تضاد دیدگاه‌های مایک پنس با پوپولیست‌ها و یاوه‌گویان

ممدوح المهینی
ممدوح المهینی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
6 دقيقه (Reading time)

بهترین اتفاق برای مایک پنس هنگامی بود که به عنوان معاون ترامپ تعیین شد، چرا که از فرماندار یک ایالات حاشیه‌ای به شخصیتی معروف در داخل آمریکا و جهان تبدیل شد.

همزمان، ترامپ چهره پنس را مانند بسیاری دیگر از اعضای دولتش مخدوش کرد، او را به شخصیتی «بله قربان گو» تبدیل و در نهایت به‌دلیل مخالفت با حمله به ساختمان کنگره، پنس را به خیانت متهم کرد.

بدون شک ترامپ از وجود پنس مذهب‌گرا در دولت خود بهره برد چرا که وجود چنین شخصیتی با گرایش دینی، تردیدها درباره عدم اعتقاد و التزام ترامپ به عقاید مسیحی را تا حدود زیادی برطرف کرد.

با این وجود، پنس فراتر از شخصیت مطیع و بی‌فایده‌ای است که ترامپ سعی در نشان دادن آن داشت. او فردی سیاست‌مدار و آگاهی است که در ادامه به مهمترین دیدگاه‌های او به‌ویژه در رابطه با سیاست خارجی اشاره می‌کنم.

پنس چگونه می‌اندیشد؟

با دعوای رسانه‌ای پنس و تکر کارلسون، مجری معروف شروع می‌کنم. کارلسون به همراه دوست خود ایلان ماسک بر عدم مداخله آمریکا در جنگ اوکراین تاکید دارد و خواستار دوری ایالات متحده از مداخله خارجی و تمرکز بر مسائل داخلی کشور است.

پنس در واکنش به اظهارات کارلسون تاکید کرد که نقش آمریکا در ثبات جهانی و حمایت از متحدان بسیار مهم است زیرا همین متحدان با همراهی ایالات متحده توانستند شرایط صلح و ثبات بی‌سابقه‌ای در تاریخ بشریت ایجاد کنند و مانع وقوع جنگ توسط قدرت‌های جهانی شوند که درصدد تغییر و جایگزینی نظام کنونی بین‌الملل با نظامی جدید هستند.

این دیدگاه پنس، آن گونه که کارلسون درصدد نشان دادن آن است، به معنای نادیده گرفتن شرایط داخلی آمریکا نیست بلکه نگرانی او از شرایط خارجی را نشان می‌دهد.

دیدگاه ماسک شباهت فراوانی به دیدگاه برخی روسای جمهوری پیشین آمریکا از جمله روزولت، ترومان، آیزنهاور، ریگان و تا حدودی جورج بوش پسر دارد. این روسای جمهوری پیشین این گونه می‌اندیشیدند که افول قدرت امپراتوری بریتانیا و رویکرد عدم مداخله خارجی آمریکا باعث جنگ جهانی اول و افزایش قدرت نیروهای جدید در اروپا شد.

همچنین، به‌دلیل عدم حضور آمریکا در سیاست بین‌الملل و نبود ضمانت امنیتی برای اروپا پس از جنگ جهانی اول، گرایش‌های فاشیستی در اروپا رشد کرد و آلمان نیز به سرعت توانایی اقتصادی خود را باز یافت و با به قدرت رسیدن هیتلر، جنگ جهانی دوم آغاز شد و میلیون‌ها نفر نیز قربانی این جنگ شدند.

پنس بر این باور است که عدم حضور جدی آمریکا در سیاست بین‌الملل و عدم حمایت از اوکراین و اروپا، در سال‌های پیش رو به جنگ جهانی دیگر یا جنگ‌های منطقه‌ای گسترده منجر می‌شود. به همین دلیل پنس جنگ کنونی روسیه و اوکراین را تعیین‌کننده می‌داند و بر این باور است که شکست آمریکا و غرب به معنای پایان لیبرالیسم بوده و به ظهور قدرت‌های جدید در نظام بین‌الملل منتهی خواهد شد.

پس از جنگ جهانی دوم مهمترین تصمیم، ضمانت امنیت کشورهای همجوار آلمان و ژاپن توسط آمریکا بود چرا که باعث رشد اقتصادی قاره اروپا بدون هراس از آلمان شد. همین رویکرد باعث تبدیل‌شدن آلمان به قدرتی دموکراتیک و اقتصادی و سپس ادغام این کشور در نظام بین‌الملل شد و حتی در برخی بخش‌ها از ایالات متحده هم پیشی گرفت.

همسایگان ژاپن نیز از این رویکرد بهره بردند و ببرهای اقتصادی جنوب شرق آسیا بدون هراس از حملات گاه و بیگاه پیشین ژاپن که مانع رشد و توسعه آنها می‌شد، توانستند ظهور پیدا کنند. به مرور ژاپن نیز به‌دلیل همان سیاست امنیتی آمریکا، مانند آلمان به قدرتی دموکراتیک و اقتصادی در جهان تبدیل شد.

پنس به این رویکرد و سیاست باور دارد و می‌داند که جهان کنونی حاصل اشک‌ها و خونریزی‌های فراوانی است و با پرداخت هزینه‌های بسیار گزافی شکل گرفته است. او کاملا آگاه است که کوتاهی و کنار کشیدن آمریکا، نه تنها به نفوذ بین‌المللی ایالات متحده پایان می‌دهد، بلکه به‌دلیل فقدان یک قدرت برتر و نظم‌دهنده، جهان شاهد سیکلی از جنگ‌ها و بحران‌های پیوسته خواهد بود.

پنس با این دیدگاه‌های منطقی و عاقلانه توسط یک مجری پوپولیست که با ایجاد شبه در تاثیر واکسن کرونا و ترویج ایده توطئه محبوبیت خود را افزایش داده است، به سخره گرفته می‌شود. او همچنین توسط ماسک که از یک میلیارد باهوش به یک ایده‌پرداز پرحرف و وراج تبدیل شده، مورد انتقاد قرار می‌گیرد.

دیدگاه و رویکردهای پنس با روسای جمهوری دو دهه اخیر آمریکا تا حدود زیادی تفاوت دارد.

رویکرد مداخله نظامی بوش پسر و اجرای عملی آن با شکست فاجعه‌باری روبرو شد و نتایج وارونه‌ای به همراه داشت. اوباما هم ایده عقب‌نشینی از خاورمیانه را مطرح کرد و شرایط داخلی آمریکا را در اولویت قرار داد و گفت که متحدان بدون پرداخت هزینه‌ای تنها از آمریکا انتظار حمایت و پشتیبانی دارند.

ترامپ نیز تنها به فکر حضور دوباره خود در راس هرم قدرت بود و بجای اطمینان‌بخشیدن به متحدان و ارسال پیام حمایت از آنها برابر رقبا، به انتقاد و اتهام‌زنی علنی از آنان پرداخت. اما بایدن با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، به سیاست عقب‌نشینی از منطقه ادامه داد ولی در مقابل به استحکام هر چه بیشتر روابط با اروپا اقدام کرد.

پنس دارای دیدگاه‌های باز و همه‌شمول است و شخصیتی متوازن و باثباتی دارد که مایک پمپئو را می‌توان نزدیک‌ترین شخصیت به او به‌شمار آورد. با این حال شانس آنها برای ورود به کاخ سفید تقریبا غیرممکن است چرا که فضای انتخاباتی در آمریکا دیدگاه چنین شخصیت‌های کلاسیک و باثبات را نمی‌پسندد.

پمپئو پیش از آغاز ماراتن‌ انتخابات ریاست جمهوری از نامزدی کنار کشید و کمپین انتخاباتی پنس تنها 1.2 میلیون دلار کمک‌های مردمی جمع‌آوری کرد.

منبع: الشرق الاوسط

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size