.
.
.

مجتبی خامنه‌ای و سودای خلافت پدر

حسن محمودی

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

خبرگزاری رسا در قم روز ۲ شهریور خبر از نام‌نویسی درس خارج فقه و اصول، مجتبی خامنه‌ای در سال تحصیلی ۱۴۰۱- ۱۴۰۲ را داد. اما این شروع داستان نبود بلکه خبری شوم و ناخوشایند بود.
شروع داستان به انتخابات سال 84 برمیگردد، زمانی که مهدی کروبی که ستاره اقبالش در انتخابات به دلیل ظهور احمدی نژاد به زیر کشیده شده بود، در نامه‌ای به خامنه ای نوشت: آقازاده‌ی شما (مجتبی) در همه‌ی مسائل دخالت می‌کند. خامنه‌ای هم در جواب گفته بود: ایشان آقازاده نیست آقاست.
جواب خامنه‌ای خبر از نقشه مسیر و دیدگاهی هولناک را میداد که از این به بعد آجر به آجر باید چیده شود و خون‌‌ها باید ریخته شود.

مرحله اول

در سال 94 خامنه‌ای که چشم‌انداز تیر و تار حاکمیت را بهتر از هرکسی می‌دید، این پروژه سنگین را دست گرفت. او می‌دانست که اینکار را باید با ظرافت پیش ببرد و آرام آرام به آن لباس رسمی بپوشاند و علنی کند. لذا در ابتدا جلسه‌ای با حضور رفسنجانی و روسای سه قوه و فرمانده وقت سپاه (جعفری) و جنتی و یزدی و علی اصغر حجازی رئیس دفترش تشکیل داد.

خامنه ای در پشت میکروفون گفت: «بعد از من برای شماها تعامل و تفاهم برای انتخاب رهبری بسیار سخت خواهد بود لذا بهتر است که این موضوع در زمانی باشد که من در قید حیاتم.» او سپس از حضار می‌خواهد که در جلسات داخلی این مشکل را حل و فصل کنند. در پایان قافیه «مجلس باید انقلابی عمل کند» را برای تضمین دستورش به کار می‌گیرد.

از آن به بعد مجلس خبرگان وارد ابتلایی پیچیده می‌شود. هاشمی شاهرودی که آن موقع رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود، فضا را گرفت و دست آقا را خواند و مسیر را کوتاه کرد و گفت مجتبی گزینه مناسبی برای این کار است و آقا میتواند این پروسه را کم کم برای انتقال قدرت به او، فراهم کند.

مرحله دوم

در سال 99 که خبرهایی از بیماری خامنه‌ای در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و پایه واقعی هم نداشت، عبدالکریم فراهانی که عضو مجلس خبرگان فعلی است گفت «دشمنان بدانند زبانم لال اگر آقا نباشد، ولی بحمدالله او فرزندانی تربیت کرده که یکی از آنها بدرجه اجتهاد رسیده، و اگر لازم باشد با رای اکثریت خبرگان، رهبری شیعیان جهان را برعهده خواهد گرفت و دشمنان باید این آرزو که جای آقا خالی میماند را بگور ببرند.»

مخالفت‌ها

در قیام 88 مردم در اعتراضات خود با صدای بلند شعار میدادند «مجتبی بمیری، ولایت و رهبری رو نبینی». وب‌سایت «کلمه» منسوب به میرحسین موسوی اواسط مرداد نوشته‌ای را از او منتشر کرد که در آن درباره «جانشینی موروثی رهبری» در ایران هشدار داده بود.
مجتبی اکنون 53 سال سن دارد. از سوابق روشن او، دوستی با سعید امامی وهمکاری با قاسم سلیمانی است. در سال ۶۵ به جبهه جنگ رفت و یکی از افتخاراتش شرکت در عملیات فروغ جاویدان بر علیه «ارتش آزادیبخش ملی ایران» است. اما از سوابق ناروشن او این است که معلوم نیست کجا درس ابتدایی خوانده و کجا دیپلم گرفته و کجا درست طلبگی خوانده است.
او هرگز تصور نمی‌کرد که خواهد توانست نقشی در عرصه سیاست و تصمیم گیری کشور ایفا کند، اما اکنون در راس سه دفتر، عملیات ویژه با مسئولیت حجازی و دفتر مدیریت اجرایی، وحید حقانیان و دفتر رهبری، گلپایگانی قرار دارد. این سه دفتر فرماندهی امنیت و نیروی انتظامی و عملیات سرکوب قیام 96 و 98 و اعتراضات بعدی را برعهده داشتند.

نتیجه

اگر چه مرگ آخر الدواست ولی دادن لقب آیت‌الله به مجتبی خامنه‌ای نه تنها یک جعل بزرگ است بلکه نشان‌دهنده درماندگی نظامی است که باید 17 سال خرج کند و خون بریزد و در نهایت به کل دستگاه ولایت فقیه پشت کند.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم