در تهران چه می‌گذرد؟

این تظاهرات تداوم خواهد داشت و نظام را به ستوه خواهد آورد و نهایتا وادار به دادن امتیازاتی خواهد کرد که اکنون حاضر به قبول آن‌ها نیست

عبدالرحمان الراشد
عبدالرحمان الراشد
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
5 دقيقه (Reading time)

دامنه اعتراضات کنونی که تقریبا تمامی شهرهای ایران را در برگرفته، خطرناک‌ترین خیزش مردمی است که ایران از 40 سال پیش، شاهد آن بوده است. با این حال به نظر نمی‌رسد این خیزش بر خلاف اعتراضات 1979 که سرنگونی شاه را رقم زد، بتواند رژیم حاکم را از میان بردارد چراکه رژیم کنونی به مراتب خشن‌تر بوده و سرنگون نخواهد شد ولی فرسایش و ریزش داخلی را به‌رغم سرپا ماندن، تجربه می‌کند.

تکرار اعتراضات مردمی، بی‌شک بیانگر این است که دولت با نابسامانی دست به گریبان است به شکلی که برپایی تظاهرات مردمی علیه آن، به یک روند مزمن تبدیل شده که طی دو دهه گذشته، همه ساله در قالب تظاهرات مردمی علیه دولت و به‌رغم روی کار آمدن چهره‌های گوناگونی مانند خاتمی، احمدی نژاد، روحانی و رئیسی، تکرار شده است.

علت حقیقی تکرار متناوب این اعتراضات، ناتوانی رهبری ایران در تعامل با وضعیت متغیر جاری در سطح قشر جوان کشور است که نهایتا عامل تهدیدکننده برای بقای رژیم به شمار می‌آید. البته بازبینی در گفتمان و رویکرد نیز برای رژیم‌های ایدئولوژیک، کار ساده‌ای نیست.

حزب کمونیست روسیه هنگامی که در سال 1991 در آستانه فروپاشی قرار گرفت، انقلاب از داخل (پروستاریکا) را سرلوحه فعالیت خود قرار داد. چین هم با در پیش‌گرفتن خط مشی انعطاف‌پذیر در مدیریت کشور، حزب کمونیست را حفظ کرد ولی از عملکردهای کمونیستی دست برداشت. لباس مردم یکسان بود و دوچرخه همچنان وسیله نقلیه اصلی بود و مبلغان دولتی، نیمی از روز را در کار پرکردن مغز مردم از مطالبی در خصوص برتری کمونیسم بر سرمایه‌داری بودند. همه جهان دگرگون شده و تنها ایران و کره شمالی همچنان به حال خود باقی مانده‌اند.

ایران به جای تن دادن به دگرگونی، با بازگوکردن تئوری توطئه در تفسیر مشکلات مردم، مسئولیت آن را به گردن آمریکا، کشورهای همسایه و رسانه‌ها می‌اندازد در حالی که این مشکلات، ریشه داخلی داشته و تا زمانی که تهران به خانگی بودن این بیماری و درمان آن، اذعان نکند، با گذشت زمان بزرگتر خواهد شد. حملات رسانه‌ای علیه تهران صرفا ماهیتی واکنشی دارد و ناشی از وجود زنجیره‌ای از رسانه‌های فرمایشی وابسته به ایران به زبان عربی است که باعث برپایی حتی یک مورد تظاهرات در کشورهای عربی مخالف با رژیم نشده است.

البته این واقعیت بدین معنا نیست که ایران قادر به زندگی در خانه‌‌ای شیشه‌ای آنهم در منطقه‌ای ناآرام و متشنج است. با توجه به این ضرب المثل که «آن که باد بکارد، توفان درو می‌کند»، آشوبی که سراسر ایران شاهد آن است، برخاسته از آشوب کاشته شده از سوی خامنه‌ای در سطح منطقه است.

از زمان به قدرت رسیدن روحانیون در ایران، این طبقه زمام مدیریت جزئیات زندگی 70 میلیون شهروند ایرانی را به زور در دست خود گرفت.

کشته‌شدن یک دختر کرد در پی کتک خوردن تا سر حد مرگ به دست ماموران پلیس امنیت اخلاقی به بهانه «بد حجابی»، جرقه‌ای بود که در خرمن خشم و غضب ایرانی‌های به جان آمده از ستم افتاد و این خیزش جدید را رقم زد. آنها معترض به رژیمی هستند که در تامین زندگی مناسب برایشان شکست خورده و بی‌امان در کار سرکوب آنها است.

ایستادگی شماری از معترضان در برابر نیروهای امنیتی و اقدام به حمله به آنها، تحولی چشم‌گیر است که در تصاویر برداشته شده از رویارویی‌ها مشاهده می‌شود. رژیم نیز متقابلا با بستن شبکه‌های اجتماعی و اینترنت، واکنش نشان داد اما دست‌زدن رژیم به اقدامی تعیین‌کننده برای آرام کردن تظاهرات، نامحتمل است و کاری به جز متهم کردن تظاهرکنندگان به سرسپردگی به «داعش» و وابستگی به دستگاه‌های اطلاعاتی، از دستش ساخته نیست.

ابراهیم رئیسی، در تلاش برای جلب رضایت مردم تاکید کرد که اقدام پلیس امنیت اخلاقی، اشتباه بوده و تحقیقات لازم در این خصوص انجام خواهد شد. او گفت که دختر کشته شده کرد را همچون دختر خود می‌داند و با خانواده او همدلی می‌کند.

اگر اعتراضات مردمی کنونی تنها به دلیل وقوع این جنایت بود، چه‌بسا رژیم می‌توانست با اجرای تحقیقات و مجازات عاملان آن، مردم را آرام کند ولی بحران نظام، ماهیتی وجودی داشته و صرفا معلول مسائل معیشتی یا تخلفات و اقدامات فردی نیست.

رژیم دین‌مدار (تئوکرات) نه از پذیرش مردمی برخوردار است و نه از کار‌آمدی. دوران تقدیس رهبر و روحانیون به سر آمده که از نگاه تظاهرکنندگان، نماد فساد و سلطه‌جویی هستند. ایران امروز، کشور فقیری است که به دستاوردهای نظامی خود می‌بالد ولی توجهی به تامین نان برای مردمش ندارد.

اعتراضات کنونی، زنجیره به هم‌پیوسته متشکل از تظاهرات دانشگاهی و اعتراضات عظیم تهران است که در سال 2009 توسط روحانیون عصیان‌کرده علیه نظام حاکم، رهبری شد و در سال 2017 نیز به دلایل معیشتی شعله‌ور گردید. این اعتراضات در سال 2019 طی چندین ماه در مناطق دوردست ایران، از سر‌گرفته شد و هم‌اکنون از کردستان آغاز و به تهران کشیده شده است.

این تظاهرات تداوم خواهد داشت و نظام را به ستوه خواهد آورد و نهایتا وادار به دادن امتیازاتی خواهد کرد که اکنون حاضر به قبول آن‌ها نیست.

منبع: «الشرق‌الاوسط»

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید