عرب‌های اهواز چگونه می‌توانند بر «بحران نمایندگی» غلبه کنند؟

علی حیدری
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size

هم اکنون جامعه عرب اهواز با بحران و چالشی به نام «بحران نمایندگی» روبرو است. این بحران بازتاب‌ شرایطی است که گروهی اجتماعی یا ملیتی تحت ستم از وجود شخص/گروه/نهادی که توانایی انعکاس و پیگیری خواسته‌های آنها را درون کشور یا در سطح بین‌المللی داشته باشد، محروم‌اند.

خیزش کنونی سراسری در ایران به‌خوبی چنین خلائی را در جامعه عرب اهواز آشکار کرد.

باید تاکید کرد که موانع شکل‌گیری «نمایندگی» یا «مرجعیت‌های سیاسی/اجتماعی» در جامعه عرب اهواز به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند:

اول این که به‌دلیل ساختار تمامیت‌خواهانه نهاد دولت در یکصد سال اخیر به‌ویژه طی حاکمیت نظام دیکتاتوری مذهبی در این چهل و چهار سال، هر گونه مرجعیت‌سازی به عنوان رقیب دولت و نهادهای آن پنداشته می‌شد. حاکمیت‌های سیاسی در ایران، شکل‌گیری نهادهای مستقل، تشکل‌یابی و سازماندهی را امکانی برای آگاهی‌بخشی مردم و طرح هدفمند ‌و سازمان‌یافته خواسته‌های آنها محسوب می‌کردند. به همین دلیل و با هدف محو تفاوت‌ها و هویت‌های گوناگون، حکومت مانع ایجاد تشکل/نهاد/موسسه‌های مرجعیت‌ساز مستقل و غیر حکومتی در کشور شده است.

دوم آن که موانع درونی در جامعه عرب اهواز نیز از شکل‌گیری نهاد/مرجعیت‌های سیاسی و اجتماعی مدرن جلوگیری بعمل آورده است. از جمله این موانع می‌توان به آداب و سنن قبیله‌ای، مذهب و فرهنگ مردسالار/پدرسالار اشاره کرد.

قبیله خود را یک سامان اجتماعی تاریخی می‌پندارد که هر گونه نهاد سازمان‌دهنده مدرن را هم رقیب و هم فاقد اصالت می‌داند. مذهب نیز با هرگونه مرجعیت نوین که مشروعیتی زمینی داشته و همه چیز را قابل تغییر و یا قابل بازتعریف بر اساس شرایط زمانی و مکانی می‌داند، مرزبندی دارد. مردسالاری نیز روابط اجتماعی را عمودی و از «راس به زیر» دانسته و ارزش‌ها و موقعیت‌های اجتماعی را بر اساس چنین ترتیب هرمی تعریف می‌کند.

اما فقدان نمایندگی/مرجعیت در جامعه عرب اهواز باعث شده تا در بزنگاه‌های مهم سیاسی اجتماعی نتوان حضور معناداری داشت و شرایط عینی را به سود خواسته‌های مردم تغییر داد.

مهمترین کارکرد نماینده/مرجعیت سیاسی اجتماعی به‌ویژه در جامعه‌ای که عامدانه به حاشیه رانده شده ‌و در وضعیت اقلیت نگه داشته شده است، هم‌افزایی توانایی‌های فردی و جمعی، تلاش برای تبلور و کانالیزه‌کردن مطالبات، اولویت‌بندی و نمایندگی خواسته‌های مردمی و کوشش جهت تحقق همه یا بخشی از این خواسته‌ها است.

هم‌اکنون می‌توان لیست بلندبالایی از مشکلات و خواسته‌های مردم عرب اهواز را ردیف کرد اما پرسش این است که چگونه باید این مطالبات را اولویت‌بندی کرد؟ با چه مکانیزمی و توسط چه نهاد/گروه/مجموعه‌ای باید طرح و تحقق این خواسته‌ها را پیگیری کرد؟

در چنین لحظه‌ای است که «بحران نمایندگی» در جامعه عرب اهواز خودنمایی می‌کند و فقدان آن در مرحله انقلابی کنونی کشور احساس می‌شود.

با این حال، امکانی در شرایط حال حاضر ایجاد شده تا مرجعیت/مرجعیت‌هایی برای نمایندگی خواسته‌های متراکم‌ مردم عرب اهواز همراستا با مطالبات انباشته دیگر مردم ایران شکل بگیرد.

نمی‌توان شرایط کنونی کشور و وضعیت مردم عرب اهواز را دید اما موضعی «لاابالی» و به اصطلاح «بی‌طرفانه» اتخاذ کرد و همه چیز را به «شانس و قضا و قدر» ارجاع داد.

عجالتا برای ایجاد نمایندگی/مرجعیت با توجه به وضعیت کنونی و چالش‌های درونی جامعه عرب چند شاخص پیشنهاد می‌شود:

1- مدل نمایندگی سیاسی سنتی مانند احزاب ناکارا و ویترینی کنونی توانایی درک شرایط، همراهی با حوادث و ایجاد تحرک در جامعه عرب اهواز را نداشته و نباید در این مرحله تجربه شکست خورده آنها مجددا تکرار شود.

2- تقسیم‌بندی‌ها و مرزبندی‌های سیاسی پیشین در مرحله کنونی نمی‌توانند به پیشبرد خواسته‌های مردم عرب کمک کنند. این بدان معنا نیست که همه تحت نام یک نهاد یا مرجعیت جمع شوند و تنوع‌ درونی جامعه عرب نادیده گرفته شود، بلکه با توجه به شرایط کشور و مطالبات مردم، مرزبندی‌های جدیدی مثلا بر اساس مسئله آزادی، دموکراسی، حقوق هویتی، حقوق زنان و دیگر مفاهیم جهان‌شمول، شرکای سیاسی انتخاب و مرجعیت‌ها شکل بگیرند.

3- باید به این امر باور داشت که عرب‌ها به تنهایی و بدون همیاری و هماهنگی با دیگر نیروهای تاثیرگذار در جامعه ایران نمی‌توانند حتی حداقلی از حقوق مشروع خود را محقق کنند. به همین دلیل هر نماینده/مرجعیت باید برنامه مشخصی جهت همکاری عملی با این نیروها داشته باشد. منظور در اینجا نیروهایی است که به حقوق مردم عرب باور داشته و موضع روشنی نسبت به خواسته‌های آنها داشته باشند.

4- خیزش کنونی در ایران نشان داد که گذر از تقسیم‌بندی «داخلی/خارجی» که جمهوری اسلامی برای ممانعت از همپوشانی نیروهای داخل و خارج از کشور بر آن اصرار می‌کرد، می‌تواند باعث آزادسازی انرژی جنبشی فراوانی شود و به انزوای هر چه بیشتر نظام دیکتاتوری حاکم بیانجامد. نمایندگی/مرجعیت جدید در جامعه عرب اهواز باید از این دوگانه ساختگی جمهوری اسلامی فراتر رود و در شرایط امتناع فعالیت سیاسی مستقل در داخل، از طریق نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های جهانی به طرح و پیگیری حقوق مردم عرب اقدام کند.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم