روایت گفتمان غالب در ایران از بریدن سر دختر عرب اهوازی

علی حیدری
علی حیدری - دبی - العربیه فارسی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
12 دقيقه (Reading time)

خبرگزاری «فارس» نزدیک به سپاه و از رسانه‌های اصلی تبلیغ‌کننده گفتمان غالب در ایران، دوشنبه 18 بهمن داستان‌سرایی خود از جنایت بریدن سر دختر اهوازی را با این جمله آغاز می‌کند که «حادثه قتل زنی 17 ساله در اهواز به دست همسرش و انتشار آن امنیت روانی جامعه را هدف قرار گرفت.»

این جمله هر چند ظاهری دلسوزانه دارد و با نگاهی به ظاهرا مسئولیت‌پذیر نسبت به جامعه نوشته شده اما در همان آغاز مشخص می‌کند که قرار است «فارس» خوانندگان را به کجا ببرد و چگونه هدایت کند.

در این جمله «جنایت وحشیانه» یک انسان از طریق بریدن سر صرفا «قتل» عنوان شده و «فارس» از همان اول تکلیفش را با این چنین جنایاتی مشخص کرده است.

در همان جمله، دغدغه فارس نه ماهیت جنایت، نه چگونگی آن، نه حقوق زنان، بلکه «انتشار» فیلم ماجرا است. موضوع نشر فیلم به گونه‌ای آگاهانه و عامدانه بزرگنمایی شده تا کل بحث «فرمالیته» شود و اصل جنایت به نحوه انتشار خبر تقلیل و شیفت داده شود.

جهاد تبیین

این خط خبری دقیقا در راستای رویکرد رسانه‌ای است که اخیرا رهبر جمهوری اسلامی از آن به عنوان «جهاد تبیین» یاد کرده است. بلافاصله نهادها، شخصیت‌ها و خبرگزاری‌های جریان قدرت به عادی‌سازی این مفهوم و تطبیق آن در فضای رسانه‌ای اقدام کردند.

در همین زمینه و در راستای جرم‌زدایی از فاعل این جنایت، محمدحسین هاشمیان، دبیر کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی در ایران، گفت: هم قاتل و هم مقتول «به نوعی مظلوم واقع شده» و قربانی فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی شدند.

احمد رهدار، مدیر موسسه مطالعات اسلامی «فتوح اندیشه» نیز مسئله زن‌کشی را به مفهوم «غیرت» شیفت داد و با دفاع محض از جانی اظهار داشت: «در این قضیه یک مرد ایرانی مورد ظلم قرار گرفته و از شرایط عادی خارج شده و غیرت ورزیده، البته ممکن است که در روش بکارگیری این غیرت به خطا رفته باشد.»

محسن مهدیان، مدیرعامل موسسه همشهری وابسته به شهرداری تهران هم کلا «مسئله» را عوض کرد و گفت: «موضوع مهم در این رابطه، انتشار فیلم ماجراست، این سوال پیش می‌آید که چه شد که چنین فیلمی در فضای مجازی منتشر شد؟»

محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور نیز با انداختن بار مسئولیت به گردن «فضای مجازی» گفت، در اهواز حادثه وحشتناکی توسط همسر یک زن در یکی از میادین اهواز به راه افتاد که بنیان اصلی آن به فضای مجازی برمی‌گردد.

جابجایی قاتل و مقتول

از چنین چشم‌اندازی و برای تقویت چنین رویکرد رسانه‌ای، فارس یک خبرنگار «زن» برای مصاحبه با خانواده مقتول اعزام می‌کند.

خبرنگار این رسانه امنیتی سپس به نقل روایت از زبان پدر مقتول می‌پردازد. پدر می‌گوید که دخترش به «اجبار» ازدواج نکرده و برخی مواقع به حالت «قهر» به خانه او می‌آمده و شوهر هم «بهترین زندگی» را برای او فراهم کرده بود.

فارس رندانه پدر را به جای دخترک سر بریده «قربانی» نشان می‌دهد. همه شهروندان عرب می‌دانند، قتل‌های موسوم به ناموسی، جنایتی از پیش طراحی‌شده با رضایت و برنامه‌ریزی مردان نزدیک به مقتول انجام می‌شوند. آن چه فرضیه نقش‌داشتن پدر را افزایش می‌دهد، رفتن او به همراه برادرش، پدر شوهر مقتول، به ترکیه و امان دادن هر دو‌ به قربانی بوده است.

در فرایند زن‌کشی، جلب رضایت مردان نزدیک به مقتول از آن جهت اهمیت دارد که حتی اگر قاتلان پسرعموهای زن مقتول باشند، در صورت عدم کسب رضایت خانواده درجه یک، به احتمال زیاد درگیری خونینی میان آنها پس از کشتن زن مورد نظر رخ خواهد داد.

مصاحبه با پدر مقتول تلاشی مزورانه از سوی مدافعان زن‌کشی و گفتمان پدرسالارانه برای جابجایی جانی با قربانی است و کوششی جهت مقصر جلوه‌دادن دخترک سر بریده.

باید تاکید کرد که مقتول پیشاپیش قربانی «کودک همسری» نیز بوده است. پدری که دخترش را در 12، 13 سالگی با گرفتن «حکم رشد» شوهر می‌دهد، نمی‌تواند شخص مناسبی برای مصاحبه درباره دختر کشته‌شده خود باشد. کودک همسری شاید اصطلاح مناسبی برای ازدواج دختران زیر سن رشد نباشد. چنین عملی به‌وضوح «تجاوز به کودک» تحت پوشش قانون و عرف و به نام «ازدواج» است.

بدون تردید پدر نخواهد گفت که دخترش مخالف چنین ازدواجی بوده است. اصلا مگر در چنین سنی می‌توان درست و مستقلانه تصمیم گرفت. مگر دخترک قربانی می‌‌توانسته در آن سن و سال با تصمیم پدر مخالفتی کند؟

اما دفاع از «قاتل» توسط «پدر مقتول» تلخ‌ترین سکانس این مصاحبه سفارشی است. چنان تصویری از قاتل به خواننده القا می‌شود که انگار این شوهر است که سرش بریده شده و زن با سر او دور افتخار زده و فیگور مردانگی گرفته است.

قبیله‌گرایی، مردسالاری، قتل ناموسی و زن‌کشی در جامعه کنونی عرب اهواز و در کل ایران منحصر به یک طبقه و قشر اجتماعی نیست. در این کشور از وزیر زن‌کش داریم تا بیکار زن‌کش. همه آنها هم مردان زحمت‌کش و فعال و خانواده‌دار و سربه‌زیر بودند، اما ظاهرا همه این «بچه‌های خوب» در یک خصلت با هم اشتراک دارند و آن هم زن‌کشی است.

به هر حال رسانه مدافع گفتمان غالب به بهترین وجه ابتدا از پدر و سپس از شوهر جرم‌زدایی کرده است.

سکانس کشته‌شدن دخترک هم مانند فیلم‌های هندی است؛ پدر از خانه خارج می‌شود، عمو به منزل می‌آید، دخترک را تشویق به فرار می‌کند، او را سوار ماشین می‌کند، شوهر فرا می‌رسد و در نهایت آن اتفاق می‌افتد.

تابوها و ناپرسیده‌ها

فارس سپس داستان رفتن مقتول به ترکیه و بازگشت او را از زبان پدر تعریف می‌کند.

حتی با فرض پذیرش این داستان، سوالی که پرسیده نشد و هرگز هم پرسیده نخواهد شد این است که چرا یک کودک همسر 17 ساله، در صورت صحت داستان، اقدام به فرار از منزل شوهر و پدرش می‌کند؟ مگر پدر نمی‌گوید، هر از چند گاهی مقتول پس از اختلاف به منزل او می‌آمده و بعد با واسطه فامیل و رضایت خاطر به خانه شوهر باز می‌گشته است؟

چه شرایطی در منزل شوهر و پدر بوده که یک کودک همسر 17 ساله تنها پس از 3 یا 4 سال از ازدواجش، به هیچ‌کس اعتماد نمی‌کند و تصمیم به فرار از خانه می‌گیرد؟

همه می‌دانند که در جامعه عرب اهواز به‌ندرت چنین اتفاقی می‌افتد اما در حالت وقوع چنین وضعیتی، این اقدام تنها و تنها راه باقی‌مانده برای همسر یا دختر فراری است. به احتمال فراوان دخترک سر بریده هیچ پشتیبان و حامی در میان خانواده ندیده و احتمالا تحت فشار زیادی برای ادامه زندگی در شرایط سخت و طاقت‌فرسا قرار داشته است.

در صورت پذیرش روایت خبرگزاری فارس و برخی شهروندان عرب اهوازی که این مصاحبه کذایی را منتشر کردند، و به‌طور ضمنی مسائل جنسی را باعث فرار آن دخترک می‌دانند، این پرسش مطرح می‌شود که چرا برای یک تازه عروس باید این مسئله پیش بیاید؟ طرح این پرسش در جامعه مردسالار و مذهب‌پیشه، جز تابوها و ناپرسیده‌هاست.

اما تمام مصاحبه فارس و حتی دلسوزی‌های پدر مقتول به‌طور ضمنی به وجود مسئله جنسی اشاره می‌کند و تلاش دارد، مقتول را که حالا دیگر حتی توانایی دفاع از خود را ندارد، زنی بدکاره نشان دهند ‌و او را مقصر اول و آخر چنین جنایتی وانمود کنند.

در مطلبی که پیشتر در این باره نوشته بودم و در صفحه خودم در اینستاگرام منتشر کردم، یکی از خوانندگان که صفحه‌ای با نام جعلی و بدون عکس دارد، دقیقا از منظر خیانت زناشویی به من حمله کرده و‌ گفته که مقتول بدکاره بوده است. او سپس پرسیده «اگر همسر تو این کاره بود، چه واکنشی از خود نشان می‌دادی؟»

طرح چنین پرسشی ضمن این که تایید چنین جنایتی است، تلاش دارد مسئله زن‌کشی را تنها یک مسئله شخصی و درون خانوادگی و قبیله‌ای نشان دهد و هزینه نقد و انتقاد از اصل مسئله را بالا ببرد.

هر چند گفت‌وگو و پاسخ به این دسته از مدافعان زن‌کشی هیچ حاصلی ندارد، اما نشان می‌دهد که اینان تنها راه‌حل خیانت زناشویی را کشتن، قتل و جنایت آن هم به آن شکل سبعانه ‌و وحشیانه می‌دانند.

این زن‌کشان نمی‌دانند چیزی به نام «طلاق» ‌و «جدایی» وجود دارد و می‌توان در صورت اثبات خیانت از سوی هر یک از زوجین بدون قتل و خونریزی از هم جدا شد.

اما چنین راه‌حلی از دید مردسالاران زن‌ستیز، راه حلی بزدلانه، خفت‌بار و ذلیلانه به‌شمار می‌رود و تنها ریختن خون زنان متهم است که عطش مردانگی و غیرت آنها را سیراب می‌کند.

با این حال جای تاسف بسیار دارد که برخی شهروندان عرب اهوازی به بازنشر مصاحبه خبرگزاری امنیتی «فارس» اقدام می‌کنند. به‌ویژه آن دسته از شهروندانی که در خارج زندگی می‌کنند و رویکرد این رسانه به مسائل و حقوق مردم عرب و آزادی‌های اجتماعی و فرهنگی در ایران را می‌دانند.

تاسف‌بارتر آن که برخی از این شهروندان عضو موسسه‌های مدنی یا صاحب رسانه بوده و یا این که خودشان «زن» هستند اما به بازنشر چنین مصاحبه‌های یک‌طرفه و بی‌مایه اقدام می‌کنند.

تبعیض در خانه

اما پرسش قابل طرح از فعالان عرب این است که «چگونه به دنبال محو تبعیض، ظلم و ستم در سپهر سیاست هستید اما در سطح خانواده، به عنوان اصلی‌ترین واحد تشکیل‌دهنده اجتماع، به نهادینه‌کردن و عادی‌سازی ستم و تبعیض علیه اعضای خانواده خود به‌ویژه زنان و دختران و کودکان خویش تن می‌دهید؟»

چگونه می‌توان از بانیان و مبلغان تبعیض در سطح خانواده انتظار کنشی برای رفع تبعیض در میدانی بزرگ‌تر یعنی سپهر سیاست داشت؟

باید صراحتا گفت که نوقبیله‌گرایان به‌ویژه اروپانشینان آنها با وقاحتی تمام پشت مفاهیمی چون قومیت و هویت و وحدت جامعه عرب اهواز پنهان می‌شوند و در شباهتی بی‌همتا با مذهب‌گرایان مدافع گفتمان رسمی در ایران، خواستار نادیده‌گرفتن تبعیض ساختارمند علیه نصف جامعه یعنی زنان عرب می‌شوند.

اینان مزورانه و با ژستی حق به جانب و با بکارگیری مفاهیمی همچون «مردانگی» و «غیرت»، دفاع از حقوق بنیادین زنان قربانی را دفاع از زنان بدکاره و موضوعی کاملا ثانویه و فرعی نشان می‌دهند.

تاثیر متقابل فرد و ساختارها

بعضی از فعالان عرب نیز با تحلیلی نهادی و ساختارگرایانه، هم قاتل و هم مقتول را قربانی «ساختارها»ی پوسیده و کهنه‌ای مانند قبیله یا رویکردهای دینی و مذهبی حاکمیت و جامعه پنداشتند.

بدون شک چنین نهادهایی در واقعیت‌های تلخی مثل جنایت اخیر نقش دارند اما در جوامع پیچیده کنونی تحلیل صرف ساختاری نه تنها به تنهایی توانایی بازشناخت واقعیت‌ها را ندارد، بلکه نقش عامل انسانی، و کنش‌ و واکنش‌های متقابل فرد با نهادها را بکلی نادیده می‌گیرد.

در جوامع کنونی از جمله جامعه عرب اهواز این گونه نیست که فرد صرفا «مهره» یا «قطعه»‌ای از یک دستگاه عظیم به نام اجتماع باشد.

هر چند نهادها و ساختارهایی چون خانواده، آموزش و پرورش، محیط کار و مذهب تاثیر فراوانی بر «فرد» می‌گذارند، با این وجود، فرد کاملا مقهور این نهادها نیست و خود فرد نیز از طریق «آن چه حس می‌کند» یا «می‌پندارد» بر محیط پیرامونش تاثیر می‌گذارد. در نتیجه یک رابطه متقابل و دوسویه میان «ساختارها و نهادها» با «فرد» وجود دارد.

دقیقا به همین دلیل است که «قاتل» به اهمیت رسانه‌ها و تاثیر فیلم و نشر آن در جامعه آگاهی داشت و از این طریق می‌کوشید با رفتارش بر جامعه تاثیر بگذارد.

از چنین منظری، مصاحبه خبرگزاری فارس به‌وضوح یک هدف روشن را دنبال می‌کند و آن این که مقصر جنایت مرتکب‌شده در حق کودک همسر 17 ساله اهوازی خود آن دخترک است و «بقیه»ی عوامل نقشی کاملا جانبی در این جنایت از پیش طراحی‌شده دارند.

در میدان دشمنان مردم، زن‌ستیزان، هواخواهان گفتمان قدرت و مدافعان وضع موجود بازی نکنیم.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size