شرایط انقلابی ایران و خواسته‌های مردم عرب اهواز

علی حیدری
علی حیدری
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
6 دقيقه (Reading time)

ایران هم‌اکنون در شرایط انقلابی بسر می‌برد ‌و اعتراضات سراسری و شعارهای سر داده شده توسط معترضان بخوبی گویای چنین وضعیتی است. مردم به طور مستقیم علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را به عنوان دیکتاتور مورد خطاب قرار داده و خواستار سرنگونی او و نظام ولایت مطلقه او شده‌اند.

این که چگونه پس از کمتر از نیم قرن جامعه ایران از انقلابی به انقلابی دیگر گذار کرده با نگاهی سریع به دوران زمامداری خامنه‌ای متوجه چنین تغییری خواهیم شد.

خامنه‌ای و بیتش در دوران 33 ساله ولایت مطلقه‌اش بر ایران همه تلاش‌های سیاسی اصلاح‌طلبانه و مسالمت‌آمیز را به شدیدترین شکل ممکن سرکوب کردند به‌طوری که امر سیاسی در ایران ممتنع و هر گونه فعالیت سیاسی بی‌حاصل شد.

وضعیت اسفناک اقتصادی، فقدان حداقلی از آزادی‌های اجتماعی، نابودی محیط‌زیست، فساد سیستماتیک، افزایش نهادهای امنیتی و پلیسی، تهی‌کردن نهادهای نیم بند انتخابی از معنای مصطلحشان، انحصار رسانه‌ای، سرکوب شدید اقلیت‌های دینی و مذهبی، عدم تحقق هیچ یک از خواسته‌های ملیت‌ها و قومیت‌ها، میلیتاریزه کردن نهاد دولت، سیاست منطقه‌ای خصمانه، افزایش تصاعدی اعدام‌ها و زندانیان، بحران‌سازی پیوسته با جامعه جهانی، میلیشاسازی و تهدید همسایگان، تنها نمونه‌ای از حاکمیت اسلامگراهای ایرانی به‌ویژه در دوران حکمرانی مطلقه خامنه‌ای است.

از این منظر، مردم از هر قوم و نژاد و دین و مذهب اگر خواستار ایفای نقش و تحقق خواسته‌هایشان در فردای جمهوری ولایت مطلقه فقیه هستند باید حضوری معنادار در روند کنونی تغییرات داشته باشند.

اعتراضات جاری هر چند با «مسئله» قتل حکومتی ⁧‫#مهسا_امینی‬⁩ آغاز شد اما در ادامه با شعارهایی که مطرح شد، اعتراضات از این مسئله فراتر رفت و مردم‌ خواستار دگرگونی وضع موجود شدند.

برخی، اعتراضات سراسری کنونی را تنها به مسئله حجاب و حقوق زنان مرتبط می‌کنند. اینان بر این باورند که معترضان به‌ دنبال حذف حجاب بوده و از این طریق خواستار بی‌بندوباری در جامعه هستند.

بدون شک مسئله «حجاب اجباری» و ستم مضاعف علیه زنان و دختران ایران از مهمترین دلایل اعتراضات کنونی بوده و حضور زنان محذوف، برجسته‌ترین تفاوت خیزش کنونی با اعتراضات پیشین بوده است.

اما تراکم مشکلات پیش گفته و عدم توانایی نظام جمهوری اسلامی در تحقق حداقلی از خواسته‌های مردمی، اصلی‌ترین و عینی‌ترین علت اعتراضات کنونی و اعتراضات پیوسته یک دهه اخیر بوده است.

بدین ترتیب، مسئله حجاب در اعتراضات کنونی را باید به آزادی‌های فردی و مدنی ارجاع داد. صدها ویدیوی منتشر شده این اعتراضات، حضور همزمان زنان و دختران محجبه و بی‌حجاب در کنار هم را نشان داده است. این که این اعتراضات به دنبال گسترش بی‌بندوباری بوده، بدون شک ادعای نظام در حال فروپاشی برای تحریک احساسات مذهبی مردم بوده است.

با این وجود، جمهوری اسلامی نتوانست از این امر بهره‌برداری کند و برای اولین بار در تاریخش دو بار فراخوان برای برگزاری «تظاهرات حکومتی» پس از آغاز اعتراضات کنونی با شکست مفتضحانه روبرو شد.

اما در رابطه با مطالبات مردم عرب اهواز باید گفت که هیچ یک از خواسته‌های این مردم در چارچوب نظام مستقر و طی حدود نیم قرن حکمرانی جمهوری اسلامی محقق نشد و این نظام نشان داد که نه تنها ظرفیت تحقق حداقلی از مطالبات مردم عرب را ندارد، بلکه با آنها بشدت هم برخورد می‌کند.

مردم عرب هیچ سودی در ابقا و استمرار وضع موجود ندارند. خواسته‌های مردم عرب اهواز تنها در نظام غیرایدئولوژیک، سکولار، جمهوری و غیرمتمرکز قابل تحقق است، جمهوری ولایت فقیه با رویکرد فرقه‌گرایانه و شدیدا متمرکز هیچ یک از این شرایط را ندارد به همین دلیل عبور از این نظام امکان تحقق مطالبات آزادیخواهانه و دموکراتیک مردم عرب را میسر می‌کند.

جمهوری اسلامی که از روابط زناشویی تا امر سیاسی و از لقمه نان مردم تا جایگاه اجتماعی شهروندان به خود اجازه دخالت می‌دهد، مسئولیت کامل وضع کنونی مردم ایران از جمله مردم عرب را برعهده دارد، مشارکت در روند انقلابی کنونی به معنای تغییر در تمام این حوزه‌ها است.

حضور مردم عرب اهواز همانگونه که در انقلاب به سرقت رفته 57 تعیین‌کننده بود، الان هم تعیین‌کننده است. باید حضوری معنادار در روند انقلابی کنونی داشت تا هم مانع تکرار تجارب گذشته شد، هم از سرقت دستاوردها جلوگیری کرد و هم‌ وضع موجود را با سرنگونی دیکتاتوری دینی دگرگون ساخت.

برخی فعالان عرب که کماکان از مشرب تفکر قبیله‌ای تغذیه می‌کنند، بر اساس «منطق عشیره‌ای» از حضور مردم عرب در اعتراضات و قیام انقلابی مردم ایران ممانعت بعمل می‌آورند. آنها طبق فرهنگ قبیله‌ای، اعتراض علیه حاکمیت را تنها وقتی مجاز می‌دانند که احساس کنند به آنها مستقیما «توهین و تعرض» شده است. این بدان معناست که چون‌ در اعتراضات اخیر به آنها و جامعه عرب تعرضی توسط حکومت و مقامات جمهوری اسلامی نشده، پس ضرورتی برای اعتراض و قیام وجود ندارد.

این دسته از فعالان، هرگز توانایی تحلیل فضای عام سیاسی در ایران را نداشته و نمی‌توانند ارتباط میان «تغییر شرایط خود» با «نوع حاکمیت سیاسی در ایران» را درک کنند.

باید به اینان یادآوری کرد که هم اکنون مهمترین دوگانه اجتماعی در شرایط انقلابی ایران «ادامه وضع موجود/دگرگونی وضع موجود» است. اصلی‌ترین دوگانه سیاسی هم «دیکتاتوری/دموکراسی» است. بقیه دوگانه‌ها و تضادها مهم هستند اما ذیل این دوگانه‌های اصلی قرار می‌گیرند. بدون حل این دو تضاد، هیچ مطالبه‌ای محقق نمی‌شود.

در شرایط انقلابی، فرد و گروه اجتماعی، یا عامل تغییر هستند یا موضوع تغییر. فعالان عرب که معترض وضع موجودند اما از گذشته گلایه دارند، برای آن که مجددا از نیرویی فاعل به منفعل تبدیل نشده و تنها موضوعی برای تغییر باقی نمانند، باید در روند کنونی فعالانه مشارکت کنند.

حضور فعالانه در سیر حوادث انقلابی در ایران، هم به تقویت روند انقلابی منجر می‌شود و هم به معنای مشارکت آگاهانه در فرایند شکل‌دهی به وضعیت پساانقلابی است. انقلاب منتظر کسی نمی‌ماند، اما حضور هر چه بیشتر مردم‌، باعث کاهش مدت و هزینه مرحله انقلابی می‌شود.

تمام اعتراضات، اعدام‌ها، زندانی‌شدن‌ها و تبعید از وطن فعالان عرب اهوازی طی دهه‌ها برای تغییر وضع موجود و با هدف تحقق خواسته‌ها و بهبود شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بوده است. هم‌اکنون که شرایط با سرعت در حال تغییر است، سکوت و بی‌تفاوتی نشانه رضایت از وضع موجود بوده و بازی در زمین حاکمیت مستبد جمهوری ولایت فقیه به‌شمار می‌رود.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید