اوکراین و بحران در «سیاست خارجی بحران‌زی» جمهوری اسلامی

علی افشاری
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size

طولانی شدن جنگ اوکراین و روسیه وضعیت خاصی را در دنیا پدید آورده است. ورود جنگ به سال دوم و فرسایشی شدن نبردها به گونه‌ای که دو طرف منازعه در دورنمای قابل پیش‌بینی امکان کسب پیروزی بزرگ ندارند، نشان از استمرار درگیری‌ها دارد.

اصرار ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه بر اینکه بازنده از جنگ خارج نشود و متهم کردن غرب به تلاش برای تجزیه روسیه از یک سو، و تأکید ولودیمیر زلنسکی رئیس‌جمهور اوکراین بر بازپس‌گیری تمامی قلمرو اشغال‌شده اوکراین در ۹ سال گذشته بعد از الحاق غیرقانونی و تحمیلی شبه‌جزیره کریمه به روسیه از سوی دیگر چشم‌انداز روشنی برای پایان جنگ ترسیم نمی‌کند.

پوتین به‌گونه‌ای افکارعمومی و نهادهای حاکمیتی روسیه را برای یک جنگ طولانی آماده کرده‌است. مانعی هم پیش‌روی او برای تلاش جهت بازسازی امپراطوری روسیه و تثبیت آن به عنوان یک ابرقدرت در داخل روسیه وجود ندارد. او قمار بزرگی کرده و تنها با شکست سنگین در جبهه‌های جنگ عقب‌نشینی خواهد کرد.

اوکراین و غرب نیز چه از لحاظ اهداف کوتاه‌مدت و چه درازمدت نمی‌توانند جز به پیروزی فکر کنند. البته اینکه تا کی انسجام در صفوف کشورهای غربی برای حمایت یکپارچه از اوکراین باقی می‌ماند و آنها توان ادامه کمک‌های مالی و تسلیحاتی را خواهند داشت، محل سؤال است اما تا اطلاع ثانونی اراده لازم برای استمرار مسیر یک‌ساله وجود دارد.

مردم اوکراین نیز پذیرفته‌اند که برای حفظ استقلال، یکپارچگی سرزمینی وعزت و کرامت انسانی خود باید با تمامی قوا به مبارزه ادامه بدهند. نتایج مقاومت شگفت‌انگیز آنها که باعث عقب‌نشینی سنگین ارتش روسیه شد، مشوق آنهاست.

قلمرو اشغالی ارتش روسیه بعد از یک سال از ۲۸ درصد به ۱۸ درصد کاهش پیدا کرده که محدود به بخش‌های شرقی و جنوبی اوکراین است. دولت روسیه طرح اولیه خود در ساقط کردن دولت زلنسکی و گماردن دولت وابسته به خود در کل اوکراین را کنار گذاشته و به تثبیت جدایی و الحاق منطقه دنباس به روسیه بسنده کرده‌است.

هدف پوتین پذیرش این مسئله از سوی غرب است و سپس تمهید مقدمات برای حرکات توسعه‌طلبانه در آینده است. منتهی ناتو با ارزیابی تهدیدات و جبران خطاهای گذشته در خصوص نادیده گرفتن اقدامات تهاجمی پوتین شکست روسیه را واجد ارزش راهبرد می‌داند. اتحادیه ارتش آلمان در یک ارزیابی اعلام کرد که جنگ روسیه با اروپا ممکن است یک دهه طول بکشد. از این رو جنگ اوکراین و پیامدهای جهانی آن دستکم در سال ۲۰۲۳ ادامه خواهد داشت.

در این میان ایران یکی از مناطقی است که به دلیل مداخله عملی جمهوری‌اسلامی بیشتر تحت تأثیر قرار گرفته‌است. مقامات جمهوری‌اسلامی با تصور پیروزی راحت و سریع روسیه به حمایت اعلان‌نشده پرداختند و سعی کردند بدون اینکه رسماً از اشغال اوکراین پشتیبانی کنند، ناتو و غرب را مقصر جلوه بدهند. جریان‌های سیاسی و رسانه‌ای نزدیک به نهاد ولایت فقیه از ابتدای جنگ اوکراین تا به امروز به تحقیر و تخریب زلنسکی و مقاومت اوکراین روی آوردند.

تضعیف موقعیت جهانی غرب و سیاست نگاه به شرق جمهوری اسلامی، دلایل اصلی آن در حمایت عملی از حرکت تهاجمی روسیه بود، اما در عین حال با توجه به مخاطرات و پیامدهای منفی آن بر بازسازی برجام تصمیم گرفتند در ظاهر موضع بی‌طرفی و تقاضای پایان جنگ را اتخاذ کنند. تهدید علیه مرزهای شناخته شده جهانی کشورها و مخاطرات معطوف به تمامیت ارضی از سوی توسعه‌طلبی سرزمینی دولت‌های خارجی با توجه به آسیب‌پذیری ایران از دیگر ملاحظات حکومت بود.

قاومت قهرمانانه مردم و ارتش اوکراین در کنار تصمیم منسجم آمریکا و اتحادیه اروپا در پذیرش هزینه‌های حمایت گسترده مالی و تسلیحاتی با رعایت جلوگیری از ارتقای سطح تنش به جنگ جهانی سوم باعث شد تا پیشروی ارتش روسیه متوقف شده و وضعیت حاکم بر میدان جنگ به نفع اوکراین تغییر پیدا کند.

غلط از کار در آمدن محاسبات اولیه ارتش روسیه؛ شکست‌های پیاپی آن و محدودیت در تامین نیازهای لجستیکی و تسلیحاتی به خاطر تحریم‌های گسترده غرب باعث شد تا نیاز روسیه به کشورهای همسو بیشتر شود. در این فضا جمهوری‌اسلامی در ادامه تصمیم‌گیری اولیه به صورت مخفیانه پهپادهای کوچک رادارگریز با توان تخریب بالا در اختیار روسیه قرار داد تا از تنگنای گرفتار شده خارج شود. این اتفاق نقطه عطفی در روابط بحرانی رو به تزاید اروپا و ایران شد.

اکنون دیگر اوکراین فقط موضوعی در سیاست خارجی نیست، بلکه عواملی چون تشدید تحریم‌ها و اقدامات تنبیهی از سوی اروپا، تلاش برای منزوی کردن بیشتر جمهوری‌اسلامی در مجامع جهانی و گره خوردن مذاکرات بازسازی برجام به توقف همکاری‌های نظامی ایران و روسیه علیه اوکراین به موضوع بعد داخلی نیز داده است. با توجه به تأثیر اقدامات فوق در استمرار و تشدید بحران مزمن اقتصادی، اوکراین تبدیل به یک تهدید موجودیتی برای جمهوری اسلامی شده‌است. غلط نیست اگر گفته شود سیاست‌گذاری عملی در مورد جنگ اوکراین باعث شده رویکرد «زیست در بحران سیاست خارجی» جمهوری اسلامی، خود دچار بحران شود.

اظهارات متعدد حسین امیرعبداللهیان وزیر خارجه و دیگر مقامات رسمی جمهوری اسلامی در تکذیب ارسال پهپاد ساخت ایران و استفاده از آنها در جنگ اوکراین در چارچوب این تنگنا قابل درک است. البته ممکن است که کل پهپاد به روسیه منتقل نشده باشد بلکه اجزای اصلی و مؤثر آن ارسال شده باشد یا قطعات در روسیه مونتاژ شده باشند.

اما مشکلات تسلیحاتی روسیه و تأثیر آنها در فرجام جنگ باعث شده تا دریافت دیگر اقلام تجهیزات نظامی چون گلوله‌های توپ و خمپاره و موشک نیز مطرح باشد. در این فضا جمهوری‌اسلامی در وضعیت سختی قرار گرفته‌است. از یک سو تأثیر منفی کمبود مهمات بر فرجام جنگ باعث نگرانی جمهوری‌اسلامی است. شکست روسیه مانور تبلیغاتی جمهوری‌اسلامی در زوال قدرت آمریکا و ظهور دنیای چند قطبی با قدرت یافتن شرق را بر هم زده و آنها را در موقعیت آسیب‌پذیری در سیاست خارجی قرار می‌دهد. همچنین گسترش همکاری‌های نظامی با روسیه فرصتی برای دریافت تجهیزات نظامی پیشرفته از جمله جنگنده‌های هوایی مورد نیاز جمهوری اسلامی است که چشم‌پوشی از آن برایش راحت نیست.

اما از سوی دیگر گسترش همکاری‌های نظامی می‌تواند سطح تنش با اروپا را به سمت کنترل‌ناپذیری برده و باعث فعال شدن مکانیزم ماشه از سوی تروئیکای اروپا و کاهش بیشتر روابط رسمی و تجاری شود. این اتفاق بر بحران داخلی جمهوری اسلامی تأثیر افزاینده خواهد داشت و وضعیت فلاکت‌بار اقتصادی را با گسترش تورم و افزایش بیشتر سقوط ارزش پول ملی بحرانی‌تر می‌کند.

همچنین در صورت وقوع این اتفاق اوکراین دستش برای همکاری با اسرائیل در انجام عملیات خرابکارانه در داخل تأسیسات ایران باز شده و دلایل مشروعی برای دفاع از خود پیدا می‌کند. اسرائیل با پیدا کردن متحد جدید فشار بر حکومت را افزایش خواهد داد. خبر وزارت دفاع بریتانیا در خصوص تمام شدن ذخیره پهپادهای ایرانی روسیه و تصمیم آنها برای دریافت از چین در این خصوص قابل تأمل است.

البته در عین حال می‌توان فرض کرد که مشکلات تدارکاتی و لجستیکی باعث این وضعیت شده و امکان ارسال پهپاد ایرانی در آینده منتفی نیست. ولی این احتمال هم وجود دارد که جمهوری اسلامی با توجه به نیاز به بازسازی برجام و مدیریت تنش با غرب تصمیم به توقف همکاری نظامی با روسیه گرفته باشد.

روزهای آینده مشخص می‌کند که تقابل جمهوری‌اسلامی با اوکراین چه سمت و سویی پیدا می‌کند. سوابق گذشته نشان می‌دهد که انتظار برخورد عقلانی در چارچوب سرمشق منافع ملی در سیاست خارجی از جمهوری‌اسلامی نباید داشت؛ پیش‌ران ایدئولوژی کماکان به اثرگذاری خود ادامه داده و مشوق گسترش همکاری‌ها با روسیه در تجاوز به قلمرو سرزمینی اوکراین خواهد شد.

اخبار تأییدنشده‌ مبنی بر ارسال محموله‌های موشکی ایران به روسیه در هفته‌های گذشته صحت این فرضیه را تقویت خواهد کرد. مگراینکه زمین سخت واقعیت و نگرانی از بقا هسته سخت قدرت را به تجدیدنظر وادارد.

منبع: رادیو فردا

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم