطع ارتباط استراتژیک میان نیروهای وابسته به تهران در عراق با نیروهای نیابتی در سوریه و لبنان است.

به احتمال قریب به یقین، ایران با تحرکات آمریکا برای ایجاد چنین مانعی مقابله خواهد کرد اما مقامات عالی ایرانی به خوبی می‌دانند که هر گونه تقابل مستقیم با نیروهای آمریکایی با پاسخ قاطع این نیروها روبرو خواهد شد. آیا چنین تقابلی در حالی که تهران و واشینگتن به دنبال توافق درباره مسائل دوجانبه هستند، اجتناب‌ناپذیر است؟

پاسخ به این پرسش با توجه به شرایط متغییر کنونی دشوار است اما برخی ناظران بر این باورند که هدف آمریکا از افزایش فشار به ایران آن است که تهران از تهدید نیروهای آمریکایی در منطقه به ازای کاهش سطح تنش‌های دوجانبه در دیگر پرونده‌ها دست بردارد.

آن چه در شمال سوریه و شهر کرکوک در سال‌های اخیر گذشت، باعث تردید متحدان واشینگتن نسبت به تحرکات جدید نیروهای آمریکایی در منطقه شده است، مگر این که کاخ سفید به روشنی به ایجاد مانع عملی در صحرای میان سوریه و عراق اقدام کند.

با این حال، شرایط بستگی به مذاکرات آمریکا و ایران دارد؛ در صورت موفقیت این مذاکرات، نیروهای آمریکا عقب‌نشینی می‌کنند و در غیر این صورت، ماه‌ها و سال‌های ملتهبی در انتظار منطقه صحرا خواهد بود.

منبع: ایندیپندنت عربی

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید