سخنان مولوی عبدالحمید و جمعه‌های اعتراضی در بلوچستان

علی حیدری
علی حیدری
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
4 دقيقه (Reading time)

از روزهای آغازین اعتراضات سراسری مردم ایران علیه حکومت دیکتاتوری ولایت مطلقه فقیه، بلوچستان شاهد حضور اعتراضی مردم شجاع این خطه بوده است.

اما ادامه این حضور دامنه‌دار بدون شک دارای دو شاخص مهم بوده که یکی سخنان شجاعانه و انتقادآمیز مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، امام جماعت مسجد مکی زاهدان و دیگری حمایت گروه‌ها و عشایر بلوچ از ایشان و اعتراضات مردمی است.

در بولتن افشاشده از خبرگزاری امنیتی «فارس» توسط گروه هکری «بلک ریوارد» هم با آگاهی از نقش پیشاهنگی مولوی عبدالحمید در دفاع از خیزش سراسری مردم ایران و حمایت از حقوق مردم بلوچ، بر تخریب و «آبرو زدایی» از ایشان به دستور علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی تاکید شده است.

مولوی عبدالحمید با این که چهره‌ای مذهبی است و وجود یک حکومت اسلامی در ایران حداقل می‌تواند به تقویت جایگاه شخصی او کمک کند، با این حال او با آگاهی از شرایط کشور و بلایی که حکومت دیکتاتوری دینی بر مردم ایران به‌ویژه ملیت‌ها و قومیت‌ها آورده، به رسالت انسانی خود (چه از بعد مذهبی و چه از بعد ملی و میهنی) عمل کرد و جبهه مردم و انتقاد از سلطه ستمگران را برگزید.

در مقام مقایسه با دیگر روحانیون حاضر در کشور، که بسیاری با رندی تا مشخص‌شدن چشم‌انداز وضعیت کنونی سکوت را بر هر کنشی ترجیح داده‌اند، سخنان هفتگی این روحانی شجاع، قابل تقدیر و ستایش است.

مولوی با حفظ موقعیت خود به عنوان مدافع حقوق بلوچ‌های ستمدیده و محذوف از روند قدرت و ثروت و موقعیت، و با آگاهی از خلا وجود روحانیون آزادیخواه در کشور (یا حداقل کم بودن تعداد آنها)، به مبارزه خود علیه ستم، ابعاد ملی بخشید و جدا از سرنوشت خیزش کنونی، با تبدیل تریبون نماز جمعه به منبر حمایت از مردم، نام خود را در تاریخ به عنوان مخالف استبداد دینی ثبت کرد.

این که اغلب روحانیون عرب اهوازی در این بزنگاه تاریخی و پیچ تعیین‌کننده سرنوشت سیاسی در ایران، طرف دیکتاتوری سیاه مذهبی را گرفتند نیز در تاریخ ماندگار خواهد شد، به‌ویژه آنانی که عضو مجلس خبرگان بوده و پیشتر یا با دفاع کور از خامنه‌ای یا با نامیدن معترضان به کسانی که شکمشان سیر است و به دنبال فساد و ولنگاری در جامعه هستند، به مخالفت صریح با تغییر وضع موجود پرداختند.

نکته مهمتر این که سران عشایر بلوچ هم نشان دادند که به‌رغم موقعیت سنتی خود در جامعه، به جایگاه تاریخی خود در حمایت از خیزش سراسری و رهبری و پیشاهنگی مولوی عبدالحمید آگاه هستند و با قدرت تمام برابر نظام فاشیستی ولایت فقیه برای آسیب و تخریب به این شخصیت سیاسی ایستاده‌اند.

اقدام آنها در بستن معدن طلای تفتان و اخراج عوامل و شرکت‌های وابسته به سپاه و بیت خامنه‌ای از این معدن، و امضای میثاق حمایت از مولوی عبدالحمید عملا نشان از آگاهی سیاسی و اقدامات هوشمندانه سران عشایر بلوچ داشت.

رفتار مولوی عبدالحمید و سران عشایر بلوچ همچنین آگاهی و حمایت مردمی از مواضع پیشرو رهبران بلوچ، منطقه بلوچستان را به یکی از مهمترین کانون‌های انقلاب نوین مردم ایران تبدیل کرده است.

این که چرا شیوخ عرب اهوازی نتوانستند به جایگاه مشابهی دست یابند، بدون شک نیاز به تحلیلی جامعه شناختی دارد اما عجالتا باید گفت که قریب به اتفاق آنها در شرایط کنونی به موقعیت تاریخی خود به عنوان‌ «حافظان وضع موجود» و «حامیان قدرت مسلط» وفادار ماندند.

تاریخ معاصر مردم عرب البته شاهد حضور شیوخ شجاع مانند «حیدر الطلیل» یا «محی الزیبگ» یا «محی‌الدین آل‌ناصر» بوده است اما بدون شک اینان استثنایی بر قاعده بودند و دقیقا به همین دلیل هم نام آنها در تاریخ مبارزات سیاسی مردم عرب اهواز جاودانه شد.

شرایط انقلابی کنونی در ایران امروز هم نیازمند شخصیت‌های شجاع و استثنایی است تا با فهم موقعیت عینی، تاریخ‌ساز شوند نه این که با حضور علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در اهواز و پرداخت مبلغ 500 میلیون تومان به شیوخ حاضر در جلسه مشترک با وی، موقعیت تاریخی خود را به حکومت دیکتاتوری ولایت فقیه بفروشند.

باری، تجربه در حال گذار در بلوچستان مدرسه‌ای آموزنده برای همه آزادیخواهان است که نشان می‌دهد فهم موقعیت انقلابی و درک این موقعیت از سوی نخبگان (چه سنتی و چه مدرن) هم به وحدت درون قومی منجر می‌شود و هم پشتوانه‌ای برای تغییرات بنیادین در سراسر ایران خواهد بود.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید