مهسا، جسارت و شجاعت را به قیام سراسری پیوند زد

حسن محمودی
حسن محمودی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
5 دقيقه (Reading time)

روند منظم اعتصابات و اعتراضات اقشار مختلف مردم طی ماههای اخیر، و بکارگیری تجارب قیام‌های 96 و 98 و ... سرانجام به بلوغ رسید. این جریان در مسیر رشد و تکامل خود، با جرقه شهادت مهسا امینی دختر 22 ساله، جهشی شگرف به سمت قیام سراسری کرد.

مهسا آتش‌زنه‌ای بود که بر باروت جسارت و شجاعت لبریز شده در جامعه تابید و ثمره‌اش را مردم و جامعه جهانی در تهران و شهرهای دیگر به عیان دیدند. تهران پایتخت قیام شد و 131 شهر از 31 استان ایران نیز یکی پس از دیگری به صحنه رویارویی مردم با نیروهای انتظامی و بسیجی و پاسدار در آمد. غول استبداد در مقابل خود، نیرویی فشرده، کارآمد و جسور را دید و لرزه بر اندامش افتاد. مردم اشنویه بعد از تسخیر شهر، به دنبال عوامل سرکوب گشتند. آنها زندانیان اسیر را آزاد کردند. مردم نوشهر با شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» تظاهرات کردند و تجهیزات نیروهای سرکوبگر را به آتش کشیدند. در بابل بنر خامنه‌ای به آتش کشیده شد. در رشت نیروهای سرکوبگر که از کنترل اعتراضات ناتوان بودند از سپاه قزوین کمک گرفتند. در همدان مردم از جمله در میدان بعثت با شعار «توپ تانک فشفشه آخوند باید گم بشه» و «مجتبی بمیری رهبری را نبینی» تظاهرات کردند. رژیم تلاش کرد که با قطع اینترنت مانع گسترش قیام و ارسال اخبار و تصاویر آن شود. اما خروش مردم برای آزادی خاموش نشد و جهانی را به حمایت واداشت.

بدون شک علت در شرایط انفجاری و عینی جامعه که زمینه را برای چنین بستری آماده کرده بود نهفته است. زیرا حاکمیت را دیگر نمی‌شد با چند اعتصاب و اعتراض پی در پی وادار به عقب نشینی کرد. اکنون قیام سراسری زمینه را آماده کرده است.

اما قیام، فنی است که برای تداوم و استمرار آن به قوانین و روشهایی نیاز دارد. تعرض‌های مردمی اشکال جدیدتر و پیشرفته‌تری باید بخود بگیرد. زیرا از این به بعد حاکمیت نیز با یک نیروی فشرده‌تر و سرکوبگرانه‌تری در صحنه حضور پیدا می‌کند. بنابراین نقش و اهمیت تشکل در گروهها و تجمعات اعتراضی چند برابر می‌شود. چراکه به تحرک و انعطاف برای فشار با تمام نیرو نیاز دارد. بی‌شکلی در تجمعات و در جنگ‌های خیابانی باید جای خود را به نظم و گروه بندی که بتواند در مقابل همه فشارها بایستد بدهد. یک مثال ساده می‌تواند اهمیت آنرا نشان دهد. اگر پتاسیل جامعه برای تغییر را به آبی هنگفت پشت سدی تصور کنیم. برای اینکه از این پتاسیل عظیم برق بگیریم به یک سامانه فیزیکی و یک کار فشرده منظم که همه اجزا آن باهم هماهنگ کار کنند نیاز است تا برق بطور مستمر از هر پست به پست دیگر منتقل شود و به مصرف کننده‌ها برسد. در مورد قیام هم برای تبدیل انرژی عظیم جامعه به تغییر، ما در مداری پیچیده تر به تجمع انسان‌های سازمان‌یافته نیاز داریم تا بتوانیم ابتکار عمل را در صحنه بر علیه نیروهای سرکوبگر بدست گیریم.

یکی از کاربران در مورد اهمیت این موضوع نوشت: «در هفتمین روز اعتراضات سراسری مردم ایران، نیروهای سرکوبگر تلاش کردند که با حضور انبوه خود خیابان‌ها را از مردم بگیرند اما جوانان و بخصوص دختران جوان پیشاپیش جمعیت معترض با تقسیم کار گروهی بین همدیگر از چپ و راست توانستند بر نیروهای سرکوبگر غلبه کنند و آنها را فراری بدهند یکی دیگر از کاربران نوشته بود: پنجشنبه شب سی‌ویکم شهریور یکی از عوامل موفقیت قیام در تهران تشکیل کانون‌های شورش و جنگ و گریز بود. آنها از یوسف آباد تا تجریش و از تهران پارس تا نارمک همه به موازات و در هماهنگی با هم خشم خود را متمرکز می‌کردند و پاسداران وامانده فرار را برقرار ترجیح می‌دادند.

از تجارب مهم این 8 روز، نقش پیشتازی زنان در رویارویی با سرکوبگران بود. روزنامه پر تیراژ «لوموند» چاپ فرانسه، با اشاره به نقش پررنگ زنان در طی این روز‌ها نوشت: «پس از مرگ مهسا‌ امینی، این زنان هستند که در جبهه‌های تظاهرات دیده می‌شوند و این بی‌سابقه است.»

کاربری ضمن بزرگداشت بانوی هنر و آواز ایران مرضیه، این شعر او را یادآوری کرد و از قول او نوشت:

بشنو از سیمرغ بر البرز کوه
تیر آرش در کمان یک زن است
وز سروش ایزدی آمد که زن
کاوه‌ی آینده این میهن است

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید