دستگاه ببو / شارلاتان یاب پراوداهای غربی چگونه کار می کند؟

دکتر مجید محمدی
دکتر مجید محمدی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
10 دقيقه (Reading time)

در این نوشته نخست به دو مورد از ببویی/شارلاتانی بوق​های تبلیغاتی (همان رسانه های سابق) در امریکا در جریان انقلاب ۱۴۰۱ اشاره می کنم. مورد اول انتشار خبری بود مبنی بر «در معرض اتهام محاربه و اعدام بودن حدود پانزده هزار معترض» در ایران. بعد بوق های تبلیغاتی برای هفته ها مشغول شدند به راستی آزمایی و تصحیح این خبر مبهم که «برای پانزده هزار نفر حکم اعدام صادر نشده است.» هیچ نیازی به تکذیب این خبر نبود چون در متن خبر چنین ادعایی نشده بود. آنها با این تکذیب عملا به مخاطبان خود پیام می دادند که نگران نباشند چون اعدامی در کار نیست. تکذیب این خبر را همه ی ببو/شارلاتانها آورده​اند.

خبر دوم این بیوهای دلال (نیویورک تایمز یا همان پراودای حزب دمکرات) این بود که حکومت اسلامی گشت ارشاد را تعطیل کرده است در حالی که از دو سال پیش حکومت منکر چنین نهادی است و نام گشت ارشاد را گذاشته اند «پلیس امنیت اخلاقی.» ببویی که خبر دوم را نوشته ایرانی الاصل نیست اما احتمالا اصل آن را در اینستاگرم یا توییتر ببو/شارلاتان​های ایرانی الاصل (مثل نگار مرتضوی یا فرناز فصیحی) دیده و بدان اعتماد کرده است. این ببو/شارلاتان​ها توجه نداشته​اند که در همان روز یک مرکز تفریحی به خاطر عدم رعایت حجاب توسط کارکنانش تعطیل شده است. انسیه خزعلی، معاون امور زنان و خانواده رئیس دولت در دانشگاه صنعتی شریف گفت: «من نگفتم گشت ارشاد نداریم، من گفتم چیزی به اسم گشت ارشاد نداریم؛ ما پلیس امنیت اخلاقی داریم.»

شبکه عربی زبان العالم، وابسته به بوق رسمی نظام، در مطلبی نوشت که سخنان محمد جعفر منتظری، دادستان کل کشور، به معنای تعطیلی گشت ارشاد نیست و «حداکثر برداشتی که از سخنان او می‌توان داشت این است که گشت ارشاد از زمان تاسیس مرتبط با قوه قضاییه نبوده است.» مسعود ستایشی، سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به سوالی در خصوص برخی اظهارنظرها از جمله اظهار نظر دادستان کل کشور و برخی از اعضای مجلس در رابطه با تعطیلی گشت ارشاد و نظر قوه قضائیه در رابطه با حجاب گفت: «بحث حجاب بحث یک قوه نیست و فرا قوه‌ای محسوب می‌شود و سه قوه باید بیایند و نشست برگزار کنند.» این ببو/شارلاتان​ها به جای گزارش خبرهای اصلی در مورد کشته ها و اعتراضات و فراخوان ها به این مسائل بی ربط و بازی های زبانی می پردازند.

چرا همکاری با ببو/شارلاتان​ها؟

این سوال حتما اذهان ایرانیان داخل و خارج کشور را خط خطی کرده است که چرا افرادی کم سواد نسبت به جامعه و سیاست ایران، شارلاتان، با درک اندک از ارزشهای بنیادین تمدن غربی و تهی از انسانیت و اخلاق مثل نگار مرتضوی، رعنا رحیم پور، ولی رضا نصر، الهام گرانمایه، رضا اصلان، تریتا پارسی، آزاده معاونی، جیسون رضائیان، فرناز فصیحی و توماس اردبرینک و مانند آنها تحت عنوان متخصصان ایران در رسانه های پر مخاطب غربی مثل نیویورک تایمز و واشنگتن پست مطلب منتشر می کنند و در شبکه های تلویزیونی و رادیویی مورد مصاحبه در مورد ایران قرار می گیرند. چرا در هر موضوعی عمدتا به افراد فوق و شبیه به آنها مراجعه می کنند؟

آیا در امریکا در حوزه ی ایران شناسی و مطالعات ایران قحط الرجال وجود دارد؟ ایا خبرنگار ایرانی منصف و حرفه ای در کشورهای غربی نیست؟ این گروه چه آموزش ها یا تجربیات و فعالیت هایی را از سر گذرانده​اند؟ چرا بخش قابل توجهی از متخصصان و آشنایان به مسائل ایران که عناوین دانشگاهی و در مورد ایران تالیف دارند در فهرست سیاه این رسانه ها قرار دارند؟ کافی است چند مطلب و مصاحبه از افراد ذکر شده را- بالاخص در مورد حوادث و مباحث کلیدی مثل ساقط کردن هواپیمای اوکراینی، برنامه ی اتمی، حقوق زنان، تحریم ها، مداخله در منطقه و تروریسم- بخوانید یا گوش دهید تا به عمق بی اطلاعی و مشاطه گری آنها برای سیاست ها و برنامه های جمهوری اسلامی و دلبستگی به یکی از جناح​ها و گفتمان​های اسلامگرایی پی ببرید.

دلیل به کار گیری

این که این گونه افراد برای کار انتخاب می شوند پنج دلیل دارد:

۱. رسانه‌​های امریکا نه تنها در مورد ایران بلکه به طور کلی در طی دو دهه​ی اخیر به بوق های تبلیغاتی دمکرات​ها و چپ تبدیل شده‌​اند و اصولا توجهی به کیفیت کار همکاران خود ندارند. چپ نیز از چپ میانه به چپ تمامیت خواه و ضد آزادی گذر کرده است. افراد حقه باز و چند چهره که این موضوع را تشخیص دهند به سرعت می توانند به این رسانه​ها راه پیدا کنند. کریستین امانپور، سوزان مالونی، توماس فریدمن، فرید زکریا و باربارا اسلیوین بهتر از افرادی که نام بردم نیستند. آنها از افراد ذکر شده بیسوادتر نسبت به مسائل خاورمیانه و ایران، حقه بازتر و دو دوزه بازترند. این افراد حتی پس از سرقت مطالب از دیگران، دروغگویی بارز و لاس زدن با دیکتاتورها بر سر کار خود می مانند.

۲. مدیران شارلاتان این رسانه ها یک دستگاه ببو/شارلاتان یاب دارند. هر که سطح ببویی و شارلاتانی​اش بالاتر باشد راحت تر در این رسانه‌​ها به عنوان همکار انتخاب می شود. میزان اطلاع جامعه ی امریکا از ایران را با میزان ببویی و شارلاتانی اینها می توان سنجید. آنها که از سطح پایین اطلاعات جامعه ی امریکا در مورد مسائل ایران می نالند باید علت آن را در ببویی و شارلاتانی (غیر حرفه ای بودن) این افراد جستجو کنند.

۳. افراد فوق به دلیل نزدیکی با لابی جمهوری اسلامی در دوران اوباما به رسانه های امریکا که دلشان برای تیم اوباما غش می رفت تزریق یا حمایت شدند. اوباما می خواست بدن دردسر با آخوندها توافق اتمی امضا کند و از این جهت از این ببوها/شارلاتان​ها برای پیشبرد اهدافش بهره گرفت و هر که ببو و شارلاتان نبود حذف شد.

۴. عامل دیگر در انتخاب اینها وجود و عمق سه ویژگی بنیادی جمهوری اسلامی در شخصیت اینهاست: ضدیت با امریکا، دشمنی با اسرائیل و همدلی با اسلامگرایی و عناصر معرف آن مثل حجاب و هویت مذهبی و سیاست مذهبی (اقتدارگرایی و تمامیت خواهی). اگر بی بی سی فارسی مدام به آقازاده های سروش و کدیور همانند علیزاده و مهاجرانی تریبون می دهد علت در بی نظیر بودن دانش آنها در باب اسلام و ایران نیست؛ علت در سه ویژگی فوق است. تنفر از فرهنگ آزادیخواهانه، حاکمیت قانون، آیین دادرسی، برابری در مقابل قانون و سکولاریسم در سخنان اینها موج می زند.

۵. این افراد همانند ویراستاران رسانه های غربی عمیقا به فرهنگ حذف باور دارند و برای افراد مخالف خود پرونده سازی می کنند. از نظر دیگر مشخصه ها مثل بی تفاوتی به نقض حقوق دیگران، کشتارهای جمعی، فقر و فلاکت، فساد و سوء استفاده از منابع عمومی اینها بسیار شبیه به همکاران دیگر خود در این رسانه​ها هستند. حساسیت آنها بیشتر به ضمیرهای افراد، رنگ پوست، هویت جنسی و جنسیتی، سقط جنین، تنوع نژادی و سهمیه بندی در محیط​های کاری و تحصیلی است. به همه ی مسائل عالم نیز از این دریچه ها نگاه می کنند. کارکنان این نهادها که اسم خبرنگار نمی توان بر آنها نهاد عاشق ظریف و خامنه ای هستند چون مثل آنها جامعه ی غربی را نژاد پرست می دانند و برای جرج فلوید اشک می ریختند.

برای پی بردن به سطح ببویی و شارلاتانی این افراد می توانید حدود پنج سال روزنامه ی کیهان تهران را ورق بزنید و ببینید این روزنامه از کدام مطالب رسانه های غربی با ولع و اشتیاق یاد کرده و آنها را باز نشر می کند و در مقابل به کدام دسته از مطالب و نویسندگان و گویندگانشان ناسزا می گوید. کیهان و فارس مواضع افراد فوق که خود را برای مهم نشان دادن تبعیدی معرفی می کنند (بدون یک ساعت کار در ایران و بدون هیچ گونه پرونده در کشوری که برای یک توئیت افراد را بازداشت می کنند) بدون انتقاد نقل قول می کنند.

رسانه های امریکا به دلیل ببو و شارلاتان بودن و همکاری با افرادی از جنس خود مدام اعتبارشان را در سطل زباله می اندازند. داستان انحلال گشت ارشاد همان کاری را که نادیده گرفتن لپ تاپ هانتر بایدن یا همکاری ترامپ و روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ با آنها کرد در حوزه​ی سیاست خارجی با آنها خواهد کرد.

ببو/شارلاتان​ها چه می خواهند؟

آنها می خواهند دیگ جمهوری اسلامی بجوشد تا منافعی که از این رژیم نصیب شان می شود ادامه پیدا کند. نگار مرتضوی در دیدار با ظریف برای رضای الهی لچک بر سرش نمی اندازد و تریتا پارسی برای رضایت خلق خدا پادویی ظریف را در ژنو انجام نمی داد. پادوهای لابی ج.ا. می خواهند انحصار خبر رسانی و تحلیل شرایط ایران را داشته باشند تا مدام مورد توجه رسانه​ها، اندیشکده​ها و دانشگاه​های غربی قرار گیرند و از کمک​های دولتی برخوردار شوند.

بازی با کارت هویتی

ببو/شارلاتان​ها هویت های متنوعی دارند. اما نکته ی بسیار جالب آن است که زنان این جمع با فرافکنی و بازی با کارت هویت جنسیتی هر گونه انتقاد از خود را به زن بودنشان و زن ستیز بودن منتقدانشان ربط می دهند بدون توجه به سابقه ی دراز همنوایی با بوق های تبلیغاتی نظام کودک کش و جبار اسلامی. اینها توجه نمی کنند که در میانشان مردان تهی مغز و مشاطه گر (مثل مسعود بهنود و محمد منظر پور) نیز وجود دارد و صادرات آنها به زن بودنشان راجع نیست. فاحشگی سیاسی برای رژیم اسلامی اصولا موضوعی زنانه نیست.

منبع: گویا نیوز

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size