گزارش تحقیقی در مورد خودکشی مشکوک زندانیان سیاسی بعد از آزادی از زندان

عاطفه اقبال
عاطفه اقبال
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
8 دقيقه (Reading time)

خودکشی زندانیان سیاسی بعد از آزادی، در جریان انقلاب جاری در ایران، موضوع مهمی است که باید به آن بفوریت پرداخته شود. در طی دو هفته گذشته، دو نفر به فاصله چند روز بعد از آزادی از زندان خودکشی کردند.

- یلدا آقا افضلی ۱۹ ساله، روز ۴ آبان حوالی میدان انقلاب در تهراندستگیر و به زندان قرچک منتقل میشود. او یکروز بعد آزاد می شود. بر اساس فایل صوتی که توسط دوست یلدا منتشر شده، او اظهار خوشحالیمیکند که با وجود فشارهای بازجویان مقاومت کرده و اظهار پشیمانینکرده است. عکس وی در روز آزادی که با بلند کردن دو انگشت علامتپیروزی نشان میدهد، هیچ اثری از افسردگی ندارد. ساعت سه بامداد روز۲۰ آبا ن خانواده یلدا با پیکر بی جان او در اطاقش مواجه می شوند. رسانه های جمهوری اسلامی از قول پزشکی قانونی اعلام میکنند، نتایجآزمایش سم شناسی نشان میدهد که یلدا به دلیل مصرف بالای مواد مخدر از دنیا رفته است، در حالیکه یلدا هیچگونه مواد مخدری مصرف نمی کرده. مراسم خاکسپاری یلدا در محاصره شدید نیروهای سرکوب انجام میشود.

- اواخر آبان ماه، عرشیا امامقلی زاده، ۱۶ ساله در هادی شهر واقع در آذربایجان شرقی، به اتهام عمامه پرانی دستگیر میشود. او را یک روز در زندان هادی شهر و ده روز در زندان نوجوانان تبریز نگه می دارند. در این مدت خانواده هیچ خبری از فرزندشان نداشتند. پس از ده روز عاقبت باتلاشهای خانواده به قید وثیقه آزاد میشود. عرشیا بعد از آزادی بهدوستانش می گوید: " شبها به ما قرص می دادند. ما را شکنجه کرده و باباتوم به پاهایمان می زدند." عرشیا دو روز بعد از آزادی خودکشی می کند. یک منبع نزدیک به خانواده میگوید: "پس از خودکشی عرشیا، مامورانجمهوری اسلامی به خانه هجوم آورده و تهدید کردند که اگر صدایتاندربیاید، اتفاق بدی برایتان خواهد افتاد". مراسم تشییع جنازه او در روز ۶آذر، تحت محاصره شدید سپاه پاسداران برگزار میشود.

- عاطفه نعامی ۳۷ ساله که در اعتراضات بصورت فعال حضور داشت، در اواسط آبان ماه ناگهان ناپدید می شود. بعد از هشت روز خواهر زاده او،پیکر بیجان عاطفه را در تراس خانه اش واقع درعظیمیه کرج، روی یک قالیچه در حالی که پتو روی سرش کشیده شده و شلنگی که به شیر گازوصل و در نزدیکی دهانش بوده، پیدا میکند. روی بدن عاطفه آثار شکنجه داشته. پیکر او توسط نیروهای امنیتی که اعلام میکنند، عاطفه خودکشی کرده، روز هفت آذر ماه با عجله فقط با حضور چند تن از اعضای خانوادهبه خاک سپرده می شود تا از هر گونه تحقیق و کنکاشی در خصوص مرگ او جلوگیری شود.

- مینا یعقوبی ۳۳ ساله، مربی باشگاه ورزشی و مادر یک دختر ۱۲ ساله،اوایل نوامبر در اعتراضات شهر اراک دستگیر میشود. قوه قضائیهجمهوری اسلامی اعلام میکند که او به علت مشکلات روانی دو بار در زندان خودکشی کرده و به علت پرتاب خودش از پنجره سلول، صورتشزخمی شده است. خانواده اش می گویند، چنین چیزی امکان ندارد و مینا قبل از رفتن به زندان به لحاظ جسمی و روانی کاملا سالم بوده و حکومت بااین خبرها قصد دارد او را بکشد. او امروز با تلاشهای خانواده اش باگذاشتن وثیقه آزاد شد. آنها می گویند که تمام بدن مینا بر اثر شکنجه کبود شده است.

موارد دیگری داریم که زندانیان آزاد شده بخصوص زندانیان کم سن و سالها می گویند، جلوی ما تریاک و قرص می انداختند و میگفتند، "بایدبخوری تا آروم بشی و دیگه تظاهرات نری". اثرات این قرص هایروانگردان کاملا بر روی افراد مشخص است. خودکشی ها میتواند آثار این داروها باشد. موارد دیگری مثل تجاوز در زندان و شکنجه های روانی میتواند عوامل دیگر این خودکشی ها باشد.

سئوال این است: ترکیب داروهایی که به زندانیان داده میشود چیست؟ چراآنها را ناچار به مصرف این داروها میکنند؟ چه رابطه ای بین مصرف این داروها و خودکشی جوانان وجود دارد؟ در درون زندانهای جمهوری اسلامی چه میگذرد تا جوانان و نوجوانانی که قبل از دستگیری سرشار اززندگی بوده اند، بلافاصله بعد از آزادی خودکشی میکنند؟ در هر صورت این موارد فقط یک خودکشی نمی تواند باشد بلکه از یک جنایت سازمانیافته حکومتی پرده برمیدارد.

من از خانواده ها می خواهم که بعد از آزادی بچه هایشان از زندان تامدتی بسیار مراقب آنها باشند و بلافاصله آنها را نزد یک پزشکمتخصص برده و از آنها آزمایش خون بگیرند. اما با تمام این اقدامات تامدتها این نفرات را به هیچ وجه نباید تنها گذاشت.

به گفته بعضی از دستگیر شدگان قیام سال ۹۸ ،موضوع قرصها و داروهایی که به زندانیان داده میشود، جدید نیست. اما این داروها قبلا در دراز مدت عمل میکرده اما امروز از داروهای قویتر با اثر سریعتر استفادهمیشود که عوارضی چون افسردگی شدید، نا امیدی، آشفتگی فکری وتوهم ( پارانویا )، بی حسی و یا از دست دادن قدرت تکلم را دربر دارد. باید زندانیان در این رابطه با هوشیاری از مصرف هر گونه قرص و داروییکه توسط زندانبان به آنها داده می شود، خودداری کنند.

لیست زندانیایی که بلافاصله بعد از آزادی، خبر خودکشی آنها بیرون می آید در حال طولانی شدن است.

چند نفر در توئیتر برای من نوشته اند که اطرافیانشان پس از خروج اززندان دیگر با کسی صحبت نمی کنند. این در مورد اتفاقاتی که برایزندانیان در بازداشت می افتد، بسیار هشدار دهنده میباشد.

وقتی این موضوع را در توئیتر مطرح کردم. شهادت های زیادی دریافتکردم که برخی از آنرا در ذیل می آورم:

- پسر عمویم دستگیر شد، میگوید یادش میآید که به او قرص داده اند، او بعد از زندان چند بار در راه بازگشت از محل کار از حال رفته و در حال حاضر تحت معالجه متخصص مغز و اعصاب میباشد. دکتر تائید کرده که دوز بالایی از دارویی که نمیداند چیست، به او دادهشده است.

- در سال ۱۹ یکی از دوستانم دستگیر شد. حتی بیست روز پس از آزادیو پس از بازگشت به سرکارش، او هنوز با ما صحبت نمیکرد. ما در مورد آن صحبت نمی کنیم، همه او را همینطور پذیرفته ایم.

- چند پزشک تأیید می کنند که در بازجویی ها به زندانیان پتاسیمتزریق کرده اند! این تزریق نوعی جنون مغزی ایجاد می کند.

- دایی من در سال ۸۸ دستگیر شد، حتی بعد از گذشت یک هفته ازآزادی به لحاظ روانی بهم ریخته بود. او در زندان شاهد تزریق بهزندانیان بوده است.

- بعضی پزشکان می گویند که آنها مدتها است به خودکشی های بعد از دستگیری مظنون هستند. و توصیه میکنند که زندانیان آزاد شدهُبلافاصله تحت آزمایش و درمان قرار گیرند.

در سالهای اخیر، در بسیاری از موارد، مقامات جمهوری اسلامی مدعی خودکشی زندانیان شده و یا سعی کرده اند، مرگ آنها را به سکته یا بیماری ربط داده و طبیعی جلوه دهند. این در حالی است که خانواده ها چندین بار در مصاحبه با رسانه ها از حذف سیستماتیک فرزندان خود در زندان های جمهوری اسلامی بر اثر شکنجه و یا عدم اجازه دسترسی بهامکانات پزشکی سخن گفته اند.

من همچنین می خواهم شهادت شخصی خودم را در این رابطه ارائه دهم. در سال ۱۳۶۰ در زندان اوین بودم. پس از کوبیدن مکرر سرم به دیوارتوسط شکنجه گری بنام مجتبی حلوایی، دچار تشنج و سردردهای شدید شدم. در بهداری زندان به من دارویی تزریق کردند که تحت تأثیر آن مداوم خواب آلود و بی قرار بودم. سپس به عنوان تنبیه به زندان قصر منتقل شدمو به بهانه معالجه آمپول زدن را ادامه دادند. بعد از مدتی تزریق را قطع کرده و من متوجه شدم که معتاد شده ام. زندانیان مواد مخدردر زندان بهمن در رابطه با علائم اعتیاد هشدار دادند. تا زمانی که بتوانم از این اعتیادرهایی پیدا کنم، ناراحتی های زیادی را که به مثابه شکنجه بود، تحمل کردم.

برای همین است که من کاملا درک می کنم که در زندان های آیت الله ها چه میگذرد. به همین دلیل است که خواستار گشودن یک پرونده برای تحقیق و جمع آوری شهادت های شاهدان عینی می باشم.

منبع: ایران گلوبال

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size