چرا وجود "کنگرە ملیت‌های ایران فدرال" یک ضرورت است؟

آگری اسماعیل‌نژاد
آگری اسماعیل‌نژاد
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
9 دقيقه (Reading time)

این نوشتە را با این پرسش‌ها آغاز می‌کنم: واقعیت بحران‌های موجود در ایران چیست؟ آیا وجود حکومتی دیکتاتور کە اندیشە و پایگاە اجتماعی خود را از آیین تشیع گرفتە واقعیت بحران‌های ایران است؟! آیا با برقراری دمکراسی اکثریتی میتوان چالش‌های کنونی ایران را پشت سرگذاشت؟! آیا دنیای بعد از رژیم توتالیتر جمهوری اسلامی در ایران دنیای زیباتری خواهد بود؟ چگونە می‌توان بحران‌های ایران را پشت سر گذاشت؟ آیا ایران کشوری است کە تمام همسایەهایش با آن در دشمنی هستند و در تلاشند این کشور را با چالش روبرو کنند؟
می‌توان زنجیرە این پرسش‌ها را ادامە داد و البتە شاید برای هرکدام از این پرسش‌ها، جواب‌هایی هم باشد، حال کوتاە یا بلند، اما واقعیت طرح این پرسشها و جواب‌ها این است کە واقعیت بحران‌های موجود در ایران تابع یک بینش است و آن هم بینش "مرکز محور" با محوریت "ملت فارس" است که نخبگانش جدا از وابستگی فکری و سیاسی حتی بالاتر از منافع اقتصادی جمعی، بدون هیچ تعارفی رسما ادعا دارند کە باید همە پرسش‌‌ها درباره بحران‌های موجود در ایران بر اساس مسئلە " حفظ تمامیت ارضی" پاسخ داد شوند.

"حفظ تمامیت ارضی" در سپهر سیاسی ایران چە مفهومی دارد؟

نخبگان فارس در ایران در تلاشند با بکارگیری این اصطلاح جامعە را بە دو گروە خودی و غیرەخودی تقسیم کنند به طوری که مرز پرسش‌‌ها درباره چیستی، چرایی و چگونگی حل بحران‌ها و چالش‌های موجود در ایران را بر اساس آن تعیین کنند. بە زبان سادە در بطن اصطلاح "حفظ تمامیت ارضی ایران" این حقیقت نهفتە است کە ایران یک کشور متحدالشکل نیست، بلکە در مرزهای حاکمیتی کە در زیر سلطە رژیم کنونی ایران است، ملیت‌هایی هستند کە خواهان سهمی برای خود از این حاکمیت هستند و چون چنین سهمی می‌تواند بە مفهوم فراهم شدن زمینە اعلام استقلال این ملیت‌ها و تشکیل حاکمیت جداگانە باشد و همچنین بە معنای کاهش قدرت ملت فارس در حاکمیت نیز هست، پس هر جواب دهندەی بە پرسش چیستی ،چرایی و چگونگی حل بحران و چالش‌ها موجود در ایران باید قضیە ملت‌های موجود در سرزمین تحت حاکمیت ایران را مد نظر داشتە باشد. همین نگاە باعث شدە است در بسیاری از مواقع قضیە وجود ملیت‌های مختلف در سرزمین تحت حاکمیت ایران از طرف نظریەپردازان فارس خود بە عنوان "یک مسئلە" یا "یک مشکل" مطرح شود.

ملت یا چالش

برای مثال کارشناسان سیاسی فارس با بینش مرکزمحورانە از "مشکل کوردها" در ایران و گاهی هم از "مشکل کوردها در چهار کشور خاورمیانە" حرف بە میان می‌آورند اما در واقع تلاش می‌کنند وجود ملت کورد در سرزمین تحت حاکمیت ایران و خواستە این ملت دال بر داشتن حقوق ملی خود برای ایران "یک چالش"قلمداد کنند. اصطلاح "مشکل کوردها" بدین مفهوم است کە وجود ملیتی بە اسم کورد در سرزمین تحت حاکمیت ایران یک "مشکل" یا یک "چالش" است.
در سال‌های اخیر خصوصا بعد از انتفاضە جنوب کوردستان در سال 1991 اصطلاح "مشکل کوردها در خاورمیانە" و یا "مشکل کوردها در چهار کشور خاورمیانە" نیز در سپهر سیاسی ایران مطرح شد. این نوع نگاە برای سایر ملت‌های دیگر موجود در سرزمین تحت حاکمیت ایران وجود دارد، یعنی "مشکل عرب‌ها"، "مشکل بلوچ‌ها"، "مشکل آذربایجان" و غیره نیز در ایران مطرح است. پس بینش مرکز محورانە در سطح چیستی چالش‌های ایران معتقد است وجود ملت‌های مختلف در سرزمین تحت حاکمیت ایران و خواست ملی آنها را یک چالش است.
مبارزە ملت‌‌های تحت ستم در بسیاری از تحلیل‌ها بە عنوان عامل شکل‌گیری رادیکالیسم در مرکز قلمداد می‌شود. برای مثال در شمارە ١ ویژەنامە مجلە چشم‌انداز ایران در اسفند ١٣٨١ در مطلبی تحت عنوان "کردستان قابل کشف" آمده است: "با توجه به اين كه استان كردستان يك استان مرزی است و با توجه به اين كه در دوران‌هاي مختلف، ستم مضاعفی به كردها رفته و همە‌ مبارزاتشان هم بی‌نتيجه مانده،‌ با توجه به اين‌كه يك بخشی از كردستان در ايران است و بخش‌های ديگر در تركيه و عراق و سوريه قرار دارند و به‌طوركلی چهار كشور درگيرند و با توجه به دو قطبی كردن كاذب شيعه و سنی و اين كه هر اتفاقی در كردستان بيفتد به بخش‌های ديگر هم تسری پيدا می كند و از همه مهم‌تر با توجه به مسائلی كه در سال 57 در كردستان رخ داد و يك عده می‌گفتند اين سركوب محض است و عده ديگری می‌گفتند اين تقويت جناح راست است".
پارگراف فوق‌الذکر از طرف گردانندگان مجلە چشم‌انداز در مقدمە مصاحبە با عزت‌اللـە سحابی چاپ شدە است.
فعالین و احزاب سیاسی مرکز با غیرمشروع خواندن مبارزات ملیتها، آن یکی از دلایل اصلی استمرار دیکتاتوری در ایران و قدرتگیری جریانات رادیکال در مرکز می‌پندارند. البتە این مختص بە جریان خاصی و یا رژیم جمهوری اسلامی نیست، بلکە محمد رضا پهلوی آخرین شاە ایران در آخرین کتاب خود "پاسخ بە تاریخ"، سرکوب کوردها و آذربایجانی‌ها را از افتخارات خود و همسطح طرح موسوم بە "انقلاب سفید" یا "انقلاب شاە و ملت" پنداشته بود.
مطرح کردن مسئلە قدرت‌گیری جریانات دیکتاتوری یا بە قول گردانندگان مجلە چشم‌انداز ایران "جریانات راست" بە دلیل وجود مبارزات حق‌طلبی ملیت‌ها در عمل چراغ سبزی برای سرکوب این مبارزات است، چون در واقع آنها در پس این موضوع می‌خواهند بگویند عدم وجود این مبارزات بە منزلە عدم وجود یکی از دلایل اصلی قدرت‌گیری جریانات رادیکال در مرکز و شکل‌گیری دیکتاتوری است.
در بینش مرکزمحورانە مطرح نکردن خواست ملیتها ودر صورت مطرح کردن سرکوب و حذف کردن این خواست بە منزلە حذف یک بهانە قدرت گرفتن "راست‌ها" و در نتیجە عدم قدرت گرفتن آنها و شکل‌گیری دمکراسی است. لذا مسئلە "حفظ تمامیت ارضی ایران" در پاسخ‌ها بە تمام چالش‌ها در ایران از سوی این جریانات سیاسی مرکزگرا مطرح می‌شود.

بدی مسئلە "حفظ تمامیت ارضی" از سوی مرکزگرایان در چیست؟

بدی آن در این است کە کارشناسان و فعالان مرکزمحور بە آن معتقد نیستند کە برای "حفظ تمامیت ارضی ایران" باید راهکار احقاق حقوق همسان و هم‌سطح برای همه ملیت‌های ایران در نظر گرفت بلکە آنها بر این عقیدەاند کە برای تحقق مسئلە "حفظ تمامیت ارضی ایران" لازم است کە کلیە حقوق ملیت‌های غیرفارس را محدود کرد و مطالبات ملی آنان را سرکوب و حذف کرد. در عین حال در تعیین حدود حق شهروندی، آزادی مدنی، آزادی بیان و دمکراسی معتقدند که برای "حفظ تمامیت ارضی" هر کجا کە این اصل خدشەدار شود باید این آزادی و حقوق‌ محدود و سلب گردد. ملموسترین مثال معلق کردن اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی است که مخالفان اجرای آن (چه رژیم و چه اپوزسیون) بر این عقیدە بودند و هستند کە اجازە تحصیل زبان مادری مسبب فعال شدن "هویت قومی" می‌شود و این امر موجب بە خطر افتادن "تمامیت ارضی" می‌شود پس بهتر است این اصل معلق بماند.

ضرورت "وجود کنگرە ملیت‌های ایران فدرال"

تشکیل "کنگرە ملیت‌های ایران فدرال" نوعی اجماع بە حاشیەراندەشدگان از قدرت بر علیە تصاحبگران قدرت در ایران ضرورتی بود که اکنون باید تقویت شود تا ملیت‌ها و احزاب آنان بتوانند حقوق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی پایمال شده خود را در یک سیستم "فدرالیزم موزائیکی" متصور تحقق دهند و این فدرالیسم می‌تواند زمینە تحقق "دمکراسی توافقی" در ایران آینده باشد.

رژیم‌های دیکتاتوری ایران در 100 سال گذشتە و جریانات سیاسی و فکری موجود در مرکز نە تنها راهکاری برای حل چالش‌های سیاسی، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی ارائه نداده بلکە چیستی و چرایی شکل‌گیری چالش‌های مختلف را نیز بر اساس تقابل و ضدیت با حقوق همسان و هم سطح ملیت‌ها تعریف کردەاند و بدین شیوە زمینە شکل‌گیری بینشی بر اساس برتری منافع ملت فارس در ایران فراهم کردند. "کنگرە ملیت‌های ایران فدرال" می‌تواند راهکاری برای خروج از هژمونی این بینش باشد. این کنگرە باید واقعیت سیاسی و چالش‌های موجود در ایران را برای جامعە و مردم ایران و جامعە جهانی بر اساس منافع ملیت‌های موجود تبیین کند و بینش موجود کنونی کە بر اساس منافع ملیت فارس طراحی شدە را از متن بە حاشیە براند.
ایجاد "دمکراسی توافقی"در ایران بە تساهل و تسامح همه ملیت‌های موجود در ایران بستگی دارد، اما در صورت تداوم بینش کنونی کە تنها منافع ملیت فارس را مدنظر دارد نمی‌توان زیاد بە هرگونه دمکراسی امیدوار بود. تنها دمکراسی توافقی است که می‌تواند " تمامیت ارضی" را حفظ کند.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size