مناسبات ایران و آمریکا در صورت احیای برجام توسط بایدن چگونه خواهد بود؟

هدی رئوف
هدی رئوف
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
5 دقيقه (Reading time)

با توجه به فزونی پیش‌بینی‌ها در خصوص قریب‌الوقوع بودن احیای توافق هسته‌ای میان ایران و غرب، پرسش‌‌هایی درخصوص آینده مناسبات ایران و آمریکا مطرح می‌شود.

به رغم خصمانه بودن این روابط از بدو تاسیس رژیم اسلامی ایران، دو کشور در مقاطعی توانستند در خصوص پرونده‌هایی، همکاری داشته باشند که نمایانگر تلاقی منافع آنها بود. گواه این امر، همکاری گاه و بیگاه تهران و واشینگتن درخصوص عراق و افغانستان در دوران بوش پسر و نومحافظه‌کاران جدید با محمود احمدی نژاد، رئیس‌جمهوری سابق تندروی ایران بود.

اکنون و پس از عبور از مرحله خصومت شدید دو کشور در دوره ترامپ، آیا می‌توان گفت که با اعلام احیای برجام، فاز جدیدی در روابط میان تهران و واشینگتن در دوران دولت بایدن رقم خواهد خورد؟
چه‌بسا پاسخ به این پرسش در مورد ماهیت روابط میان دو کشور در مرحله پساتوافق هسته‌ای، مستلزم اطلاع از اهداف سیاست‌ خارجی هر یک از طرفین از یک سو و نگاهشان نسبت به هم از سوی دیگر باشد.
با توجه به رویکرد دولت بایدن و اولویت‌های آن در منحصرسازی منابع تهدید امنیت آمریکا به صعود چین و روسیه و همچنین عقب‌نشینی ناگهانی و محاسبه‌نشده از افغانستان، درمی‌یابیم که خاورمیانه دیگر اولویت سیاست خارجی آمریکا نیست.

ایران متوجه این تحول در سیاست خارجی آمریکا شده است. بایدن با کنارگذاشتن تعهد خود در سوق دادن تهران به طرف توافقی جامع‌تر و قوی‌تر از برجام، چنین چرخشی را درسیاست خارجی آمریکا، ثابت کرد. طبق این رویکرد، توافق جدید هرگونه گفت‌وگو با ایران درباره پرونده‌های منطقه‌ای و موضوع موشک‌های بالستیک را در بر نخواهد گرفت.
با نگاهی به تحولات مذاکرات وین از آغاز تا به امروز، درمی‌یابیم که توافق جامع‌تر و قوی‌تر در مخیله آمریکا، تبدیل به نسخه مختصری از همان برجام شده است.
به طور خلاصه، بایدن، خاورمیانه را با ایران برابر گرفته و تعامل با ایران را نیز صرفا به پرونده هسته‌ای فروکاسته است. ایران می‌داند که در صدر اولویت‌های دولت بایدن نیست و این دولت تا حدودی در صدد مدیریت بحران درارتباط با پرونده هسته‌ای است؛ اما به شیوه‌ای که جلوی انتشار سلاح هسته‌ای را گرفته و ایران را از دستیابی به قدرت هسته‌ای بازدارد.
تا این لحظه به نظر نمی‌رسد که دولت بایدن، رویکرد همه‌جانبه‌ای در قبال ایران داشته باشد و تنها پرونده هسته‌ای است که برایش اولویت دارد ولی ملاحظات منطقه‌ای و نگرانی‌های مربوط به حقوق بشر در ایران، بایدن را در تنگنای زمانی برای حل آنها قرار نداده، هرچند که از حساسیت زیاد برای منافع آمریکا و هم‌پیمانان منطقه‌ای واشینگتن برخوردار است.
حال که که آمریکا در مورد رفتار منطقه‌ای ایران با این کشور گفت‌وگو نکرده، چه‌بسا لازم باشد یک چارجوب همکاری را با شرکاء و هم‌پیمانانش در مورد سایر نگرانی‌های مربوط به ایران حتی پس از احیای برجام، ترسیم کند. چارچوبی که پایه آن گفت‌و‌گو با طرف‌های عربی، خاورمیانه‌ای و اروپایی پیرامون چگونگی واکنش و مدیریت چالش‌های دیگر در رابطه با رفتار منطقه‌ای ایران باشد.
از نگاه تهران، تا این لحظه به نظر نمی‌رسد که بهایی را باید پرداخت کند زیرا هیچ فشاری در قبال عملکردش در عراق و دخالتش در جنگ یمن، و نیز در لبنان و سوریه، اعمال نشده است. این مسایل چه بسا مهمترین چالش‌هایی است که منطقه با آن درگیر است و باید مکانیزمی برای حل و فصل آنها ایجاد شود.
در خصوص نگاه ایران به مناسباتش با واشینگتن، روشن است که این رابطه بر اساس دشمنی ولی فقیه و تمامیت رژیم ایران با آمریکا بنا شده به طوری که این رویکرد به عنوان بخشی از هویت ایران درآمده است. دشمنی با آمریکا از ارکان اساسی ایدئولوژی انقلابی ولی فقیه و رژیم ایران است، لذا بهبود روابط میان تهران و واشینگتن حتد در صورت احیای برجام، امری تصورناپذیر است.

در مجموع، به نظر نمی‌رسد که احیای برجام بتواند در تغییر موضعگیری‌های منطقه‌ای ایران، چه در ارتباط با پشتیبانی از گروه‌هایی چون «حزب‌الله»، شبه‌نظامیان شیعه در عراق، یا رژیم سوریه و حوثی‌ها در یمن تاثیری داشته باشد. از همه مهمتر، موضع اسرائیل در قبال ایران هیچ یک از این مسائل را در نتیجه احیای برجام تغییر نخواهد داد.
رویکرد واشینگتن مبنی بر درگیر نشدن در مسائل منطقه و چه بسا راهبرد همکاری، مهار و مقابله بر اساس موضعگیری‌ها و همگرایی یا تضاد منافع، ممکن است فرصت‌هایی را برای همکاری در برخی موارد ایجاد کند ولی در عین حال احتمال بروز شرایط مقابله با ایران از سوی واشینگتن نیز وجود دارد.
به عبارتی دیگر، تحولی بنیادین و اساسی در روابط آمریکا و ایران صورت نخواهد گرفت؛ علی‌الخصوص در شرایطی که شخصی تندرو و نزدیک به سپاه پاسداران چون ابراهیم رئیسی، اکنون رئیس جمهوری ایران است. شخصی که اعلام کرده اولویت سیاست خارجی‌اش چرخش به سوی آسیا و کشورهای همسایه ایران است و نه ارتباط با غرب.

مناسبات میان واشینگتن و تهران ممکن است دستخوش تغییر شود اما چنین تحولی احتمالا در سایه دولتی از جریان اصلاح‌طلب یا میانه‌روی پراگماتیستی خواهد بود که بر روابط با غرب تاکید داشته باشد.

منبع: ایندپندنت عربی

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید