چرا جوامع هندی‌ و چینی‌‌ در غرب اقدام به شورش نمی‌کنند؟

ممدوح المهینی
ممدوح المهینی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
7 دقيقه (Reading time)

آخرین باری که شماری از شهروندان چینی یا هندی در لندن، نیویورک یا پاریس به خیابان‌ها آمده و خودروها و فروشگاه‌ها را به آتش کشیدند، چه زمانی بوده است؟

به محققانی که درصدد تحقیق در این باره هستند توصیه می‌کنم به چنین تحقیقی اقدام نکنند زیرا تاکنون چنین اتفاقی رخ نداده است.

پرسش این است که چرا شاهد اعتراض و شورش اجتماعی از سوی این اقلیت‌ها نیستیم؟ بلکه شاهدیم که آنها حتی نسبت به ساکنان اصلی کشورهای میزبان در زمینه‌های متفاوتی برتری یافته‌اند.

چرا برخی دیگر از مهاجران، اقلیت‌ها و یا شهروندان کشورهای غربی به بهانه‌های مخالفت از جمله نژادپرستی یا خشونت پلیس به اعتراضات خیابانی روی می‌آورند؟

دلایل گوناگونی برای تحلیل این موضوع وجود دارد با این حال به نظر من دلیل اصلی فرهنگی بوده و ارتباطی با نژاد، دین یا قومیت این جماعت‌ها ندارد.

کاملا اشتباه است اگر دلیل این اعتراضات را تنها به گردن یک اقلیت مشخص بیاندازیم اما می‌توان ارتباط منطقی و روشنی میان فرهنگ، آداب و ارزش‌های یک جماعت با شکل‌گیری اعتراضات یافت و این عادات و رسوم را تغییر داد.

تفاوت واضحی میان نژاد و فرهنگ وجود دارد. متهم‌کردن یک نژاد مشخص، نژادپرستی به‌شمار می‌رود اما انتقاد از فرهنگ، امری مطلوب و بایسته است.

بهترین دلیل برای نشان‌دادن برتری و جامعه‌پذیری اقلیت‌های آسیایی در غرب، بررسی اعداد و ارقام مرتبط با شیوه زندگی آنها است.

میانگین نرخ بیکاری آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار حدود 11.5 درصد، سفیدپوستان 5 درصد و آمریکایی‌های آسیایی‌تبار حدود 4.5 درصد است. میانگین درآمد سالانه یک خانوار آسیایی‌تبار در آمریکا حدود 69 هزار دلار بوده در حالی که این رقم برای یک خانوار سفیدپوست آمریکایی 57 هزار دلار و برای یک خانواده آفریقایی‌تبار تنها 33 هزار دلار برآورد می‌شود.

دلیل این تفاوت‌ها چیست؟ به نظر می‌آید تفاوت در ارزش‌های مربوط به آموزش، کار و خانواده عامل چنین شرایطی است.

از دیگر آمارها می‌توان به این ارقام اشاره کرد که 88 درصد دانش‌آموزان آسیایی‌تبار از دبیرستان‌های آمریکا فارغ‌التحصیل می‌شوند و این آمار برای سفیدپوستان آمریکایی 86 درصد و برای آفریقایی‌تباران این کشور 69 درصد است.

در رابطه با دیگر موضوع‌ها از جمله طلاق و روابط خانوادگی نیز آسیایی‌تبارها در جامعه آمریکا پیشتاز هستند.

این آمارها در دیگر کشورهای غربی نیز تقریبا همین گونه است چرا که مشکلات در این کشورها تقریبا یکسان بوده و به تبع، راه‌حل‌ها نیز تا حدود زیادی مشابه است.

فرهنگی که ارزش‌هایی چون آموزش، اشتغال، تلاش برای موفقیت، حمایت از خانواده و احترام به دیگری حتی پس از طلاق را ترویج می‌کند، بدون شک شهروندانی متعهد و جامعه‌پذیر تربیت خواهد کرد و چنین افرادی چه در کشور خود و چه در کشورهای دیگر افرادی مفید برای جامعه محل زندگی خویش خواهند بود.

در گذشته بهانه‌ها و عوامل گوناگونی وجود داشت که مانع پیشرفت جوامع و شهروندان می‌شد اما هم‌اکنون ما در شرایط متفاوتی بسر می‌بریم. بسیاری از افراد اقلیت‌های تحت ستم پیشین، پیشرفت‌های بزرگی کسب کردند چرا که آنها از طرح بهانه‌هایی چون وجود نژادپرستی و خشونت پلیس دست برداشتند و پذیرای فرهنگی شدند که آنان را در مسیر پیشرفت شخصی و ادغام در جوامع میزبان یاری رساند.

به عنوان مثال، نژادپرستی در جامعه آمریکا واقعیتی انکارناپذیر است اما هیچ قانونی در این کشور وجود ندارد که شهروندان را بر اساس نژاد دسته‌بندی کند. به همین دلیل شاهد کسب مناصب بالای سیاسی توسط شخصیت‌های وابسته به نژادها و ادیان مختلف در ایالات متحده بدون ممانعت قانونی هستیم.

در سطح فرهنگی نیز آمریکای دهه 20 از قرن گذشته با آمریکای کنونی تفاوت های بسیاری دارد. مهمترین دلیل برای این تغییر، کسب دو دوره ریاست جمهوری توسط یک شهروند آفریقایی‌تبار در آمریکا است.

حتی اگر ممانعت قانونی برای نامزدشدن باراک اوباما در آمریکا وجود نداشت، اگر جامعه آمریکا از لحاظ فرهنگی تغییر نیافته بود و موضوع نژادپرستی به یک ضدارزش تبدیل نمی‌شد، اوباما نمی‌توانست رای اکثریت جامعه آمریکا را کسب کند.

آمارهای ازدواج میان شهروندان از نژادهای مختلف به‌ویژه میان سفیدپوستان و آفریقایی‌تبارها در آمریکا نشان می‌دهد که ارزش‌هایی چون رواداری و پذیرش دیگری بر نژادپرستی و برتری‌جویی پیشی گرفته است.

طبق این آمارها، در حال حاضر نرخ ازدواج میان آفریقایی‌تبارها و سفیدپوستان بیش از سه برابر دهه هشتاد قرن گذشته شده است.

توماس سویل، اندیشمند اقتصادی آفریقایی‌تبار در آمریکا ایده جالبی درباره مشکلات جامعه آفریقایی‌تبار آمریکا و چگونگی بهره‌برداری سیاستمداران از این مشکلات ارائه می‌دهد.

او بر این باور است که به‌رغم وجود نژادپرستی آشکار و گسترده در دهه سی و چهل قرن گذشته در آمریکا، با این وجود شرایط اقتصادی آفریقایی‌تباران بهتر از امروز بوده است.

وی اشاره می‌کند که نرخ بیکاری آفریقایی‌تبارها در آن سال‌ها نسبت به سفیدپوستان بسیار کمتر از امروز بوده و ارزش‌های خانوادگی قوی‌تر و نسبت جرائم کمتری در جامعه آفریقایی‌تباران آمریکا حاکم بوده است.

سویل به یاد می‌آورد که طی آن سال‌ها، شب‌ها به تنهایی در مناطق بدنامی چون «هارلم» قدم می‌زد و حتی پیش آمده که در برخی پارک‌های آن منطقه شب را به صبح رسانده بود.

چه اتفاقی باعث بدتر شدن شرایط این مناطق شد؟ به نظر او نژادپرستی عامل چنین شرایطی نیست زیرا در آن سال‌ها نژادپرستی بیشتر بوده است. او بر این باور است که برنامه دولتی کمک‌های اجتماعی (یارانه حکومتی) از طریق مداخله دولت توسط تصویب و اجرای قوانین مرتبط با کمک‌های نقدی و غیرنقدی عامل اصلی چنین تغییراتی بوده است.

به نظر سویل، پس از اجرای این قوانین به مرور نسبت جرائم، فروپاشی خانواده‌ها و بیکاری افزایش یافت به طوری که‌ همه شاهد خشونت‌های نژادی بی‌سابقه در خیابان‌های نیویورک و واشینگتن پس از قتل جورج فلوید بودیم. (شبیه حوادث اخیر فرانسه پس از کشته‌شدن نائل نوجوان در پاریس.)

این اندیشمند تاکید می‌کند که روند زندگی آفریقایی‌تبارها در مسیر درستی قرار داشت اگر سیاستمداران با هدف کسب آرای انتخاباتی آنها وارد بازی نمی‌شدند.

نژادپرستی، تبعیض و خشونت پلیس موضوعاتی بوده که سیاستمداران منفعت‌طلب با طرح آنها در جوامعی که کمتر جامعه‌پذیر هستند، می‌کوشند از نگرانی‌ها و خشم شهروندان این جوامع برای کسب آرای انتخاباتی بهره‌برداری سیاسی کنند.

این روش حتی در کشورهای اروپایی توسط برخی سیاستمداران بکار برده می‌شود و نه تنها اقلیت‌ها بلکه حتی ساکنان اصلی مورد اغفال این سیاستمداران قرار می‌گیرند. بدین ترتیب مشکل به بحث نژاد ارتباطی نداشته بلکه فرهنگی بوده و توسط سیاست‌بازان مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد.

از این منظر، هندی‌ها، چینی‌ها یا ژاپنی‌ها برتر از دیگر اقلیت‌ها در غرب نیستند، بلکه آنها ارزش‌های فرهنگی خاصی را پذیرا شدند که بر موفقیت و تلاش تاکید داشته و با افکاری چون توطئه و قربانی‌بودن مخالفت می‌ورزد.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید