اقدمات هماهنگ امنیتی برای ممانعت از حضور اهوازی‌ها در خیزش سراسری

علی حیدری
علی حیدری
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
6 دقيقه (Reading time)

در حالی که اهواز و دیگر شهرهای منطقه طی اعتراضات سراسری کنونی شاهد تحرک انقلابی کمتری نسبت به دیگر شهرها و مناطق ایران است، با این حال مقامات محلی و کشوری اقدامات بازدارنده و نسبتا شدیدی علیه مردم و فعالان سیاسی اجتماعی عرب در پیش گرفتند.

طی روزهای گذشته چندین اتفاق متوالی و مرتبط با هم رخ داده که بدون شک با رویکردی امنیتی و با هدف ارعاب و ممانعت اهوازی‌ها از حضور انقلابی در روند اعتراضی رو به رشد در کشور بوده است.

1- در حالی که کشور در التهاب خیزش سراسری است و روز به روز به موج این خیزش افزوده می‌شود، منطق حکم می‌کند که حاکمیت به‌دنبال عدم تحریک مردم و معترضان باشد، با این حال دستگاه قضایی ایران که عملا به بازوی اعدام و زندان نهادهای امنیتی تبدیل شده، شنبه 30 مهر 1401 «عباس دریس»، از زندانیان مرتبط با اعتراضات آبان 98 ساکن شهر جراحی از توابع شهرستان معشور (ماهشهر) را به اعدام محکوم کرد.

معشور شاهد یکی از هولناکترین جنایات تاریخ جمهوری اسلامی موسوم به «کشتار نیزار» در آبان 98‌ بود که طی آن‌ صدها شهروند این شهر با دوشکا قتل‌عام شدند. با این حال، رژیم ولایت مطلقه فقیه احتمالا با منطق ارعاب و زهر چشم گرفتن، اقدام به صدور حکم اعدام عباس دریس کرده تا طبق دیدگاه امنیتی غالب در منطقه، هزینه گزاف اعتراض در بزرگترین منطقه صنعتی ایران را به مردم آنجا یادآوری کند.

2- علی دهقانی، رئیس کل دادگستری خوزستان سه‌شنبه 3 آبان اظهار کرد که کیفرخواست 105 پرونده دستگیرشدگان حوادث اخیر در این استان صادر و به محاکم قضایی استان ارسال شده است.

این در حالی است که به گفته فعالان اهوازی، از آغاز اعتراضات سراسری اخیر صدها نفر از فعالان زن و مرد در بسیاری از شهرهای استان بازداشت شدند. معلوم نیست اگر مردم عرب به روند انقلابی نپیوستند چرا این تعداد از فعالان آنها بازداشت شده و مقامات به دنبال مجازات سریع آنان هستند؟

3- دستگاه‌های امنیتی البته فقط به دستگیری فعالان اکتفا نکردند بلکه در اقدامی جنایتکارانه چندین فعال عرب که سوابقی در اعتراضات پیشین در منطقه داشته‌اند را زیر شکنجه به قتل رساندند. در این رابطه تاکنون قتل عماد حیدری، مهدی فرحانی و علی باوی تایید شده است.

4- قوه قضائیه ایران همچنین سه‌شنبه 3 آبان تنها یک روز پیش از چهلم قیام سراسری مردم ایران، آخرین جلسه دادگاه نمایشی «حبیب فرج‌الله چعب» معروف به «حبیب اسیود» دبیرکل گروه «النضال» را برگزار کرد.

قاضی دادگاه بر اساس «اقاریر»، اسیود را به «افساد فی الارض از طریق تشکیل گروهک تروریستی» و «انجام اقدامات تروریستی به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی» متهم کرد. برگزاری آخرین جلسه این دادگاه در زمان کنونی حاوی پیامی روشن بود مبنی بر این که هر گونه فعالیت علیه جمهوری اسلامی هزینه‌ای بسیار گزاف برای عرب‌ها خواهد داشت.

5- قرارگاه خاتم، از بازوان مالی وابسته به سپاه پاسداران که مدیریت بقایای ساختمان نیمه ویران «متروپل» را به دست گرفته بود، چهارشنبه 4 آبان به تخریب بخش دیگری از این ساختمان اقدام کرد تا هم چهلم خیزش سراسری مردم ایران را تحت تاثیر قرار دهد و هم مردم‌ عبادان (آبادان) را مرعوب کند.

6- ابراهیم قنبری، رئیس سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری اهواز هم چهارشنبه 4 آبان اعلام کرد که وقوع حادثه انفجار در کارخانه شارژ اکسیژن اهواز 4 کشته و یک مصدوم برجا گذاشت. این اقدام همزمان شد با ویران‌کردن بخشی از ساختمان متروپل و حمله برنامه‌ریزی شده به مردم عادی در «شاهچراغ» در شیراز.

این اقدامات اگر تا پیش از این بخشی از مردم را تحت تاثیر قرار می‌داد و شماری از شهروندان روایت جمهوری اسلامی مبنی بر ایجاد ناامنی توسط گروه‌های «تکفیری و تجزیه‌طلب» را می‌پذیرفتند، هم اکنون این سناریوسازی کاملا برملا و نخ‌نما شده است و انجام این جنایات توسط سپاه به افزایش بیشتر خشم عمومی منتهی می‌شود.

با این وجود، انفجار شرکت اکسیژن در اهواز بر اساس این رویکرد صورت پذیرفته که این «ناامنی‌ها» پیامد درگیرشدن نهادها و نیروهای امنیتی برای کنترل اعتراضات است ‌و اگر قیام کنونی به اهواز سرایت کند، این منطقه شاهد افزایش این دست از انفجارها خواهد بود.

این که چرا در شرایط بسیار نامستقر و ملتهب کنونی، چنین اقدمات ریسک‌پذیری در این منطقه انجام می‌شود، گویای آن است که نهادها و مقامات امنیتی، از پیامدهای حضور انقلابی مردم عرب در شرایط کنونی بیم و واهمه بسیاری دارند.

طبق تحلیل سازمان‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی، با این که اهوازی‌ها تاکنون آن گونه که انتظار می‌رفت در خیزش کنونی مشارکت نداشته‌اند، اما شرایط ذهنی برای پیوستن آنها به قیام سراسری مردم ایران کاملا آماده است.

به باور نهادهای امنیتی محلی، مردم عرب اهواز به‌دلیل تبعیض عامدانه، انکار هویت فردی و جمعی، ایجاد فقر و بیکاری هدفمند، محرومیت از ثروت‌های منطقه، ویرانی سیستماتیک محیط زیست و برخورد خشونت‌آمیز حکومتی با همه خواسته‌ها و مطالباتشان، چنان پتانسیل اعتراضی بزرگی درونشان نهفته است، که در صورت پیوستن آنها به قیام جاری در کشور، انرژی عظیمی به معترضان و انقلابیون تزریق کرده و فروپاشی جمهوری اسلامی را تسریع خواهند کرد.

با توجه به مراحل ارتقای اعتراض به انقلاب، و با نظر به نوع شعارها و رادیکالی‌شدن کنش‌های انقلابی، حضور مردم عرب در این روند، در منطقه‌ای که قلب تپنده اقتصاد کشور است، به مثابه تیر خلاص به رژیم ولایت فقیه محسوب می‌شود و به همین دلیل نهادهای سرکوب در منطقه از هیج اقدامی برای ممانعت از چنین رخدادی فروگذار نخواهند کرد.

به‌رغم این اقدامات امنیتی هماهنگ، شرایط منطقه به مثابه آتش زیر خاکستر است و چه بسا اقدمات مذکور پیامدی کاملا وارونه داشته باشند و بجای ایجاد‌ واهمه، باعث‌ شکستن دیوار ترس شوند. شکستن چنین دیواری جز فروپاشی و سرنگونی جمهوری اسلامی معنایی دیگر ندارد.

مردم عرب اهواز که هیچ سودی از وجود رژیم جمهوری اسلامی نبرده‌اند، می‌بایست با آگاهی از نقش تاریخی خود، به انقلاب مردم ایران پیوسته و دیکتاتوری ولایت مطلقه فقیه را برای همیشه ریشه‌کن کنند.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید