دگرگونی رویکردهای مسکو و واشینگتن در تعامل با تغییرات جهانی

ایاد ابوشقرا
ایاد ابوشقرا
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
5 دقيقه (Reading time)

برافراشتن پرچم روسیه توسط هواداران کودتا در نیجر چه با هدف اعلام حمایت از سیاست‌های روسیه چه با جلب حمایت مسکو‌، اتفاقی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

این در حالی است که تشکیل محوری از کودتاگران از نیجر تا مالی و گینه و بورکینافاسو نشانگر تحولات در منطقه جنوب صحرای بزرگ آفریقا علیه نیروهای استعمارگر پیشین در این منطقه است.

شرایط نوین در منطقه حاکی از آن است که کودتا در کشورهای این منطقه به‌دلیل وجود سازمان‌های افراطی مسلح از جمله «داعش»، همچنین گرایش شدید مسکو و پکن برای نفوذ در قاره سیاه، فراتر از ماجراجویی شماری نظامی با گرایش‌های قبیله‌ای، قومی و شخصی است.

از سویی، نباید فراموش کرد که منطقه مزبور پیوسته شاهد اعتراضات گسترده علیه میراث استعماری فرانسه به‌ویژه طی نیمه اول قرن بیستم بوده است.

بدون شک کودتاگران در نیجر، همچنین در مالی، بورکینافاسو و گینه حق دارند نسبت به «میراث شوم امپریالیسم» غربی خصوصا استعمار فرانسه، به عنوان کشوری که برای دهه‌ها آنها را به استعمار کشانده بود، اعتراض کنند.

باید یادآوری کرد که فرانسه نه تنها در تعیین و ترسیم مرز این کشورها، شکل‌دادن به نخبگان آنها و غارت ثروت‌هایشان نقش اول را داشت، بلکه زبان و فرهنگ خود را نیز بر مردم این کشورها تحمیل کرد.

کودتاگران و مردم این چهار کشور در مخالفت با بازگشت به دوره استعماری نیز کاملا محق هستند.

با این حال، تفاوت اساسی میان شرق و غرب در مرحله استقلال‌خواهی به‌ویژه در دوران احمد سکوتوریه در گینه و مودیبو کیتا در مالی، با وضعیت کنونی، به تحول ایدئولوژیک در هر دو جبهه شرق و غرب باز می‌گردد.

در گذشته «بلوک شرق» به رهبری اتحاد جماهیر شوروی سابق و چین، بر دیدگاه «کمونیستی» با رعایت برخی فاکتورهای محلی برای هر کشور اصرار داشتند. گفتمان سیاسی این بلوک بر عدالت اجتماعی، مبارزه با گرسنگی و بیسوادی و بیماری، حمایت از ملی‌کردن ثروت‌ها و تاکید بر حق تعیین سرنوشت ملت‌ها بود.

در مقابل، گفتمان بلوک غرب از جمله کشورهای استعمارگر گذشته، مبتنی بر آزادی‌های عمومی، حمایت از اعتقادات مذهبی، پشتیبانی از اقتصاد بازار آزاد و حمایت از نخبگان به عنوان شخصیت‌های قابل اعتماد برای مدیریت ثروت کشورهای خود بود.

به طور خلاصه، در حالی که شرق از عدالت اجتماعی و احقاق حقوقی چون آموزش و درمان رایگان سخن می‌گفت، غرب از آزادی‌های خصوصی، آزادی مناسک دینی و حقوق فردی، همچنین توانایی نخبگان برای کشورداری دفاع می‌کرد.

با نظر به جهان کنونی، چنین وضعیتی دیگر در غرب و شرق حکمفرما نیست.

روسیه پوتین مانند گذشته قبلگاه کمونیسم و «سوسیالیسم علمی» نیست و پکن شی جین پینگ هم با مدل رفیق مائو برای حکومتداری طبق ایده «راهپیمایی بزرگ» تفاوت ماهوی پیدا کرده است.

به گفته یکی از دوستان کمونیست پیشین من، امروزه فرانسه و کشورهای اروپای غربی و شمالی طبق معیارهای گذشته، کمونیست‌تر از روسیه و چین به‌حساب می‌آیند.

واقعیت آن است که حزب کمونیست روسیه به یک حزب اپوزیسیون بی‌تاثیر تبدیل شده است و کرملین امروزه توسط یک نظام اقتدارگرای ناسیونالیست با گرایش‌ مسیحی ارتدوکسی رهبری می‌شود که کارتل‌های مالی به همراه طبقه‌ای از میلیاردرها نقش اساسی در چنین نظامی را ایفا می‌کنند.

در چین نیز «تراس‌ها» و مدیران و سرمایه‌داران صنایع عظیم خصوصی و دولتی به همراه تولیدات جهان‌شمول خود، تصمیم‌گیر شده‌اند و رفقای قدیمی با لباس‌های نظامی خاکستری جای خود را به نظامیان و مقامات سیاسی با لباس‌های غربی و کراوات داده‌اند.

اما این پرسش مطرح است که اگر مفاهیم برخواسته از کمونیست در شرق دگرگون و متحول شده‌اند، آیا چنین تغییری نیز شامل مفاهیم پیشین غربی نشده است؟

به نظر من، این اتفاق در غرب نیز رخ داده و تغییرات بزرگ و نگران‌کننده‌ای در حوزه مفاهیم در کشورهای غربی به‌وقوع پیوسته است.

به نظر برخی ناظران بدبین، تغییرات سیاسی افراطی که طی دو دهه اخیر در غرب اتفاق افتاده، بسیار خطرناک‌تر از آن است که با سازوکارهایی چون انتخابات، چرخش حکومتداری، استقلال قوا و بی‌طرفی قوه قضائیه قابل رفع و رجوع باشد.

تجربه دونالد ترامپ در آمریکا، سیلویو برلسکونی و هم‌نظران «نیوفاشیست» او در ایتالیا، گرایش جدایی‌خواهانه مردم بریتانیا از اروپا و دیدگاه‌های سیاسی پوپولیستی جریان‌های نژادپرست در فرانسه، همگی تجاربی هستند که بحران در دموکراسی‌های غربی برابر ویروس نژادپرستی و فاشیسم را آشکار کرده است.

مسکو و پکن بدون شک کمونیسم و آرمان‌گرایی حاصل از آن را کنار گذاشتند، اما واشینگتن و دیگر پایتخت‌های غربی نیز حق ندارند به بازاریابی دموکراسی ادامه بدهند در حالی که جهان هر روز شاهد لگدمال‌شدن مفاهیم دموکراتیک توسط پوپولیست‌ها و رسانه‌های غربی است.

منبع: الشرق الاوسط

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید