عرض اندام رژیم ایران در منطقه

خیرالله خیرالله
خیرالله خیرالله
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
6 دقيقه (Reading time)

«جمهوری اسلامی ایران» این روزها سرگرم عرض اندام در سطح منطقه و خارج از آن است که هدف کاملا روشنی را دنبال می‌کند. این هدف در یک کلام، برجسته‌سازی برنامه توسعه‌طلبانه تهران بدون هیچ‌گونه عقب‌نشینی و انصراف است که نظام مصمم به جلو رفتن در این مسیر تا پایان، صرف نظر از معامله آتی خود با «شیطان بزرگ» یا منتفی‌شدن آن است.

بقایی برای رژیم ایران در بیرون از این برنامه توسعه‌طلبانه، متصور نیست و فروپاشی این برنامه در حکم فروپاشی کلیت نظام، شبیه به سرنوشت اتحاد جماهیر شوروی در 30 سال پیش است.

قدرت‌نمایی رژیم ایران در لبنان از طریق «حزب‌الله» انجام می‌گیرد که همواره خاطرنشان می‌کند حزب حاکم بر لبنان است و نهاد ریاست جمهوری این کشور، متشکل از میشل عون و جبران باسیل در کلیت خود چیزی نیست جز تایید و تاکید بر دوران حاکمیت حزب‌الله.

حزب‌الله که لشکری زیرمجموعه «سپاه پاسداران ایران» است، در قالب «فعال ما یشاء» در عرصه جنوب لبنان ظاهر شده است، بدون این که کمترین توجهی به مفاد قطعنامه 1701 صادره در سال 2006 کند. بر اساس آن قطعنامه، عملیات نظامی میان اسرائیل و حزب‌الله متوقف شد و جنوب لبنان به عنوان منطقه‌ای در نظر گرفته شد که صرفا نیروهای یونیفل و ارتش لبنان مجاز به حضور در آن هستند.

نکته این است که حزب‌الله، عامدانه در راستای از میان بردن مبانی این قطعنامه و تبدیل جنوب لبنان به «عرصه‌» انحصاری ایران کوشیده و کمترین احترامی برای منافع حقیقی لبنان قائل نیست. لبنان نیازی به ماجراجویی‌های نظامی از قبیل جنگ تابستان 2006 ندارد که تجسم کامل فاجعه ملی برای این کشور بود.

رژیم ایران در ارتباط با عراق از اذعان به این حقیقت که از هیچ محبوبیت و پذیرشی در میان اکثریت عراق برخوردار نیست، اجتناب می‌کند. این عدم محبوبیت ایران در جریان آخرین انتخابات مجلس در ده ماه پیش، کاملا آشکار شد و تهران از اذعان به شکست احزاب وابسته به خود در این انتخابات خودداری می‌کند.

هدف تهران در حال حاضر، کودتا علیه نتایج این انتخابات در قالب توقف روند تشکیل کابینه جدید و به تعطیلی کشاندن روند سیاسی در تمامی کشور است.

سپاه پاسداران، هواداران عراقی خود را به هدف ایزوله‌کردن مقتدی صدر و توقف تحرک سیاسی او روانه خیابان‌ها کرد. به‌نظر می‌رسد که «جمهوری اسلامی»، آماده قبول ریسک در راستای برافروختن آتش جنگ داخلی به هدف به کرسی نشاندن این موضوع است که عراق، برگه‌ای در دست ایران بوده و تغییر آن، امکان‌ناپذیر است.

ایران در ارتباط با سوریه، با توجه به مشغولیت مسکو به جنگ اوکراین، تبدیل به بازیگر اول در این کشور شامل مناطق جنوبی سوریه شده است که روز به روز بر دامنه فعالیت‌های آن در زمینه قاچاق مواد مخدر به اردن و از آنجا به کشورهای خلیج افزوده می‌شود. البته فعالیت‌های ایران به قاچاق مواد مخدر محدود نشده و اردن شکایاتی را در مورد قاچاق تسلحات نیز مطرح کرده که محموله‌هایی از آن روانه کرانه باختری و کشورهای خلیج می‌شود.

یمن اما کانون اصلی اقدامات توسعه‌طلبانه ایران را تشکیل می‌دهد به طوری که از آتش‌بس اعلام شده در این کشور از آوریل گذشته، در راستای جذب نیرو برای شبه‌نظامیان حوثی استفاده کرده است. نکته جالب توجه، نشر ویدیوهایی از طریق رسانه‌های وابسته به حوثی‌ها است که نشان می‌دهد پیکارجویان تازه‌نفس، در حال طی‌کردن دوره‌های آموزش نظامی هستند.

این سربازگیری، محدود به کودکان و نوجوانانی نشده که از طریق ترویج خرافات و شعارها، در معرض شستشوی مغزی قرار می‌گیرند، بلکه پیکارجویان جدید جوانی به کار گرفته می‌شوند که نشان می‌دهد «گروه انصارالله»، از منابع مالی برخوردار بوده که آتش‌بس جاری برای آنها فراهم کرده است. این پول‌ها در راستای تقویت توانمندی‌های نظامی حوثی‌ها در کلیه زمینه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

حوثی‌ها با این همه پیکارجویانی که دوره‌های آموزش نظامی را طی کرده و قادر به کاربرد سلاح‌های سبک، سنگین، خودروها و تانک‌ها هستند، چه خواهند کرد که در ویدیوهای منتشر شده مربوط به رژه‌های نظامی در میدان «سبعین» در صنعاء مشاهده می‌شود؟

تردیدی نیست که آتش‌بس از نگاه حوثی‌ها که تحت‌الامر «سپاه پاسداران» هستند، صرفا به عنوان یک وسیله و نه هدف قلمداد می‌شود. مهمترین نکته این است که این آتش‌بس مستقیما به آغاز روند سیاسی به گونه‌ای که آمریکا و هانس گروندبرگ، فرستاده دبیر کل سازمان ملل می‌خواهند، منجر نشده است.

نه تنها نشانه‌ای مبنی بر برون‌رفت مسالمت‌آمیز از جنگ داخلی یمن به‌واسطه آتش‌بس مشاهده نمی‌شود، بلکه دلایلی وجود دارد که حوثی‌ها در راستای تقویت حضور ایران در شمال یمن و اقدامات توسعه‌طلبانه تهران در کل این کشور تلاش می‌کنند.

دو عامل مشوق حوثی‌ها در این راستا وجود دارد. نخست، عدم تعامل جدی «دولت قانونی یمن» در قالب شورای ریاستی یمن به ریاست رشاد العلیمی برای مقابله با آنها است. آیا شورای ریاستی یمن در آینده خواهد توانست عملکرد خود را بهبود بخشد؟

عامل بعدی، برخورد سست و غیر قاطع آمریکا با آنهاست. دولت آمریکا شوربختانه از توان درک درست مفهوم حضور ایران در شبه‌جزیره عرب و پیامدهای آن برخوردار نیست.

ایران در تمامی مناطق حضورش، اقدام به تنش‌آفرینی از طریق شبه‌نظامیان مذهبی خود می‌کند. پرسش این است که آیا دولت آمریکا از طریق معامله خود با «جمهوری اسلامی» و تامین منابع عظیم مالی برای این نظام، راه را بر این‌گونه تشدید تنش‌ها هموار خواهد کرد؟

به عبارت روشن‌تر، آیا واشینگتن خود را به عنوان طرف دست‌اندرکار در ارتباط با امنیت هم‌پیمانان منطقه‌ای خویش در نظر می‌گیرد یا این هم‌پیمانان باید خودشان به شیوه‌های که مناسب می‌دانند در این رابطه اقدام کنند؟

ترجمه: العربیه فارسی

منبع: النهار

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size