نقش سرنوشت ساز جنگ اوکراین در انتخابات آمریکا

ممدوح المهینی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size

ران دسانتیس، فرماندار فلوریدا از شخصیتی کاریزماتیک و رهبری برخوردار است که اکثریت مردم فلوریدا را با خود دارد. او در نقش مبارز فرهنگی علیه موج «wokeism» یا بیداری(مبارزه با بی‌عدالتی سیاسی و اجتماعی ) ظاهر شد و در انتخابات اخیر در همان دور نخست بر رقبایش پیروز شد تا جائی که یک میلیون و پانصد هزار رای از نزدیکترین رقیب خود جلوافتاد. به گفته یک روزنامه‌نگار مخالف، او شبیه ترامپ است با این تفاوت که از عقل و درایت هم بهره دارد.
دسانتیس از جمله مهم‌ترین نامزدهای جمهوری‌خواهان و رقیب سرسخت ترامپ است که برای پیروزشدن بر او با دشواری‌های عمده‌ای روبرو خواهد شد. دسانتیس از نگاه طیف میانه‌رو جمهوری‌خواهان، فاقد تمامی صفات ترامپ است که باعث بروز شکاف و چنددستگی در حزب آن‌ها شد و نظام دموکراتیک آنها را زیر سئوال برد و به هدف تقویت چایگاه خود با جبهه تندروها همسو شد.
سیاست ترامپ بر اصل «فقط من» استوار است در حالی که دسانتیس در چهره متواضعانه‌تری ظاهر شده و سیاست «فقط من و جمهوری‌خواهان» را درپیش گرفته است. البته دسانتیس در پی اظهاراتش مبنی بر این که «آمریکا، منافعی در اوکراین ندارد که دخالت در امور این کشور را توجیه کند»، آماج حملات جمهوریخواهان قرار گرفت. او جنگ میان روسیه و اوکراین را صرفا «منازعه‌ای مرزی» در نظر گرفت. این‌گونه اظهارات، جمهوری‌خواهان کنگره که منازعه میان دو همسایه را چیزی فراتر از اختلافات مرزی می‌دانند، از او دور کرد.
این گفته فرماندار فلوریدا به احتمال زیاد بنا بر انگیزه انتخاباتی و ابراز دیدگاه «اول آمریکا» برای رای‌دهنده آمریکایی مطرح شد چرا که نهایتا این شهروند آمریکایی و نه اوکرانی است که به او رای خواهد داد. البته نکته مهم این است که اکثریت جمهوری‌خواهان در موضوع دخالت در اوکراین و رویارویی با روسیه، طرفدار موضع پرزیدنت بایدن هستند. درست است که «اشتباهات لفظی» بایدن و سکندری خوردن او روی پلکان، اسباب انتقادات از اوست ولی این خرده‌گیری‌ها، شامل «تصمیم به جنگ» نمی‌شود. حزب رقیب در آمریکا معمولا در صورتی که رئیس جمهوری همانند مورد عراق و افغانستان، تصمیم به دخالت خارجی بگیرد، از در مخالفت با کاخ سفید برمی‌آیند اما این بار وضعیت متفاوت است. روسیه، سومالی یا پاکستان یا لیبی نیست و توافق میان دو حزب در خصوص روسیه، در حد توافق نظر و اجماع کامل است.
به همین دلیل این سخن که پوتین در انتظار جانشین بایدن است تا استراتژی جنگی خود را تغییر دهد، حرف دقیقی نیست. اگر ترامپ هم رئیس جمهوری شود، استراتژی به همین منوال است و او در تغییر آن با دشواری زیادی مواجه خواهد شد.

کسانی هستند که آمریکا را به دلیل دخالت اساسی و سریع در اوکراین، در تمامی سطوح مورد انتقاد قرار می‌دهند. حقیقت امر این است که این پرسش‌ها، پرده از دو چهره واشینگتن برمی‌دارند که موضوع عجیبی است. پیروزی پوتین در اوکراین از دیدگاه آمریکا، پایان جهانی است که واشینگتن به مدد هم‌پیمانان اروپایی خود آن را طراحی کرده و هفتاد سال برای ایجاد و جاانداختن آن، متحمل درد و رنج و مشقت شده است. به همین دلیل صرف نظر از رویکردهای رئیس جمهوری، هرگز اجازه نخواهد داد که چنین پیروزی نصیب پوتین شود. این شرایط در یک کلمه «نبرد مرگ و زندگی است.»
پوتین به شکلی شفاف تاکید دارد که فروپاشی این نظام، هدف اساسی اوست زیرا از نگاه او این نظام در حق روسیه و دیگر کشورها، نظامی ستمگر است. از همین روست که پوتین سرنگونی و جایگزین‌شدن نظم نوین بین‌المللی را نصب‌العین خود قرار داده است.
از سوی دیگر جنگ‌های خاورمیانه، تاثیر چندانی بر آمریکا نداشت زیرا در اوج فروپاشی پیاپی کشورهای عربی، اقتصاد آمریکا وارد دوران شکوفائی خود شد و دامنه نفوذ واشینگتن گسترش یافت و جدیدترین انقلاب‌های فناوری را در آمریکا شاهد بودیم.
خلاصه کلام، کسانی که به بر این باورند که آمریکا از اوکراین خارج خواهد شد، متوهم هستند زیرا جنگ تا پایان و حتی در صورت روی‌ کارآمدن رئیس جمهوری خواهان انزوای آمریکا نیز تداوم خواهد داشت، حتی اگر این رئیس جمهوری، چهره‌ای کاریزماتیک و محبوب مردم مانند ران دسانتیس باشد.

Advertisement

منبع: الشرق الاوسط

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم